قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

پای کار ماندند برای تداوم جریان انرژی

یک سال گذشته را می‌توان یکی از پرتنش‌ترین دوره‌ها برای زیرساخت‌های کشور دانست؛ دوره‌ای که در آن، دو جنگ و مجموعه‌ای از حوادث پیش‌بینی‌نشده، بخش‌هایی از زیرساخت‌های حیاتی را تحت فشار قرار داد. در چنین شرایطی، مسأله فقط حفاظت از تأسیسات و بازسازی آسیب‌ها نبود؛ تداوم خدمت‌رسانی به میلیون‌ها نفر و حفظ جریان انرژی در شرایطی که بخشی از زیرساخت‌ها هدف حمله قرار گرفته بود، خود به یک مأموریت بزرگ تبدیل شد.
 پای کار ماندند برای تداوم جریان انرژی

حسن مرادی، کارشناس انرژی:  در این میان، دولت تلاش کرد با تکیه بر ظرفیت‌های موجود، روند ارائه خدمات را متوقف نکند و حتی در سخت‌ترین روزها، جریان انرژی و سوخت را در کشور حفظ کند. این مدیریت البته صرفاً به عملکرد دستگاه‌های دولتی محدود نبود و در بسیاری از مقاطع، همکاری و همراهی مردم نیز به بخش مهمی از مدیریت بحران تبدیل شد.

یکی از اولین چالش‌ها در روزهای جنگ، جابه‌جایی گسترده جمعیت بود. با آغاز حملات، بخشی از مردم تهران و دیگر شهرهای بزرگ برای دور شدن از مناطق در معرض خطر، راهی شهرهای کوچک‌تر، مناطق روستایی و شهرهای امن‌تر شدند. این جابه‌جایی ناگهانی، فشار قابل‌توجهی بر زیرساخت‌های شهرهای مقصد وارد کرد؛ زیرساخت‌هایی که اساساً برای چنین حجم جمعیتی طراحی نشده بودند.

در برخی روستاها و شهرهای اطراف تهران، افزایش ناگهانی جمعیت حتی تأمین آب و سایر خدمات پایه را با دشواری مواجه کرد. مدیریت این موج جمعیتی، خود به یک مسأله فوری تبدیل شده بود؛ چراکه باید هم نیازهای اولیه جمعیت جابه‌جا شده پاسخ داده می‌شد و هم زیرساخت‌های انرژی و سوخت متناسب با شرایط جدید، فعال باقی می‌ماند.

با گسترش دامنه جنگ، چالش وارد مرحله دیگری شد. زیرساخت‌های انرژی نیز از گزند حملات در امان نماندند. بخشی از تأسیسات پالایشی و مراکز ذخیره‌سازی در تهران هدف قرار گرفتند و برخی مخازن و تأسیسات با آسیب مواجه شدند. اهمیت این مراکز تنها به موقعیت جغرافیایی آنها محدود نمی‌شد؛ هر یک از این تأسیسات بخشی از زنجیره تأمین و ذخیره‌سازی سوخت کشور را بر عهده داشتند و آسیب به آنها می‌توانست در صورت نبود جایگزین، به اختلال در عرضه منجر شود.

در چنین شرایطی، سرعت واکنش اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد. آسیب به یک مرکز ذخیره‌سازی یا یک خط انتقال، صرفاً یک خسارت فنی نبود؛ زیرا هر اختلال در این زنجیره می‌توانست حلقه‌های بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، ترمیم سریع زیرساخت‌های آسیب‌دیده و فعال نگه داشتن مسیرهای جایگزین، به یکی از محورهای اصلی مدیریت بحران تبدیل شد.

در بخش انتقال انرژی نیز شرایط مشابهی وجود داشت. حتی نقاطی دورافتاده و صعب‌العبور از جمله برخی دکل‌ها و تأسیسات خطوط انتقال، هدف حمله قرار گرفتند. بازگرداندن این خطوط به مدار، در بسیاری از موارد نیازمند دسترسی به مناطقی دشوار و انجام عملیات فنی در شرایطی غیرعادی بود. با این حال، فرآیند تعمیر و بازسازی با سرعت دنبال شد تا جریان انتقال انرژی دوباره به شرایط پایدار بازگردد.

همزمان، موج جابه‌جایی مردم به سمت شهرهای شمالی و مناطق امن‌تر ادامه داشت. شهرهایی مانند دماوند، فیروزکوه، شهریار، رودهن، ساوجبلاغ و هشتگرد، در مقاطعی با افزایش قابل‌توجه جمعیت مواجه شدند. این جابه‌جایی گسترده به معنای افزایش ناگهانی تقاضا برای سوخت در مسیرهای خروجی، شهرهای مقصد و محورهای مواصلاتی بود.

