قیمت طلا امروز




 سایت ایران آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

در مراسم بدرقه «ایرج» چه گفته شد؟

پیکر حسین خواجه‌امیری (ایرج») ـ استاد آواز ایرانی ـ صبح جمعه ۲۳ مردادماه در میان جمع بسیار هواداران، و با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری و با نی‌نوازی محمد موسوی از مقابل تالار وحدت بدرقه شد.
 در مراسم بدرقه «ایرج» چه گفته شد؟

ایران آنلاین:

آیین بدرقه و تشییع «ایرج» با حضور خانواده و جمعیت زیادی از دوستداران او و چهره‌های موسیقی همچون بیژن بیژنی، هوشنگ کامکار، علیرضا افتخاری، حسام‌الدین سراج،  علی‌اصغر شاه‌زیدی، هومن نامداری، حسین علیشاپور، ارسلان کامکار، رضا شایسته، کامران همت‌پور، علی عزیزی،  بهرام گودرزی،  رامبد صدیف، محمد موسوی، قاسم رفعتی، ایرج رحمانپور،محمد سلمانی، مهدی یغمایی و همچنین مهدی شفیعی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران، محمد اله‌یاری مدیرعامل بنیاد رودکی و ... در مقابل تالار وحدت تهران برگزار شد. 

اجرای این مراسم با سیدعباس سجادی، شاعر و ترانه‌سرا بود.

عده‌ای تلاش می‌کنند آواز را هم قطبی‌سازی کنند

به گزارش ایسنا، حمیدرضا نوربخش ـ خواننده و مدیرعامل خانه موسیقی ایران ـ در این مراسم ضمن تسلیت به خانواده و خاندان خواجه‌امیری، فرزندان او به‌ویژه احسان خواجه‌امیری و همه مردم ایران، گفت: ایرج خاطره چندین نسل است و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه من بگویم و چه نگویم، نمی‌شود ایرج را از تاریخ موسیقی و آواز این کشور جدا کرد. او یک پنجره بی‌نظیر و استثنایی خداداد بود که متر و معیار صدا بوده، هست و خواهد بود. نزدیک به نیم قرن، شاید هم کمی بیشتر، این مرد آواز خواند، ترانه خواند و حاصل کارش را به آرشیو و حافظه فرهنگی، هنری و موسیقیایی ایران تقدیم کرد.

نوربخش با اشاره به گفت‌وگوی مفصلی که سال‌ها پیش با ایرج داشته است، درباره ویژگی‌های آواز او اظهار کرد: در آن گفت‌وگو درباره نحوه رشد و نمو ایرج و اینکه چگونه وارد این عرصه شد صحبت کردم؛ موضوعی کمی متفاوت از زندگی‌نامه‌های معمول. از زوایای دیگری دریافتم که این مرد یک ژن بی‌نظیر و عجیب و استثنایی داشت. بدون اینکه معلم مستقیمی داشته باشد، با ذهن و ضمیر خودش و با نبوغ ویژه‌ای که روی آن تأکید دارم، از همه شنیده‌ها و دریافت‌هایش مجموعه‌ای را شکل داد و سبک و سیاق خودش را به وجود آورد. بعد که به تهران آمد، بزرگان بسیاری از جمله صبا را دید و توانست از خرمن وجود همه آنها خوشه بچیند و بشود ایرج.

نوربخش، آواز ایرج را متأثر از مکتب آواز اصفهان دانست و افزود: طبیعتاً سبک آوازخوانی ایرج متأثر از آوازخوانی اصفهان است؛ برای اینکه خودش متعلق به آن منطقه بود و از استاد بزرگ تاج اصفهانی و بزرگان دیگری که در آن خطه زیستند و بالیدند و آثار ارائه کردند، تأثیر گرفت. اما در نهایت سبک ویژه و یگانه خودش را تولید کرد.

مدیرعامل خانه موسیقی ایران ادامه داد: معمولاً وقتی یک آوازخوان شروع به خواندن می‌کند، در یک بستر زمانی رشد می‌کند، نزد استادانی می‌رود و سبک‌هایی را دنبال می‌کند تا به گفتمان و امضای خودش برسد. اما ایرج در جوانی و در عنفوان جوانی، سبک و سیاق خودش را در آوازخوانی پیدا کرد. خوشبختانه آوازهای بسیاری از ایشان باقی مانده و تا زمانی که ایران و تاریخ هست، ماندگار خواهد بود و از آنها بهره خواهند برد.

نوربخش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از محمدرضا شجریان درباره ایرج، گفت: بعضی وقت‌ها متأسفانه در فضای مجازی عده‌ای تلاش می‌کنند آواز را هم قطبی‌سازی کنند. وقتی بزرگی مثل روانشاد استاد محمدرضا شجریان درباره ایرج لقب «پهلوان» را به کار می‌برد، باید بدانیم این سخن از سر شناخت و بزرگواری بوده است.

او اضافه کرد: این خاطره را شاید بیش از ۴۰ سال پیش استاد شجریان برای من نقل کرد. می‌گفت تازه به رادیو آمده بودم و چند آواز خوانده بودم. پیشکسوتان و بزرگانی که آن روز بودند شاید خیلی به جوان‌ها اعتنا نداشتند. یک روز در حیاط رادیو ایستاده بودم که دیدم آقای ایرج از آن طرف می‌آیند. به سمت من آمدند و گفتند: «آقا، آقای شجریان شمایید؟» گفتم: «بله.» گفتند: «آقا، این آواز را از شما شنیدم، بسیار خوب، آفرین.» و کلی مرا تشویق کردند. این برای من خیلی امیدبخش بود.

