
ایران آنلاین:
شادی کابیانی: ماکو را باید در میان سنگها شناخت؛ از زیر صخرههایی که بر فراز خانههای شهر سایه انداختهاند. از کنار رودخانه زنگمار که در دره شهر جریان دارد و از جایی که کوه و خانه و تاریخ چنان در هم تنیدهاند که گویی طبیعت، خودش معماری این شهر را به دوش کشیده است.
اینجا، در شمالغربیترین گوشه ایران، شهر فقط به مرز ختم نمیشود؛ مرز، خودش یکی از روایتهای ماکوست.
کمی که از هیاهوی جاده و رفتوآمد مسافران فاصله بگیریم، به جایی میرسیم که قصه قاجار هنوز بر دیوارهایش نفس میکشد؛ کاخ باغچهجوق، همان بنایی که در نزدیکی ماکو و در میان باغی بزرگ قرار گرفته و معماری ایرانی را با تأثیرات اروپایی و روسی درهم آمیخته است. کاخ به فرمان تیمور تیموری؛ معروف به اقبالالسلطنه ماکویی، ساخته شد و تزئینات آن در سالهای پایانی قاجار انجام گرفت.
اما برای دیدن ماکو، چه بسا بهتر باشد از کاخ عبور کنیم و چشمهایمان را به سنگها بسپاریم.
اینجا سنگ فقط سنگ نیست. در دل این کوهستان، صخرهها شاهد آمدوشد آدمهایی بودهاند که هر کدام بخشی از تاریخ این سرزمین را با خود آوردهاند و بردهاند. از قلعه ماکو و دژهای تاریخی منطقه گرفته تا پل بشگوز، همه چیز از شهری حکایت میکند که قرنها بر سر راه انسانها ایستاده است.
پل بشگوز، «پل پنج چشمه»؛ پلی تاریخی بر رودخانه زنگمار است که با سه پایه سنگی ساخته شده و در منابع به سده هجدهم میلادی نسبت داده شده است؛ پلی که مسیرهای منطقهای و گذر کاروانهای زائران ارمنی به سوی قرهکلیسا را به هم پیوند میداده است.
اما عجیبترین قصه ماکو شاید جایی دیگر باشد؛ جایی که یک بنا برای نجات از غرق شدن، بن کن شده است.
در نزدیکی سد بارون، کلیسای مریم مقدس یا همان زور زور ایستاده است؛ بنایی تاریخی که با آبگیری سد در معرض آبگرفتگی قرار داشت. پس سنگهای کلیسا را یک به یک از جای خود باز کردند، اجزای آن را جابهجا کردند و بنا دوباره در نقطهای دیگر برپا شد. امروز کلیسای کوچک زور زور در کنار دریاچه سد ماکو، انگار خاطرهای …






