مثال معروفی است که میگویند طرف سر نخواستنش دعواست، به کنایه از اینکه دوست ندارند طرف باشد و او را مدام دست به سر میکنند اما تحت هیچ شرایطی مسئولیت را رها نمیکند. این مثال بشدت درباره نصیرزاده صدق میکند اما او سفت ایستاده که باید باشد. البته که همین یکی از خصوصیات مهم او در عرصه مدیریت است، یعنی اگر از مدیریت فقط یک چیز بداند حتماً همین اصرار کردن و خسته نشدنهایش از پیگیری است.
این ماجرا یک دوگانه عجیبی را بهوجود آورده که واقعاً الان هیچکس نمیداند کدام طرف باید بایستد. یک طرف وزارت ورزش ایستاده و حتماً دلایلی برای مخالفت با حضور نصیرزاده دارد اما مشخص نیست چرا دلایلش را بهطور شفاف و رسمی اعلام نمیکند و طرف دیگر هم نصیرزاده است که باید طرفدارش بود چون سفت ایستاده است و اجازه نمیدهد که سرش را با بهانههای الکی ببرند و صندلی ریاست را از او بگیرند. به هر حال یک نفر باید مقابل این عدم شفافیت مسئولان ورزش در انتخابات میایستاد و حالا نصیرزاده ایستاده است اما واقعاً انتهای این بازی عجیب کجاست و چه نتیجهای خواهد داشت و برنده این بازی چه کسی خواهد بود؟ این سؤالها حالا ذهن هر علاقهمند به ورزشی را درگیر خودش میکند. 20مرداد انتخابات ریاست فدراسیون بدنسازی برگزار میشود و قرار است که بعد از مدتها تکلیف این فدراسیون مشخص شود و نصیرزاده نیز امیدوار است که نامش در بین کاندیداها باشد.
انتهای پیام/