نوربخش افزود: استاد شجریان همیشه این بزرگواری و بزرگ‌منشی ایرج را متذکر می‌شد. این خاطره را از زبان خود ایرج بزرگ هم شنیدم و حتماً همه شما هم در گفت‌وگویی که منتشر شده، شنیده‌اید. وقتی بزرگان با هم این‌چنین‌اند، ما دیگر نباید به خودمان اجازه بدهیم که بیاییم فضا را قطبی کنیم. اینها همه بزرگ‌اند؛ همه گل‌های جاودان، گل‌های رنگارنگ و طراوت‌بخش بوستان آواز ایران‌اند. همه عزیزند، همه بزرگ‌اند و همه را باید پاس بداریم و از این قطبی‌سازی‌ها پرهیز کنیم.

نوربخش در پایان گفت: روح بلند استاد ایرج عزیز در بهترین جا، نظاره‌گر ماست. برای او رحمت و رضوان طلب می‌کنیم. قرین رحمت و رضوان خداوندی باد و مجدداً به خانواده عزیز و ارجمند خواجه‌امیری تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

صدای «ایرج» از رادیو پخش شود

علیرضا افتخاری سپس،  خاطره‌ای از دوران کودکی خود و از تأثیر عمیق ایرج بر مسیر هنری‌اش تعریف کرد و گفت: در سن ۱۰ ـ ۱۲ سالگی، روزی روزگاری در رهگذری دیدم پرده‌ای زده بودند که روی آن نوشته بود استاد ایرج به‌زودی در این مکان در اصفهان اجرا خواهند داشت. من شاید یک ماه تمام مدرسه را ترک کردم و دم آن محل، در کوچه سپاهان، ایستادم که اگر قرار است ایشان را زیارت کنم، همان‌جا زیارت کنم. البته استاد آن زمان تشریف نیاوردند و من ایشان را در مکان دیگری زیارت کردم، اما آن عشق از همان کودکی در من شکل گرفت.

افتخاری با اشاره به علاقه خود به صدای ایرج بیان کرد: عاشق استاد ایرج بودم. سعی نمی‌کردم شبیه او بخوانم، اما این صدا بود؛ چاره‌ای نداشتم. وقتی می‌خواندم، گویی یکی از شاگردان کوچک ایرج می‌خواند و همان‌طور هم شد.

افتخاری سپس با اشاره به جایگاه ایرج در موسیقی ایران گفت: الان وقتش است که صدای ایرج از رادیو پخش شود؛ صدای استادمان پخش شود. اگر نشود صدای چه کسی پخش شود؟ تنها چیزی که به انسان روحیه می‌دهد، روحیه، روحیه، روحیه است. نگاه‌های زیبا و برنامه‌های زیبا خوب است، اما حیف نیست که صدای استادمان پخش نشود؟

او خطاب به مسئولان و حاضران اظهار کرد: زمانی را تعیین بفرمایید، صدای استادمان پخش شود. به افتخار آنهایی که کمک می‌کنند این فضا ایجاد شود، دستی بزنیم. امیدوارم چنین شود و ما روحیه بگیریم؛ حداقل از صدای استاد [روحیه] بگیریم. ما که سفره بی‌کران استاد بودیم و هستیم. بهتر نیست صدای استاد پخش شود؟ حقش است که پخش شود.

«ایرج» می‌خواست پیش مردم ایران باشد

احسان خواجه‌امیری، فرزند ایرج هم با بغض و اندوه خطاب به جمع بدرقه‌کنندگان گفت: قربون قدم‌هایتان بروم. مدت‌هاست، از زمستان گذشته که نتوانسته‌ام بخوانم؛ لال شده‌ام. اما امروز فکر می‌کنم این وظیفه بر دوش من است، چون اگر پدرم اینجا بود، قطعاً برای شما می‌خواند. امروز آخرین درسی که زندگی به من داد، عشق بود؛ عشق به ایران، عشق به شما، عشق به مردم ایران.

خواجه‌امیری با اشاره به علاقه پدرش به مردم ایران گفت: من قسم می‌خورم پدرم همه دوستانش را که اینجا هستند دوست داشت. همیشه می‌گفت من می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند، می‌خواهم پیش مردم باشم، پیش مردم ایران.

او ادامه داد: امروز می‌خواهیم بدرقه‌اش کنیم. من جسارت می‌کنم و یکی دو خط از آوازهای استاد را تقدیم شما می‌کنم. اگر ایرادی هم هست، به بزرگی خودتان ببخشید.

احسان خواجه‌امیری سپس از حاضران خواست به افتخار پدرش دست بزنند و گفت: یک دست به افتخار استاد بزرگ، پهلوان آواز ایران، ایرج بزرگ؛ که با رفتنش هم به من درس داد؛ درس دوست داشتن، درس عشق.

او پس از اینکه لحظاتی را به افتخار پدرش خواند گفت: ببخشید اگر خوب نخواندم. من در این چند روز آنقدر گریه کردم که صدایم در نمی‌آید.