در چنین وضعیتی، حفظ جریان عرضه سوخت اهمیت مضاعف داشت. خودروهایی که از مناطق درگیر خارج می‌شدند، باید در مسیر و مقصد امکان سوختگیری می‌داشتند. در صورت شکل‌گیری کمبود، علاوه بر ایجاد اختلال در جابه‌جایی مردم، زمینه برای شکل‌گیری بازار غیررسمی و افزایش قیمت نیز فراهم می‌شد، اما با استفاده از ظرفیت‌های موجود و اعزام ناوگان حمل سوخت، تلاش شد جریان عرضه در مسیرهای مختلف حفظ شود. انتقال سوخت با تانکرها و استفاده از ظرفیت‌های جایگزین، یکی از اقداماتی بود که به استمرار خدمت‌رسانی در روزهای بحرانی کمک کرد. در نتیجه، حتی در شرایطی که تقاضا به ‌طور ناگهانی افزایش یافته بود، شبکه توزیع توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.

بحران البته به بخش پالایش و ذخیره‌سازی محدود نماند و بخشی از زیرساخت‌های تولید و صنایع انرژی‌بر نیز تحت تأثیر حملات قرار گرفت. آسیب به برخی تأسیسات در عسلویه و مجتمع‌های پتروشیمی ماهشهر، از جمله رخدادهایی بود که می‌توانست زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی و صنعتی ایجاد کند. در برخی موارد، تأسیسات یوتیلیتی و بخش‌های تأمین‌کننده برق مجتمع‌های پتروشیمی آسیب دیدند و در پی آن، تعدادی از واحدهای تولیدی از مدار خارج شدند. اهمیت این موضوع از آن جهت بود که مجتمع‌های پتروشیمی در یک زنجیره به یکدیگر متصل‌اند و خوراک و محصولات برخی واحدها، برای فعالیت واحدهای دیگر اهمیت دارد. بنابراین، توقف یک بخش می‌تواند بر حلقه‌های بعدی زنجیره نیز اثر بگذارد.

به همین دلیل، عملیات تعمیر و بازگرداندن تأسیسات به مدار، با سرعت دنبال شد. در چنین شرایطی، زمان به یکی از مهم‌ترین متغیرهای مدیریت بحران تبدیل می‌شود. هر ساعت تأخیر در بازسازی یک تأسیسات می‌تواند به معنای طولانی‌تر شدن اختلال در زنجیره تولید و انتقال باشد. از همین رو، حضور نیروهای فنی در محل و تلاش برای بازگرداندن سریع واحدهای آسیب‌دیده، بخش مهمی از روند مدیریت بحران بود.

همین رویکرد در مورد شبکه حمل‌ونقل و ارتباطی نیز دنبال شد. در برخی مناطق، آسیب به جاده‌ها و پل‌ها می‌توانست روند جابه‌جایی سوخت و تجهیزات را مختل کند. استفاده از مسیرهای فرعی و ظرفیت‌های جایگزین، راهکاری بود که امکان تداوم عبور و مرور و انتقال اقلام مورد نیاز را فراهم کرد.

در این میان، نقش نیروی انسانی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. مدیریت بحران در حوزه انرژی، صرفاً تصمیم‌گیری از پشت میز نیست. در روزهایی که دمای هوا در مناطق جنوبی کشور به حدود ۵۰ درجه می‌رسید، نیروهای عملیاتی و فنی در محل تأسیسات حضور داشتند و برای حفظ جریان تولید، انتقال و توزیع انرژی فعالیت می‌کردند.

عسلویه به عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های انرژی کشور، نمونه‌ای روشن از اهمیت این حضور میدانی بود. هرگونه اختلال طولانی‌مدت در این منطقه می‌توانست بخش‌های مختلف زنجیره انرژی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، ترمیم آسیب‌ها و بازگرداندن تأسیسات به مدار، با جدیت دنبال شد تا جریان انرژی متوقف نشود.

با این حال، روایت تاب‌آوری انرژی تنها روایت دولت و نیروهای عملیاتی نیست. در بحران‌های بزرگ، هیچ دستگاهی به تنهایی قادر به مدیریت همه ابعاد بحران نیست و رفتار جامعه نیز می‌تواند بخشی از ظرفیت مدیریت بحران را تشکیل دهد.

