
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهوری/ زینب نصیری، مشاور وزیر بهداشت در امور اجتماعی: بر این مبنا مدتی است گفتوگویی با مشارکت معاونان و مشاوران اجتماعی دستگاههای اجرایی صورت میگیرد. بحث «مسیر دولت جامعهسالار» و برجسته ساختن تأثیرات اجتماعی اقدامات دولت، از یک «پرسش» مهم آغاز شد، نه از یک «پاسخ»؛ آن پرسش این بود: چرا در مواردی میان دولتها و جامعه فاصلهای احساس میشود؟ چرا از ابتدای دولت مدرن در ایران، اعتمادسازی به طور کلی وضعیت مناسبی ندارد؟ چه اتفاقی رخ میدهد که نگاه دولت و جامعه به پدیدههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، مشترک و یکسان نمیشود و گویی هر کدام از دو پنجره متفاوت بیرون را میبینند؟
اینها پرسش یا پرسشهای سادهای نبود زیرا اگر پاسخ را فقط در ضعف اطلاعرسانی، مشکلات اقتصادی، عملکرد رسانهها یا رفتار یک دستگاه جستوجو کنیم، بخش مهمی از مسأله را ندیدهایم. بنابراین باور داشتیم مسأله عمیقتر است.
در سالهای گذشته، دولتهای مختلف تصمیمهای زیادی گرفتهاند، پروژههای زیادی اجرا کردهاند و برای حل مسائل کشور برنامههای متعددی داشتهاند. اما به رغم همه این تلاشها همیشه میان آنچه دولت انجام داده و آنچه مردم در زندگی روزمره خود احساس کردهاند، تناسب وجود نداشته است. به دلایل مختلف، اقدامات دولتها در زندگی مردم به خوبی «ادراک» نشده است.
شواهد نشان میدهد گاهی دولت کاری را درست انجام داده، اما جامعه آن را ندیده است. یا یک تصمیم دولت از نظر کارشناسی قابل دفاع بوده، اما چون با جامعه گفتوگو نشده، با مقاومت یا بیاعتمادی مواجه شده است. گاهی نیز سیاستی با نیت حل یک مسأله اجرا شده، اما پیامد اجتماعی آن از ابتدا دیده نشده است.
اینها نشانه یک مسأله عمیق و تاریخی است؛ رابطه دولت و جامعه نیازمند بازسازی و سیاستهای معطوف به شنیدن و همراه کردن جامعه است. از همین نقطه، بنیان گفتوگوی اجتماعی درون دولت شکل گرفت. علاوه بر این، در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران امروز، عنصر اجتماعی اهمیت قابل …