«ایرج» رکورددار است

علی جهاندار ـ خواننده ـ نیز در این مراسم با تسلیت به خانواده ایرج خواجه امیری گفت: خانواده محترم ایرج بزرگ و احسان عزیز، از این به بعد باید علمدار این فرهنگ باشند و مسئولیتشان، به نظر من، بیشتر خواهد شد. استاد ایرج به نوعی پدر معنوی بنده هم هست. همان‌طور که دوستان مستحضرند، من آواز ایرج را کلمه به کلمه دنبال کردم. شاید درصد زیادی از آوازهای ایشان را حفظ کرده‌ام و خوانده‌ام. خود استاد بزرگ هم در جاهای مختلف از بنده دلجویی و تشویق کرده‌اند و نمونه‌های آن در سایت‌ها موجود است.

جهاندار با اشاره به علاقه خود به آثار بزرگان آواز ایران، گفت: همیشه سعی کرده‌ام کار بزرگانی را که از آنها تلمذ کرده‌ام و از آنها یاد گرفته‌ام، با دقت دنبال کنم. استاد نوربخش عزیز هم درباره پرهیز از طرفداری و قطبی‌سازی در آسمان پرستاره هنر آوازی ما صحبت کردند. من همیشه گفته‌ام چهار نفر مدال طلا دارند؛ استاد بزرگ بنان، استاد بزرگ ایرج، استاد بزرگ اکبر گلپایگانی و استاد بزرگ شجریان.

او افزود: به دوستانی که به خاطر این طرفداری‌ها گاهی فضا را قطبی می‌کنند، می‌گویم در مزرعه این کشور چند گل دانه‌درشت وجود دارد، نمی‌شود اینها را از هم جدا کرد و گفت این یکی بهتر است و آن یکی نه. همه این بزرگان جایگاه خودشان را دارند.

جهاندار برای توضیح این موضوع به نمونه‌ای از آواز این خوانندگان اشاره کرد و افزود: حتی درباره یک شعر هم می‌شود این تفاوت‌ها و زیبایی‌ها را دید. مثلاً استاد شجریان «مرا به هیچ بدادی» را می‌خواند و ایرج با شهناز در یک برنامه زنده شعر سعدی را اجرا می‌کنند. وقتی اینها را کنار هم می‌گذارید، می‌بینید یکی از یکی زیباتر است. بنابراین باید با چنین نگاهی به این بزرگان نگاه کنیم.

او در ادامه با تأکید بر ویژگی‌های استثنایی ایرج گفت: اما ایرج چند رکورد زده است. فرض بگیرید ماراتن خواننده‌هاست و اینها دونده‌اند؛ ایرج تنها کسی است که به سرمنزل بدون نقص و بدون کم‌وکاست رسید؛ یعنی در ۹۴ سالگی شما یک خط آواز از ایرج پیدا کنید که ژست نخوانده باشد. همه خواننده‌ها وقتی به سنی می‌رسند، به دلایل مختلف کیفیت و توانایی‌شان تغییر می‌کند؛ اما ایرج این رکورد را حفظ کرد.

جهاندار ادامه داد: یکی دیگر از ویژگی‌های او همان است که استاد بزرگ کسایی با آن نام زیبا از او یاد کرد؛ «پهلوان آواز». شما فرض کنید گروهی از هنرمندان جایی دور هم جمع شده‌اند و آواز می‌خوانند. ایرج از راه می‌رسد؛ انگار عقابی بر بالای سر این حضرات پرواز می‌کند.

او برای نشان دادن قدرت صدای ایرج به نمونه‌ای اشاره کرد و گفت: یک کلیپ هست که در آن خواننده‌ای [به تقلید] صدای هایده می‌خواند؛ هایده بین زنان صدای عجیب و غریبی داشت. اما ایرج فقط دو خط می‌خواند و بعد در ماهور، با خلاقیت و قدرت خودش، «عیش و صحبت و باغ بهار چیست» را اجرا می‌کند. ناگهان فضا عوض می‌شود، انگار عقابی آمده و همه برای یک لحظه سرگردان مانده‌اند که این چه بود.

جهاندار ادامه داد: اگر بخواهم از زیبایی‌های ایرج بگویم، یک کتاب باید بنویسم. حتی خواندن چند خط از آواز او هم حنجره و جرات می‌خواهد؛ اینکه آدم بخواهد به ایرج نزدیک شود، کار ساده‌ای نیست.

جهاندار در پایان با اشاره به حاضران این مراسم گفت: من از این بالا چهره‌هایی را می‌بینم که همه شریف و محترم‌اند. در میان آنها خوانندگان پیشکسوت و عزیز بسیاری هستند. جناب بهرام گودرزی هم اینجا هستند؛ حدود ۲۰ـ ۳۰ سال پیش که گاهی کوه می‌رفتیم، ایشان را می‌دیدم که ما می‌رفتیم و ایشان برمی‌گشتند. ایشان شعری هم برای ایرج به من داده‌اند.

خاطره‌هایی از تاج و بنان درباره ایرج 

سپس محمد موسوی، نوازنده نی در سخنانی به دوستی دیرینه‌اش با این استاد آواز ایرانی اشاره کرد و گفت: آقای ایرج را به سرمنزل هستی می‌بریم. من ۶۰ سال است که با آقای ایرج دوستی دارم.