در روزهای جنگ، نمونه‌هایی از صرفه‌جویی و همراهی مردم در مصرف انرژی دیده شد. در تهران، شهری که با احتساب مناطق پیرامونی جمعیتی بسیار بزرگ را در خود جای داده است، حتی کاهش محدود مصرف در مقیاس خانوار می‌تواند در مجموع، تأثیر قابل توجهی بر شبکه انرژی داشته باشد.

روایت‌هایی از خانواده‌هایی منتشر شد که برای کاهش مصرف برق، چراغ‌های غیرضروری خانه را خاموش و حتی در برخی مواقع از نور تلفن همراه استفاده می‌کردند. منطق این رفتار ساده بود، یک چراغ کمتر در یک خانه، اگر در مقیاس گسترده تکرار شود، می‌تواند بخشی از ظرفیت شبکه را آزاد کند؛ ظرفیتی که در نقطه‌ای دیگر ممکن است برای تأمین برق یک بیمارستان یا حفظ سرمایش یک مرکز درمانی در مناطق گرم جنوب مورد استفاده قرار گیرد.

این رفتار را می‌توان یکی از جلوه‌های کمتر دیده‌شده تاب‌آوری اجتماعی دانست. مدیریت بحران فقط به معنای افزایش تولید یا تعمیر یک خط آسیب‌دیده نیست؛ گاهی خاموش کردن یک چراغ، کاهش مصرف یک وسیله سرمایشی یا صرفه‌جویی در مصرف سوخت نیز می‌تواند به اندازه یک اقدام فنی، در عبور از بحران مؤثر باشد.

از این منظر، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این دوره را باید در توان مدیریت شرایط غیرعادی جست‌وجو کرد؛ اینکه با وجود فشار همزمان بر بخش‌های مختلف زیرساختی، تلاش شد چراغ بخش‌های حیاتی کشور روشن بماند، سوخت در مسیرهای مورد نیاز جریان داشته باشد و تولید و انتقال انرژی تا حد امکان استمرار پیدا کند. تجربه این دوره همچنین یادآور یک واقعیت مهم است که زیرساخت‌های انرژی تنها زمانی تاب‌آور می‌شوند که در کنار ظرفیت فنی و تجهیزات، نیروی انسانی آماده و جامعه همراه نیز وجود داشته باشد. آنچه در روزهای دشوار به استمرار خدمت‌رسانی کمک کرد، ترکیبی از مدیریت میدانی، سرعت در ترمیم، استفاده از ظرفیت‌های جایگزین و همراهی مردمی بود؛ مجموعه‌ای که اجازه داد یکی از حیاتی‌ترین زنجیره‌های کشور، حتی در شرایطی کم‌سابقه، به فعالیت خود ادامه دهد.

انتهای پیام/



۲۷ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

ادعای تازه ترامپ درباره گزینه نظامی علیه ایران

اقتصاد۲۴- او همچنین مدعی شد که ایرانی‌ها دیگر پول ندارند و به پلیس و ارتش حقوق نمی‌دهند. همچنین تورم در ایران به ۳۰۰ درصد رسیده است و آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد.

ترامپ با مطرح کردن ادعای عجیب تورم ۳۰۰ درصدی در ایران، سعی دارد فضای روانی علیه اقتصاد کشور ایجاد کند؛ عددی که هیچ سنخیتی با واقعیت‌های اقتصادی ندارد و صرفاً مصرف داخلی برای کارزار انتخاباتی او دارد.

همچنین وی در پاسخ به پرسشی درباره روی آوردن ایران به جنگ اقتصادی و احتمال محدود شدن گزینه‌های نظامی واشنگتن، این برداشت را رد کرد و گفت: «نه، اصلاً. این‌طور نیست.»

او همچنین مدعی شد ایران تمایل زیادی به توافق دارد، اما هنوز برای انجام «توافق درست و مناسب» آماده نیست. «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.» منبع: تسنیم


۳۳ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

خودروسازان ایرانی و مونتاژکاران محصولات چینی ماشین بی کیفیت می سازند، فشار کمبود بنزین به مردم وارد می شود

روزنامه اطلاعات نوشت:به گفته او،در صورت تطبیق شاخص‌های شدت مصرف انرژی ناوگان سبک ایران با استانداردهایی نظیر کشور ترکیه که از نظر جمعیت، جغرافیا و شاخص‌های تن‌کیلومتر و نفرکیلومتر به ایران نزدیک است، امکان کاهش روزانه حدود ۸۵ میلیون لیتر از کل مصرف سوخت ناوگان سبک وجود دارد که نیمی از این شکاف (۵۰ درصد) ناشی از مصرف بالای خودروهای داخلی است.

