
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه از اولین روز مسئولیتش در متن بحران و جنگ ایستاد اما حتی زیر آتش نیز دیپلماسی را در امتداد و تکمیل بازدارندگی میدان پیش برد و پس از آتشبس نیز این مسیر را متوقف نکرد تا سرانجام به تفاهمنامه اسلامآباد برسد.
با این همه، منتقدانی که مذاکره را عقبنشینی میخواندند، تلاشهای او را وارونه روایت کردند؛ غافل از اینکه عراقچی حتی پس از عهدشکنی تاریخی آمریکا و آغاز تلاش دوباره برای جنگ، توانست با دیپلماسی فعال، کشورهای عربی را از بیتفاوتی نسبت به تنش بیرون کشیده و به ابتکاری برای مهار بحران و جلوگیری از شعله ور شدن دوباره جنگ سوق دهد.
اکنون «ایران» در قاب این تلاش بیوقفه، او را در میان چهار چهره ملی برگزیده است تا صاحبنظران سیاست خارجی، کارنامه این دیپلماسی را روایت کنند.
عابد اکبری
استاد روابط بینالملل دانشگاه
در سیاست خارجی، دولتها را نمیتوان صرفاً بر اساس نتایج کوتاهمدت یا تعداد توافقهایی که به امضا میرسانند داوری کرد. گاهی مهمترین نشانه بلوغ یک دولت، نحوه مواجهه آن با شرایطی است که اساساً در اختیارش نیست: جنگ، تغییر موازنه قدرت، رفتار بازیگران ثالث و تصمیم قدرتهای بزرگ. دولت مسعود پزشکیان سیاست خارجی خود را در چنین محیطی آغاز کرد؛ محیطی که در آن ایران با ترکیبی کمسابقه از فشار اقتصادی، منازعه امنیتی، بحران هستهای و رقابتهای ژئوپلتیک مواجه بود.
از این منظر، ارزیابی سیاست خارجی این دولت باید نه با معیار وعدههای ساده انتخاباتی که با سنجش کیفیت تصمیمگیری در شرایط محدودیت و بحران صورت گیرد. پزشکیان در آغاز دولت بر ضرورت تعامل، کاهش تنش و استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای گشودن گرههای خارجی تأکید کرد.
اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر آشکار شد که محیط منطقهای به سمت رویارویی نظامی گستردهتر حرکت کرد. در چنین شرایطی، دولت میتوانست دیپلماسی را به حاشیه براند و سیاست خارجی را صرفاً بر منطق تقابل استوار کند؛ اما انتخاب دیگری را در پیش گرفت: حفظ ظرفیت بازدارندگی کشور در کنار باز نگه داشتن مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک. به باور من، این مهمترین …