او در ادامه، خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد و افزود: من از اصفهان داشتم می‌آمدم تهران. آقای تاج همراه همسرشان گفتند ما هم می‌آییم تهران. گفتم قدم به چشم. سوار شدند و در راه از استاد تاج پرسیدم «استاد، از میان خواننده‌هایی که الان هستند، چه کسی را دوست دارید؟» گفت «ایرج».

موسوی ادامه داد: سال ۱۳۶۴ برای مبارکی به منزل استاد بنان رفتم. آنجا صحبت شد و ایشان گفتند «ای کاش خداوند صدای ایرج را به من می‌داد». این یعنی صدای ایرج، یک صدای الهی و تاریخی بود.

او در پایان با عذرخواهی از حاضران به دلیل مشکل دندان‌هایش گفت: در هر صورت زیاد صحبت نمی‌کنم؛ دندان‌هایم هم ایراد دارد و دکترها خرابش کرده‌اند که جای گفتنش اینجا نیست! اگر بشود، یک تکه مخالف‌خوانی هم برایتان می‌نوازم.

محمد موسوی در ادامه قطعه‌ای با نی نواخت.

تقلید رایج شده است؛ خیلی‌ها به شیوه استاد شجریان می‌خوانند

علی‌اصغر شاه‌زیدی، خواننده و مدرس آواز ایرانی نیز در این مراسم گفت: آن آقای ایرجی که وقتی قرار بود ساعت ۹ شب صدایشان از رادیو پخش شود، هر فردی هر جا بود خودش را به رادیو می‌رساند، حالا جلوی شما نفس نمی‌کشد، حرف نمی‌زند و آواز نمی‌خواند.

او افزود: این را بدانیم که به خودمان نبالیم، یکدیگر را اذیت نکنیم و حق و ناحق نکنیم. کاری کنیم که این جمعیتی که امروز اینجا هستند، آنهایی که خدمتگزارند و این خصوصیات و صفات را دارند، ان‌شاءالله همه ۱۲۰ سال که مال قدیم بوده نه، حالا دیگر ۳۰۰ سال عمر کنند و همه با شادی و سلامتی زندگی کنند و در رفاه اقتصادی هم باشند، چون وضع اقتصاد امروز خیلی بد است.

شاه‌زیدی با اشاره به خاطرات خود از ایرج گفت: من بسیار در خدمت آقای ایرج بودم. ایشان وقتی دهان [به آواز] باز می‌کردند، برای کسانی که آنجا بودند، بسیار زیبا، جالب و قابل توجه بود. هیچ‌وقت ندیدم صدایشان گرفته باشد، برخلاف خودم که جمع می‌شوم و صدایم می‌گیرد!

او سپس خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد: یک بار از آقای تاج پرسیدم «آقا، اینهایی که در تهران می‌خوانند، به نظر شما چه کسی بهتر می‌خواند؟» ایشان با همان لحن خاص خودشان گفتند «ایرج صدا دارد.» این عین گفته آقای تاج است. نگفتند «ایرج خوب می‌خواند»، گفتند «یرج صدا دارد».

شاه‌زیدی تأکید کرد: یک صدای خوب، لازمه‌اش این است که آدم مرارت بکشد، زحمت بکشد، کار کند، تحقیق و ممارست داشته باشد. گاهی ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال طول می‌کشد تا مردم کم‌کم با نام شما آشنا شوند. این‌طور نیست که یک بچه هفت‌ساله را به تلویزیون بیاورند و بگویند بخوان و بعد بگویند او از همه بهتر می‌خواند. باید ۱۰ ـ ۲۰ سال بعد ببینیم چگونه می‌خواند. آواز خواندن شوخی نیست.

او ادامه داد: آواز، به جرأت، سخت‌ترین رشته موسیقی است. حالتان خوب نیست، نمی‌توانید بخوانید. صدایتان گرفته، نمی‌توانید بخوانید. اجاره خانه‌تان را نتوانسته‌اید بدهید، نمی‌توانید بخوانید. همسایه‌ها اذیت کرده‌اند، نمی‌توانید بخوانید. از طرف دیگر، باید کاملاً با ادبیات آشنا باشید، فرم‌های گوناگون آواز را شنیده باشید، آنها را گلچین کرده باشید تا یک روز خودتان باشید، نه اینکه مثل دیگران بخوانید.

شاه‌زیدی با اشاره به رواج تقلید از شیوه خوانندگان بزرگ گفت: امروز بیشتر خوانندگان به شیوه استاد شجریان می‌خوانند، اما این در قدیم رایج نبود. در گذشته هر کسی سبک و هویت خودش را داشت.

او برای توضیح این موضوع به تاج اصفهانی اشاره کرد و افزود: آقای تاج در سن ۳۲ ـ ۳۳ سالگی آن همایونی را که شنیده‌اید خوانده‌اند، همان غزل سعدی  «از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم / همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم». این غزل خودش شاه‌غزل است، اما زیرکی و دانایی آقای تاج را ببینید؛ برای گوشه چکاوک، از یک غزل دیگر که هم‌بحر و هم‌وزن همین غزل است، بیتی انتخاب می‌کند «درد پنهان فراغت ستم تحمل بگذشت / ورنه از دل نرسیدی به زبان آوازم».

