
ستونهای دود و گرد و غبار که در گوشهای از شهر بالا میرود، برای نیروهای اورژانس معنای روشنی دارد؛ باید بیدرنگ راهی شوند، حتی اگر مقصد منطقهای ناامن باشد و هنوز صدای انفجارها در اطراف شنیده شود. در چنین لحظاتی، نیروهای اورژانس پیشبیمارستانی در خط مقدم امدادرسانی قرار میگیرند؛ جایی که فاصله میان مرگ و زندگی گاهی تنها چند دقیقه است و یک تصمیم درست میتواند سرنوشت انسانی را تغییر دهد. این نیروها در روزهای عادی نیز یکی از پرتلاشترین بخشهای نظام سلامت هستند؛ سالانه به حدود ۲۰ میلیون تماس مردمی پاسخ میدهند و برای انجام نزدیک به ۶ میلیون مأموریت، در سراسر کشور به میدان میروند؛ آنهم با حدود ۳۰ هزار نیروی انسانی که باید در هر ساعت از شبانهروز آماده باشند تا خود را به بیمار، مصدوم یا حادثهدیده برسانند. اما جنگ، همه معادلات را تغییر میدهد. در روزهایی که بمب، موشک و ترکش جان مردم عادی را نشانه گرفته است، مأموریت اورژانس دیگر فقط انتقال یک بیمار یا رسیدگی به یک حادثه نیست؛ امدادگران باید در میان آوار، دود، شیشههای خرد شده و صحنههای تلخ مجروحان حاضر شوند و همزمان مراقب جان خود و همکارانشان نیز باشند.
پشت هر آژیر، داستان انسانی نهفته است؛ خانوادهای که ناگهان عزیزش را از دست داده، کودکی که زیر آوار مانده، مجروحی که هر لحظه برایش اهمیت دارد و امدادگری که با وجود همه خطرها، لباس کار بر تن میکند و قدم به محل حادثه میگذارد. شاید همین پیوند میان جان انسانها و مسئولیت امدادگران است که کار در اورژانس را از یک شغل فراتر میبرد؛ حرفهای که در روزهای جنگ، بیش از همیشه به عشق، شجاعت و تابآوری نیاز دارد.
جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، درباره خدمات حیاتی این سازمان در روزهای عادی و بحرانی کشور به «ایران» میگوید:«سالانه حدود ۲۰ میلیون تماس با شماره ۱۱۵ اورژانس انجام میشود. این سازمان بهطور متوسط با توجه به ۳۰ هزار نیروی انسانی که دارد، طی یک سال حدود شش میلیون مأموریت در نقاط مختلف کشور انجام میدهد. همانطور که همه مردم در جریان خدماتی که اورژانس به آنها ارائه میدهد هستند، بخشی از …







![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)