صنعت خودرو دهه هاست که به تقاضاها وفشارها برای اصلاح مصرف سوخت خودروهای داخلی بی توجه بوده و این تقاضاها را به نوعی فانتزی وغیرضرور تصورمی کرده ؛ تصوری که به نظر می رسد کماکان پابرجاست. چرا که این صنعت با وجودی که مدیریت یکی از بزرگترین کارخانه هایش- ایران خودرو- به بخش خصوصی واگذار شده وهمین برنامه درباره سایپا هم وجوددارد، فقط رشد ۱۸۰درصدی قیمت محصولاتش محقق شده و تقریبا هیچ اقدام موثر و ملموسی برای کاهش مصرف سوخت تولیداتش انجام نداده است.

این موضوع وقتی بدتر می شود که بدانیم ورود خودروهای مونتاژی، گران ، بی کیفیت وپرمصرف چینی توسط برخی خودروسازان رانتی نیز به افزایش مصرف سوخت کشور دامن زده واین آش چنان شور شده که صدای ارکان ارشد دولت را هم درآورده است.

یعنی نه تنها صنعت داخلی خودرو به سوی کاهش مصرف سوخت حرکت نکرده بلکه برخی ذینفعان پرنفوذ این صنعت با مانع تراشی های گسترده بر سر واردات خودروهای کم مصرف وارزان برای اقشار متوسط، اوج سودجویی خود را با ورود خودروهای مونتاژی وپر مصرف چینی بروز داده اند که با توجه رشد لجام گسیخته مصرف بنزین، اکنون زمان تعیین تکلیف این معضلات فرا رسیده است.

بدین ترتیب در حالی که دولت فشاراصلی رشد مصرف بنزین را برگرده مردم گذاشته و می‌خواهد با ۲ محور کاهش یا مدیریت سهمیه‌ها یا رشد قیمت، مصرف سوخت رو به افزایش شدید کشور را کنترل نماید -اقدامی که فشارهای تورمی و معیشتی مضاعفی برمردم تحمیل خواهد کرد- خودروسازان به عنوان مقصر اصلی این موضوع، همچنان در حاشیه امن خود نشسته و بدون پرداخت هیچ گونه هزینه یا بازخواستی، به بیان گلایه های معمول خود مانند ضرردهی وبدهکاری به قطعه سازان و بهانه‌های نخ نما وتکراری این چنینی مشغولند!

اما این سکوت و سایه‌نشینی باید پایان یابد و بر مسئولان است که این مقصر اصلی رشد مصرف بنزین را مورد بازخواست وحسابرسی جدی قراردهد تا تولید محصولات پرمصرف و تداوم مونتاژ خودروهای چینی را متوقف، دست آنها را از واردات خودرو که اصولا ربطی به فعالیت ذاتی‌شان که تولید است، ندارد، کوتاه و فعالیت ذینفعان و لابی‌کنندگان آنها در بدنه دولت وحاکمیت را خنثی نماید.

ممکن است برخی در مقام پاسخ به این‌گونه نقدها، بحث حمایت از تولید ملی را پیش کشیده وبر تداوم وضعیت فعلی صنعت خودرو وحواله دادن تغییرات کاهش مصرف سوخت به آینده ای مبهم وطولانی مدت، تاکیدکنند؛کاری که همیشه در برابر منتقدان انجام داده‌اند. اما بایدبه این گونه مدافعان مصلحتی گفت که روش فعلی تولید خودروهای بی کیفیت وپرمصرف وگران وقدیمی نه تنها حمایت از تولید ملی نیست بلکه عین تلف کردن منابع کشور وضایع کردن حقوق عمومی ومنافع مردم محسوب می شود.

صنعت خودرو دهه هاست که به بهانه حمایت از تولید ملی از انواع و اقسام حمایت ها ورانت های دولتی وحاکمیتی مانند بازار انحصاری از طریق ممنوعیت یا محدودیت شدید در واردات واقعی خودرو و مختل کردن رقابت پذیری، ارز زیر قیمت واقعی، تسهیلات بانکی متعدد،منابع ارزان انرژی،حمایت های سیاسی ومانند آن برخوردار شده و با به دست آوردن سودهای کلان وغیرواقعی از این محل، هرگونه انگیزه خود برای اصلاحات ؛ از جمله درباره کاهش مصرف سوخت را از دست داده است.

بااین حال، رشد شدید مصرف بنزین وسهم ۵۰ درصدی صنعت خودرو دراین موضوع که بنابر برخی برآوردها تا ۷۰ درصد هم می رسد، تغییر جدی در ریل گذاری قبلی صنعت خودرو را ضروری کرده وهمان گونه که کارشناسان هم می گویند، حتی رشد قیمت بنزین وکاستن از سهمیه های عمومی، صرفا راهکاری موقت برای کاهش مصرف بنزین است وکاهش پایدار، منوط به اصلاح صنعت خودرو وآزاد سازی واقعی واردات خودروهای کم مصرف خواهد بود.