شاه‌زیدی ادامه داد: من از استاد ایرج پرسیدم شما روی چه چیزی کار کرده‌اید؟ گفتند صفحه همایون آقای تاج را بسیار خریده‌ام. صفحه خش می‌افتاد، دوباره می‌رفتم می‌خریدم و اینها را حفظ کرده بودم.

این مدرس آواز ایرانی در پایان گفت: اگر به لحن و شعرخوانی آقای ایرج دقت کنید، در خواندن ایشان تأثیر و برداشت بسیار خوبی از دکلمه و شعرخوانی تاج می‌بینید. دکلمه و شعرخوانی ایرج و تاج را با هم مقایسه کنید؛ ببینید ایرج چقدر خوب از آن بهره گرفته است. خیلی‌ها شعر می‌خوانند، اما شما نمی‌فهمید چه می‌گویند.

«ایرج» بخشی از خاطره و فرهنگ این سرزمین است

بیداد خواجه‌امیری نوه ایرج هم در مراسم تشییع پدربزرگش، به نمایندگی از خانواده، دلنوشته‌ای را برای حاضران خواند:

«به نام خداوند جان و خرد

امروز آمدیم تا با عزیزترین فرد زندگی‌مان وداع کنیم؛ با پدری مهربان، پدربزرگی عاشق و انسانی بزرگ‌دل که برای ما، پیش از آنکه استاد ایرج خواجه‌امیری و صدای ماندگار موسیقی ایران باشد، تکیه‌گاهی سرشار از عشق و مهربانی و پناهی امن بود.

پدر عزیز ما، شما با صدایتان سال‌ها در دل مردم ایران زندگی کردید. نسل‌های بسیاری با آواز شما عاشق شدند، گریستند، خندیدند و خاطره ساختند. نام شما و صدایتان بخشی از خاطره و فرهنگ این سرزمین است و هنرتان تا سال‌های سال در قلب مردم ایران باقی خواهد ماند.

اما برای ما، شما چیزی فراتر از یک صدای ماندگار بودید. وجود مهربان و باصفایتان را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد. قلب بخشنده‌تان همیشه برای یاری دیگران می‌تپید.

ما، فرزندانتان، بسیار خوشبخت بودیم که شما را داشتیم. خوشبخت بودیم که صدایتان را از نزدیک شنیدیم. خنده‌هایتان را دیدیم و آغوش پرمحبتتان را با تمام وجود لمس کردیم.

امروز اگرچه جسمتان را به خاک می‌سپاریم، اما عشق شما تا ابد در قلب ما جاودان خواهد ماند. شما در آواز و صدایتان، در ترانه‌هایتان، در خاطرات مردم، در قلب تمام کسانی که دوستتان داشتند و بیش از همه، در قلب ما زنده خواهید ماند.

بخواب، آرامِ عزیز دل ما. شما تمام عمرتان را با عشق خواندید و شادی آفریدید. امروز نوبت ماست که با عشق بدرقه‌تان کنیم.

بخواب که صدایت همیشه در گوش زمان باقی خواهد ماند.

سفر بخیر، پهلوان آواز ایران، صدای جاودانه نسل‌ها.

استاد ایرج، پدر عزیز ما، سفر بخیر...»

در پایان مراسم، ایرج خواجه امیری در میان جمع زیاد هواداران و دوستدارانش به سمت بهشت زهرا بدرقه شد. پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده می‌شود.

مراسم بدرقه او نیز با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی،  علی جهاندار و علیرضا افتخاری همراه بود. همچنین آوازهایی از ایرج در محل برگزاری مراسم وداع و بدرقه او در مقابل تالار وحدت پخش شد.  

به گزارش ایسنا، ایرج، ظهر روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه پس از مدتی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان و در سن ۹۴ سالگی درگذشت.

او با چند دهه فعالیت در عرصه موسیقی و آواز ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی ایران بود و در طول فعالیت هنری خود آثار و اجراهای متعددی را در رادیو، برنامه «گل‌ها» و سینما ارائه کرد.

انتهای پیام/



۵ ساعت قبل / سایت خبرفوری

غار ابراهیم تاتلیسس خالی ماند! | تنها ۲۵۰ نفر در دوسال از زادگاه ایبو بازدید کردند

  به گزارش خبرفوری،  این غار در منطقه حلیلیه قرار دارد و شهرداری این منطقه پس از مرمت، آن را به «خانه‌موزه» تبدیل کرد. هدف از اجرای این پروژه، حفظ بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی شانلی‌اورفا و معرفی زادگاه و دوران کودکی یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های موسیقی ترکیه بود.

مسئولان در زمان بازسازی تلاش کردند ساختار طبیعی غار تا حد امکان دست‌نخورده باقی بماند. در کنار فضای اصلی، بخش‌هایی نیز به زندگی شخصی و مسیر هنری تاتلیسس اختصاص یافت تا بازدیدکنندگان بتوانند با شرایطی که این خواننده دوران کودکی خود را در آن سپری کرده، آشنا شوند.

کمتر از یک بازدیدکننده در روز

آمار ثبت‌شده از زمان افتتاح موزه نشان می‌دهد که طی دو سال، مجموع بازدیدکنندگان به حدود ۲۵۰ نفر رسیده است. این رقم به‌طور میانگین، کمتر از یک بازدیدکننده در روز را نشان می‌دهد؛ آماری که با انتظارات اولیه از این پروژه فاصله زیادی دارد.

