
برگزاری بازیهای حساس و سرنوشتساز فوتبال ایران بدون حضور تماشاگر، یکی از تلخترین تصاویر فوتبال باشگاهی است؛ تصویری که در آن سکوهای خالی، بیش از آنکه نشانه نظم و امنیت باشند، گاهی روایتگر شکست سیاستهای فرهنگی و مدیریتی در قبال هواداراناند. فوتبال، بدون صدای سکوها، بدون تشویق و اعتراض و بدون آن شور جمعی که بخش مهمی از هویت این ورزش را میسازد، چیزی کم دارد. فیفا و نهادهای بینالمللی فوتبال نیز همواره بر اهمیت حضور تماشاگران و نقش آنان در جذابیت مسابقات تأکید داشتهاند. ولی در فوتبال ایران بارها شاهد محرومیت باشگاهها از حضور تماشاگران به دلیل احکام انضباطی بودهایم؛ احکامی که در مواردی اجتنابناپذیرند، اما نمیتوانند پاسخ نهایی به مسألهای باشند که ریشههای آن بسیار عمیقتر از یک تخلف در نود دقیقه مسابقه است.
مسأله را نمیتوان صرفاً به چند هوادار خاطی، یک درگیری، چند فحاشی یا پرتاب چند بطری و سنگ تقلیل داد. پشت بسیاری از این رفتارها، مجموعهای از عوامل فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی و روانشناختی قرار دارد؛ عواملی که در طول سالها نادیده گرفته شدهاند و اکنون در ورزشگاهها خود را به شکل خشم، پرخاشگری و خشونت نشان میدهند. اگر قرار است درباره خشونت تماشاگران صحبت کنیم، باید از سطح «چه کسی تخلف کرد؟» فراتر برویم و بپرسیم، چرا بخشی از فرهنگ هواداری به جایی رسیده است که ابتداییترین اصول حضور در یک رویداد ورزشی نیازمند تذکر رسمی باشگاههاست؟
سال گذشته، زمانی که باشگاه تراکتور برای احراز شانس میزبانی خود در آسیا از هوادارانش خواست در برابر نمایندگان کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) «خویشتنداری و تابآوری لازم» را داشته باشند، بخشی از عمق این چالش آشکار شد. از هواداران خواسته شد فحاشی نکنند، اشیا و سنگ به زمین پرتاب نکنند، به داور توهین نکنند، بطری به سمت بازیکنان حریف نیندازند و برای برهم زدن تمرکز رقیب از لیزر استفاده نکنند.
این توصیهها در نگاه نخست سادهاند؛ آنقدر ساده که شاید طرح دوباره آنها در یک ورزشگاه حرفهای عجیب به نظر برسد. اما همین سادگی، اتفاقاً مسأله را …