درنهایت باید از دولت و حاکمیت خواست وقتی با دستکاری در نرخ‌ها و سهمیه‌های بنزین، مردم را که نقشی در این باره ندارند به هرنحو مجازات معیشتی می‌کنید، چرا متهم اصلی مجازات نمی‌شود؟

به عبارت صریح‌تر، صنعت خودرو و ذینفعان آن باید تحت‌فشار شدید و بی‌رحمانه برای تغییر فوری محصولاتشان قرار گیرند و هزینه دهه‌ها ناکارآمدی‌شان را بپردازند.

در این راستا، مدیران عامل شرکت های سازنده ومونتاژکار خودرو باید به سکوت سنگین خود پایان داده وبه طور علنی برنامه های فوری خود برای کاهش مصرف سوخت خودروهایشان را با قید جدول زمانی شفاف اعلام نمایند ،برای اجرای آن به مردم تعهد بدهند ومشخص شود اگر به این تعهد عمل نشد یا درراه اجرای آن بهانه گیری های معمول برای شانه خالی کردن از مسئولیت رخ داد، چه مجازات هایی در انتظار آنان است.

قطعا این اقدامات خودروسازان به‌ویژه در بازه زمانی کوتاه مدت سخت و دشواراست، اما وقتی آنها مقصر نیمی از رشد مصرف بنزین کشور هستند، عدالت حکم می کند که سهم خود رااز مشکل برداشته، همپای مردم فشار تحمل کرده وسرانجام به اصلاحات ضروری تن دهند. چرا که انتقال کل فشار قیمتی وسهمیه ای بنزین به مردم بی‌تقصیر و تحت فشار و سایه نشینی متهم اصلی، عین ناعدالتی وناصوابی است.


۱ ساعت قبل / سایت برترینها

چرا ایران و آمریکا توافق نمی‌‌کنند؟

روزنامه خراسان نوشت: حدود شش ماه از جنگ اخیر گذشته است و هنوز چشم‌اندازی برای گذار به توافق و نه صلح دیده نمی‌شود؛ چون اساسا توافق میان دو طرف به معنای صلح نیست و دومی الزامات و مقتضیات خاص خود را دارد.

البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشم‌اندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بن‌‎بستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.

 واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.

 ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این  نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمی‌بیند و پذیرش توافقی مانند تفاهم‌نامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.

در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد. 

 ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامی‌اش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.

 در مجموع، وضعیت کنونی را باید بن‌بستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.

البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگی‌های فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریم‌ها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند که  نقض غرض جنگ است.

از همین رو، بعید به نظر می‌رسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به ‌سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنه‌ای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.

آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفته‌ها و ماه‌های آتی نیز بسیار جدی است.

در مقابل نیز احتمال حملات پیش‌دستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.




 قیمت چای نسبت به ماه‌های اخیر نوسانی نداشته است
۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

قیمت چای نسبت به ماه‌های اخیر نوسانی نداشته است

رئیس سازمان چای گفت: بنابر آمار ۳۰ درصد چای مورد نیاز در داخل تامین می شود.

 نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»

روزنامه کیهان در گزارشی با مقایسه برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره آزاد نشدن پول‌های بلوکه‌شده استناد کرده و نتیجه گرفته است که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز مانند برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای ایران نداشته است.

 پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟
۶ ساعت قبل / سایت تابناک

پختن تخم مرغ در مایکروویو خطرناک است؟

برای پختن بدون مشکل تخم‌مرغ در مایکروویو باید چند نکته احتیاطی را رعایت کرد.

 قیمت طلا ۱۸ عیار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵/افزایش قیمت طلا
۱۵ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵/افزایش قیمت طلا

اقتصادنیوز: قیمت طلا افزایش یافت. هر گرم طلا ۱۸ عیار با افزایش، به 20 میلیون و 326 هزار و 500 تومان رسید.

 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۳ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.

 چین و امارات رزمایش مشترک هوایی برگزار می‌کنند
۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

چین و امارات رزمایش مشترک هوایی برگزار می‌کنند

وزارت دفاع چین اعلام کرد که نیروهای هوایی چین و امارات از اواخر ماه اوت تا اواسط سپتامبر، رزمایش مشترکی را در سین‌کیانگ در شمال‌غرب چین، برگزار خواهند کرد