بیشتر بخوانید:

عکس‌های منشوری عروس ابراهیم تاتلیسس جنجالی شد

ابراهیم تاتلیسس با متهم تحت تعقیب اینترپل عکس گرفت!

نگرانی از عکس تازه ابراهیم تاتلیسس | شکسته و خمیده با کاهش وزن بسیار!

جنجال یک بوسه غیرمنتظره | لغو کنسرت‌های راغب علامه در مصر

پایین بودن شمار بازدیدکنندگان در شرایطی رخ داده است که ابراهیم تاتلیسس، از مشهورترین خوانندگان ترکیه، در داخل و خارج از کشور طرفداران بسیاری دارد. شانلی‌اورفا نیز به‌عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی ترکیه، سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب می‌کند. به همین دلیل، خلوت ماندن موزه‌ای که به نام و زندگی چنین چهره‌ای پیوند خورده، پرسش‌هایی درباره نحوه طراحی و معرفی آن ایجاد کرده است.

مکانی که خواننده به آن افتخار می‌کرد

غار مورد نظر پیش از تبدیل شدن به موزه نیز به دلیل ارتباطش با زندگی تاتلیسس شناخته شده بود. این خواننده بارها درباره زادگاه و سال‌های کودکی خود سخن گفته و از اینکه زندگی‌اش را در چنین محیطی آغاز کرده، با افتخار یاد کرده است.

او در یکی از اظهاراتش گفته بود که به دلیل تولد در این مکان به خود افتخار می‌کند. همین پیوند شخصی و عاطفی می‌توانست غار را به یکی از جاذبه‌های پرطرفدار شانلی‌اورفا تبدیل کند؛ مکانی که هم برای طرفداران تاتلیسس اهمیت داشت و هم می‌توانست بخشی از تاریخ اجتماعی شهر را روایت کند.

با این حال، آمار موجود نشان می‌دهد که شهرت این خواننده به‌تنهایی برای جذب گردشگر کافی نبوده است.

تبلیغات؛ حلقه مفقوده موزه

منابع محلی یکی از دلایل احتمالی استقبال پایین را موقعیت مکانی و ضعف در معرفی و تبلیغات عنوان کرده‌اند. تبدیل یک مکان تاریخی به موزه، بدون فراهم کردن دسترسی مناسب، نصب تابلوهای راهنما، قرار دادن آن در مسیرهای گردشگری و تبلیغ گسترده، لزوما به افزایش بازدیدکنندگان منجر نمی‌شود.

اکنون، دو سال پس از افتتاح، این پرسش مطرح است که آیا شهرداری حلیلیه برای نجات این پروژه برنامه تازه‌ای دارد یا نه. برگزاری رویدادهای فرهنگی، همکاری با تورهای گردشگری، معرفی موزه در رسانه‌ها و استفاده از محبوبیت تاتلیسس در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند راهی برای بازگرداندن مخاطبان به این مکان باشد.

غاری که قرار بود نماد آغاز زندگی یکی از مشهورترین خوانندگان ترکیه و بخشی از میراث فرهنگی شانلی‌اورفا باشد، فعلا بیش از آنکه مقصدی پررونق باشد، تصویری از فاصله میان ظرفیت گردشگری و برنامه‌ریزی برای معرفی آن ارائه می‌دهد.


۷ ساعت قبل / سایت تابناک

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقاد‌هایی همراه شده است؛ او می‌گوید تنها چند بیت از اشعار سعدی را به سبک آواز ایرانی اجرا کرده و حالا پرسش اصلی این است که چگونه چنین اجرایی می‌تواند مصداق این اتهام باشد. در ادامه، برشی از یادداشت جعفر محمدی را می‌خوانید:

آن طور که "هیوا سیفی زاده" می‌گوید این خواننده آواز ایرانی به چهار سال حبس محکوم شده است. او در ۹ اسفند ۱۴۰۳ در عمارت "رو‌به‌رو" دقایقی آواز خواند و به همین دلیل بازداشت شد، به دادگاه رفت و حالا خبر رسیده که دادگاه بدوی برایش چهار سال زندان در نظر گرفته است! به چه جرمی؟ خودش می‌گوید به جرم" تشویق به فسا و فحشا"!

در این باره نکات زیر قابل توجه است:

۱ - اساساً خوانندگی زنان، حتی در حضور مردان، در نظر بسیاری از فقها از جمله رهبر شهید - آیت الله سیدعلی خامنه‌ای - اشکال شرعی ندارد و حلال است.

فتوای رهبر شهید در این باره را بخوانید:

اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.

آیت الله سیستانی که از بزرگ‌ترین مراجع تاریخ شیعه‌اند نیز در این باره چنین فتوا داده‌اند:

آواز خواندن زن حرام نیست؛ مگر اینکه مشتمل بر ترقیق و تحسین که عادت مهیج شهوت شنونده باشد. در این صورت بر مردان هم حرام است و منظور از آن سخن باطلی است که با آوازی خوانده می‌شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد.

آیت الله تبریزى و آیت الله نورى همدانی نیز چنین گفته‌اند:

گوش دادن به آواز زن اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.

