
ایران آنلاین:
حامد قریب؛ گروه فرهنگی /
ایده نمایش از چه سالی شکل گرفت و قدری درباره مضمون نمایش توضیح دهید؟
ایده نمایشنامه «آنبُرد» از سال 92 شکل گرفت. در این نمایش رابطه دختر و پدر جوانی را میبینیم که در واقع استحالهای از پدر در سی سالگی و دختر جوانی که همچنان به دید یک نوزاد از جانب پدر به او نگاه میشود، لایه رویین این اثر است. پدری که به سبب شغل دختر، یعنی نقاشی و تصوری که همواره فرزندش از او روی بوم دارد، از سن واقعی خود یعنی 60، 70 سال خارج شده و در سن حال حاضر دختر خودش قرار میگیرد.
مهمترین چالش شما در تبدیل این متن به یک اجرای صحنهای چه بود؟ میزانسنهای نمایش تا چه اندازه از ابتدا طراحی شده بودند و چه مقدار در جریان تمرین شکل گرفتند؟
مهمترین چالش در شکلگیری این اثر از نمایشنامه تا یک اجرای صحنهای، حذف حرکات و میزانسنهای اضافهای بود که طراحی و اجرایش برای هر کارگردانی بسیار لذتبخش است اما اصلاً به سود اجرا و نمایشنامه نیست. به همین سبب گاهی در مواجهه با نظراتی اینچنینی که میزانسنها را شاید ساده میخوانند، ابراز خوشحالی میکنم؛ زیرا سادگی، همیشه دستیافتنی نیست. میشود هزاران گونه دیگر با سبکها و نگرشهای مختلف، این نمایشنامه را روی صحنه برد؛ با دکوری عظیم یا لباسهایی خارج از عرف اجرا، اما این دیگر نسخه اجرای من از این نمایشنامه نخواهد بود. من سادگی را نه با عنوان تخت بودن و دوبعدی بودن، بلکه بهعنوان اینکه فاصله با تماشاگر برداشته شود و هیچ حرکتی بیدلیل و بدون پشتوانه فکری انجام نشود، بسیار میپسندم.
موسیقی، نور و طراحی صحنه چه نقشی در انتقال احساسات نمایش داشتند و چطور به این زبان بصری رسیدید؟
هر چهار عنصر موسیقی، نور و صحنه و لباس بسیار به این اثر، هم از لحاظ بار عاطفی و احساسی و هم از جانب پالوده شدن نمایش از آنچه بیدلیل و بدون پشتوانه فکری است، نقش بسزایی داشته است. در طراحی صحنه در ابتدا به سبب حضور دو صندلی، دو میز و پردههای بلند سرتاسری در عقب صحنه، شاید بسیار ساده انگاشته شوند اما این حضور پردههاست …







