
سالها باور کارشناسان بر این بود که فاصله دو ساله برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری که در موارد متعددی به شکلگیری مجالس و دولت غیرهمسو منجر شده بود مانع تعامل مثبت دو قوه است.
در سال ۱۴۰۳ اما به واسطه حادثه شهادت رئیسجمهور رئیسی دولت و مجلس فرصت آغاز همزمان دوره کاریشان را داشتند و با این حال باز هم اکثریت مجلس با رئیسجمهوری منتخب همسو نبود.
مسعود پزشکیان که از کرسی نمایندگی و عضویت در فراکسیون اصلاحطلب به ریاست جمهوری رسید و البته سالها بر کرسی نایب رئیسی مجلس نشسته بود اصرار داشت تا رابطه دولتش را با مجلس بر مبنای وفاق، همکاری و همگرایی شکل دهد؛ خواستی که «ایران» در گفتوگویی کوتاه با مهرداد لاهوتی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس دوازدهم و یادداشتهایی از عباس مقتدایی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و سید احمد آوایی، نماینده ادوار مجلس به ارزیابی چگونگی و کیفیت تحققش پرداخت و نقاط قوت و ضعف تعامل دو قوه را به پرسش گذاشت.
در موعد دوساله شدن عمر دولت هستیم. دولت چهاردهم و مجلس دوازدهم تقریباً دوره کاری خودشان را با یکدیگر آغاز کردند. آن هم در شرایطی که دولت شعار اصلی خودش را وفاق و همکاری اعلام کرد. ارزیابیتان از روند همکاری دو قوه در این مدت چه بوده است و این همزمانی آغاز به کار و رویکرد دولت چه اثری بر این تعامل داشت؟
ارزیابی از تعامل دولت و مجلس بستگی مستقیم به این عامل دارد که اصولاً چه تعریفی از تعامل داشته باشیم. اینکه آیا به دنبال پیروی نعل به نعل از سیاستها و تصمیمات هر یک از این دو قوهایم و یا تعامل و همکاری را رسیدن به یک تصمیم مشترک و مؤثر برای بهبود امور کشور میدانیم. اگر منظور نظر تعریف دوم از تعامل باشد به باورم دولت و مجلس در این دوره توانستند با ملاحظه مجموعه مشکلاتی که در برابر راه شان قرار داشت، چه مشکلاتی که از سالهای قبل باقی مانده بود و چه مسائلی که پس از دو جنگ تحمیلی در یک سال اخیر پدیدار شد، خروجی قابل دفاعی از قبال همکاری متقابلشان داشته باشند.
با توجه به تجربهام از چهار دوره حضور در مجلس شورای اسلامی و کار با دولتهای مختلف باید بگویم که در این دوره همکاری …