همان طور که می‌بینید، حرام بودن خوانندگی منوط به غنایی بودن آن و مفسده برانگیز و شهوانی بودنش است و این، البته منحصر به صدای زنان نیست و در مورد خوانندگی مردان هم صادق است و شگفتا که برغم مباح بودن خوانندگی زنان، سال هاست که هم زنان هنرمند و هم جامعه هنر دوست ایرانی از هنر خوانندگی حلال زنان محروم مانده‌اند!

درباره پرونده هیوا سیفی زاده هم تا به این جای کار باید گفت که او، کار خلاف شرع مرتکب نشده است چرا که چند بیت از سعدی را به سبک آواز سنتی ایرانی خوانده است که نه محتوا و نه سبک و سیاق اجرا، مفسده برانگیز و شهوانی نبوده است و او می‌تواند به فتوای فقهای فوق الذکر استناد کند.

به علاوه، خوانندگی او حتی خلاف قانون هم نبوده است، زیرا قانون، ارتکاب خلاف شرع را جرم انگاری کرده است و حالا که اساساً چیزی خلاف دین رخ نداده، جرمی هم شکل نگرفته است.

۲ - طبق اظهارات این خانم خواننده، جرمی که به او نسبت داده‌اند این است که با خوانندگی اش، مردم را به فساد و فحشا تشویق کرده است.

اگر واقعاً چنین باشد، صادر کننده حکم یا نمی‌داند خوانندگی چیست، یا معنای فساد و فحشا را نمی‌فهمد و یا معنای تشویق را نمی‌داند و یا همه این ها!

اشعار سعدی مدام در این کشور چاپ و منتشر می‌شوند و در همین جمهوری اسلامی، اول اردیبهشت هر سال را به "روز سعدی" نام گذاری کرده‌اند؛ اگر خواندن اشعار او تشویق به فساد باشد، چه چیزی تشویق به فساد و فحشا نیست؟!

انشاء کننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور می‌تواند مردم را به فساد و فحشا تشویق کند؟ و در پرونده حاضر، قاضی چگونه احراز کرده است که خواننده با خواندن این چند بیت، مشوق فساد و فحشا بوده است؟

در فرهنگ‌های لغت، فساد به معنای "تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، فتنه، آشوب، لهو و لعب و ... " آمده و در معنای فحشا نیز نوشته‌اند: "زنا، لواط، فسق و فجور، روسپیگری، هرزگی و ... "؛ حال این سوال مطرح است که خواندن چند بیت از سعدی توسط یک خانم آن هم در سبک آواز ایرانی، چگونه می‌تواند انسان‌ها را به فتنه و لهو و لعب و زنا و لواط و روسپیگری و امثال این‌ها تشویق کند؟!

راستی آن کسانی که بعد از شنیدن صدای این خانم و اشعار سعدی، به کار‌های زشت و شنیع فوق تشویق شده‌اند کجا هستند؟! نمی‌شود که چیزی را به جامعه نسبت دهند و بر اساس آن رأی صادر کنند ولی آن چیز مصداق خارجی نداشته باشد.

آیا از نظر قاضی صادر کننده رأی، جامعه ایران به حد سست عنصر و مبتذل است که با خواندن اشعار سعدی توسط یک خانم، ترغیب به فساد و فحشا شود؟ این توهین به مردم نیست؟

در میان حقوقدان‌ها این جمله بسیار معروف است که واژه‌های حقوقی را باید مانند الماس وزن کرد و با ظرافت به کار برد ولی گاه می‌بینیم که نه مانند الماس که به مثابه چیزی مانند زغال با آنها رفتار می‌شود!

بد نیست بدانید اگر این شخص به جای خوانندگی اشعار سعدی، قمارخانه دایر می‌کرد، با چاقو یا اسلحه قلدری و تهدید به اخاذی می‌کرد، زن شوهردار را عالماً به عقد کس دیگری در می‌آورد، جعل سند می‌کرد، مرتکب سقط جنین زنی دیگر می‌شد و نظایر این ها، طبق قانون به نصف این چهار سال زندان و حتی کمتر از آن محکوم می‌شد.

طبق قانون مجازات اسلامی، جرائم زیر بین دو تا پنج سال حبس دارند که چهار سال حبس این خواننده در همین محدوده است: دادن اسلحه به زندانی برای فرار، تبانی دو یا چند نفر برای اقدام ضد امنیت ملی اگر مصداق محاربه نباشد، ضرب و جرح عمدی افراد به طوری که موجب نقص عضو یا از کار افتادن دائمی یکی از اعضای بدن یا بیماری دائمی یا زوال عقل قربانی شود، آتش زدن عمدی هواپیما، کشتی، خانه، جنگل و مزرعه، غارت اموال از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه و جرائم دیگر.

حال انصاف دهید یک کار هنری که حرمت شرعی هم ندارد، شایسته تشویق و حمایت است یا مستوجب مجازاتی سخت‌تر از جرائمی که فقط بخشی از آنها را خواندید.

