
ایران آنلاین:
رضا اسماعیلی؛ شاعر و پژوهشگر ادبی /
ای خون اصلیت به شتکها ز غدیران
افشانده شرفها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزه تکثیر
ترکید بر آیینه خورشید ضمیران
ای جوهر سرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران
حسین منزوی
با تأمل در جان و جهان این شعر، به راحتی میتوانیم دریابیم که شعر عاشورایی در یک تعریف ساده، شعری است «موضعمند»، «مستند»، «معرفت محور»، «تبیینی، تحلیلی» و مبتنی بر آموزههای اصیل دینی معارف توحیدی و فرهنگ عاشورایی. آمیزهای از «سوگ»، «حماسه» و «عرفان» که به مخاطب خود «بصیرت» میدهد و جان و جهانش را با فرهنگ و حقیقت عاشورا پیوند میزند. در «شعر عاشورایی»، شاعر به کربلا و قیام حسینی به چشم یک «واقعه» حماسی، عبرتآموز و بصیرتافزا که مقدمه قیامت و رستاخیز است، نگاه میکند. واقعه سترگ و شگفتی که پیش و بیش از گریستن، باید بر آن «نگریست»، از آن عبرت گرفت و از درک و دریافت و بازخوانی پیامهای انسانساز آن بصیرت پیدا کرد.
نکته دیگر اینکه شعر عاشورایی بیشتر «موضعمند» است تا «موضوعمند»؛ به این معنا که ممکن است در ظاهر و صورت هیچ نشانه صریح و مستقیمی از عاشورا نداشته باشد، ولی در باطن و سیرت سرشار از آموزههای عاشورایی باشد. وقتی استاد شهید مرتضی مطهری میگوید: «شمر زمانهات را بشناس»؛ یعنی با پیدا کردن بصیرت، فرزند زمان خویش باش و در شعر عاشورایی پیش و بیش از موضوع، موضع عاشورایی داشته باش. اگر به عنوان یک شاعر آیینی و عاشورایی، جانی بصیر، فطرتی بیدار و گوشی شنوا داشته باشیم، امروز نیز ندای «هَل مِن ناصر ینصُرُنی» حسین(ع) را بلندتر و رساتر از مُحرم سال 61 خواهیم شنید و در عاشورای «اکنون»، توفیق همراهی و همرکابی با حضرتش را خواهیم داشت. …






