حامد وفایی، مدیر گروه مطالعات چین دانشگاه تهران: این سفر فرصتی راهبردی برای بازتعریف جایگاه ایران در «محور اوراسیایی» و ترغیب شرکای کلیدی تهران به ایفای نقش فعالتر در شکلگیری نظم جدید منطقه غرب آسیا محسوب میشود.
چندقطبیگرایی پایه سازمان همکاری شانگهای
سازمان همکاری شانگهای از بدو تأسیس، بر اصول احترام به حاکمیت، عدم مداخله، چندجانبهگرایی و مقابله با یکجانبهگرایی غربی بنا شده است. حضور سران چین، روسیه، ایران، هند، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی در بیشکک، در میانه جنگ اوکراین و جنگ ایران-آمریکا، این سازمان را به یک آزمایشگاه واقعی چندقطبیگرایی در نظام بینالملل تبدیل کرده است.
برای ایران، این اجلاس اهمیتی دوگانه دارد: اول، از منظر یک عضو سازمان برای تثبیت عضویت کامل و تبدیل آن از ظرفیت نمادین به یک ابزار عملیاتی در حوزه امنیت انرژی، کریدورهای ترانزیتی (بهویژه شمال-جنوب) و خنثیسازی تحریمها؛ و دوم، ایجاد فضای دیپلماتیک برای انتقال پیامهای راهبردی مستقیم و بیواسطه به پکن و مسکو در اوج فشارهای نظامی و اقتصادی ایالات متحده.
امروز میتوان با رفتارشناسی چینیها در حوزه روابط بینالملل دریافت که در مواجهه با فضای پیچیده و چندلایه کنونی نظام بینالملل، دیپلماسی چینی بر پایه اصل «صبوری راهبردی»، محاسبه دقیق هزینه-فایده و اجتناب از درگیری مستقیم تا زمانی پایهریزی شده که منافع حیاتی این کشور به صورت مستقیم تهدید نشود. چین از دیرباز ایران را بهعنوان یک کشور مهم تأمینکننده انرژی و شریکی ژئوپلتیک در خاورمیانه شناسایی کرده، اما با «نگاه پساجنگ سردی» خود و عبور از «پارادایمهای اتحادمحور» از تغییر نقش خود به عنوان یک «ضامن امنیتی مستقیم» برای تهران اجتناب ورزیده است. در این میان روسیه نیز به عنوان کشور درگیر در جنگ با اوکراین و در مواجهه مستقیم با تحریمهای گسترده غرب، روابط خود با تهران را بر پایه منافع متقابل نظامی-اقتصادی و اشتراک در چالش با نظم غربی تعمیق بخشیده، اما همواره از «تعهدات امنیتی صریح» به جمهوری اسلامی پرهیز داشته است. …