۳ - آرای قضات باید به حدی مستحکم و مستند باشد که هر کدام از آنها یک واحد درسی حقوقی باشند. مع الاسف، برخی قضات آرایی صادر می‌کنند که نه تنها از نظر حقوقی قابل خدشه‌اند که آثار ناگوار اجتماعی و سیاسی هم دارند. همین پرونده هیوا سیفی زاده را بنگرید! اگر قضیه همین باشد که خودش گفته و به صرف خوانندگی متهم شده به تشویق به فساد و فحشا و محکوم شده به چهار سال حبس، آیا قاضی صادر کننده، مردم، کشور و نظام سیاسی را با یک جنجال بیهوده و هزینه زا مواجه نکرده است؟

به راستی، این که در داخل و خارج بگویند دادگاه ایران می‌خواهد یک زن را به جرم (!) خوانندگی چهار سال به زندان بیندازد، برای جمهوری اسلامی، هزینه زا و حیثیت زدا نیست؟

به نظر می‌رسد برخی قضات، نه در جامعه‌ای واقعی که در خلأ مطلق و خیالی رأی می‌دهند و حتی به دستور و توصیه رئیس شان نیز وقعی نمی‌نهند. چندی پیش حجه الاسلام محسنی اژه‌ای درباره این قضات و آرای آنها گفته بود: "بعضاً اقدامات و آرای قضات علاوه بر جنبه‌های حقوقی و قضائی، جنبه‌های اجتماعی نیز پیدا می‌کنند؛ ولو آنکه ما نخواهیم و اراده ما نباشد، اما جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی از این اقدامات و آرای ما، هر کدام بهره‌برداری‌های خود را می‌کنند؛ لذا خطاب به کلیه مراجع قضائی به ویژه دیوان عالی، دیوان عدالت اداری، رؤسای دادگستری‌ها و دادستان‌ها در سراسر کشور تاکید می‌کنم که نسبت به آن دسته از آراء و تصمیماتی که جنبه‌هایی غیر از ابعاد حقوقی و قضائی پیدا می‌کنند و حتی در ابعاد حقوقی و قضائی، آثار بیرونی و بین‌المللی بر آنها مترتب می‌شود، نهایت دقت و توجه را داشته باشند و تصمیمات و آرای خود را مُنضَم به پیوست رسانه‌ای کنند و پیش از صدور آنها، هماهنگی‌های لازم را با مرکز رسانه قوه قضائیه به عمل آورند. باید توجه کنید که ممکن است پس از صدور یک قرار یا حکم یا ابلاغ، نتوان پیوست رسانه‌ای مناسبی در قبال آنها تدوین کرد؛ لذا در قبال مسائل و موضوعات قابل پیش‌بینی، قبل از اقدام، با هماهنگی مرکز رسانه، برای جلوگیری از وقوع آسیب و تبعات، پیوست رسانه‌ای مناسب را تدوین کنید. "

واقعیت این است که این گونه آرا، علاوه بر تبعاتی که رئیس قوه به درستی به آنها اشاره کرده، حیثیت دستگاه قضا و اعتبار قضاتی که آرای متقن و عادلانه صادر می‌کنند را نیز خدشه دار می‌کند و لازم است دستگاه قضایی، فراتر از تاکید و توصیه رئیس اش، در این باره چاره اندیشی کند و ساز و کار عملیاتی داشته باشد.

۴ - از همه مهم‌تر این که به نظر می‌رسد در این پرونده - بر اساس آنچه محکوم گفته و تا کنون تکذیب نشده - رأی عادلانه‌ای صادر نشده است. اگر به جای یک خانم خواننده، یک سیاستمدار به حبس محکوم می‌شد، الان در همه رسانه‌ها له یا علیه او سخن می‌گفتند چرا که منافع سیاسی و حزبی چنین ایجاب می‌کرد.

این خلاف مروت است که رسانه به چهره‌های معروف سیاسی بپردازد و از کنار شهروندان عادی که به احتمالاً به آنها ظلم شده، با بی اعتنایی بگذرد. از این رو، چند سطر فوق نوشته شد تا اولاً به بهانه پرونده حاضر، موضوع حقوق هنرمندان زن ایرانی که در عرصه هنر آواز فعالیت می‌کنند، مطرح شود، ثانیاً لزوم تدوین ساز و کار مناسب در قوه قضائیه برای رسیدگی به پرونده‌هایی با ابعاد اجتماعی و سیاسی یادآور شود و در نهایت و مهم‌تر از همه، از ظلمی پیشگیری شود که ممکن است به اسم عدالت روا شود.


۱۸ ساعت قبل / سایت تابناک

هیفا وهبی با استایل لاکچری در عربستان + عکس

به گزارش تابناک، هیفا وهبی، خواننده لبنانی برای حضور در برنامه‌های موسم جده، یک ست ابریشمی از برند «کازابلانکا» پوشیده بود که طراحی هندسی و ترکیب رنگ‌های سبز تیره، سرمه‌ای و سفید، جلوه خاصی به استایلش داده بود.

او برای تکمیل این استایل لوکس، یک کیف «هرمس» از چرم شترمرغ، کفش سفید «کریستین لوبوتن» انتخاب کرده بود.




 کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس
۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس

مارگارت کوالی در مراسم افتتاحیه فیلم «ستاره‌های سگ» در لندن، با پوششی تمام‌چنل روی فرش قرمز حاضر شد و کفش‌های جنجالی و وایرال این برند را به پا داشت؛ کفش‌هایی که به دلیل طراحی خاصشان، ظاهری شبیه راه رفتن با پای برهنه ایجاد می‌کنند.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۵ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...