مهدیه ملک شیخی
چرا با وجود تحلیل درست باز هم در بورس ضرر میدهیم؟ چرا همه سهامداران حتی حرفهایها درگیر این مشکلاند؟ بگذارید با یک واقعیت نهچندان خوشایند شروع کنیم: بخش قابل توجهی از زیان سرمایهگذاران خرد ریشه در خطای روانی دارد و نه ضعف تحلیل. به این معنی که مشکل شما مدل قیمتگذاری یا تحلیل تکنیکال نیست؛ مسئله همان چند ثانیهای است که ترس یا طمع، فرمان تصمیم را از دست منطق می گیرد.
در ریزش سنگین بورس تهران در سال ۱۳۹۹، خیلی از سهامداران بهجای فروش سهم زیانده و جلوگیری از ضرر بیشتر، آن را نگه داشتند؛ به این امید که قیمت برگردد. بازار اقتصاد هم دقیقاً همین الگو را در تحلیلهای خود ثبت کرده است؛ نتیجهی این تصمیم، معمولاً زیان بیشتر بود و نه کمتر. جالب اینجاست که این رفتار مخصوص سرمایهگذاران کمتجربه هم نیست؛ حتی افرادی که سالها در بازار فعالیت کردهاند، در لحظه ضرر دقیقاً همین الگو را تکرار میکنند.
کدام سهامدار هیجانی، شبیه شماست؟
به این چهار جمله نگاه کنید؛ ببینید کدامیک را تا به حال به خودتان گفتهاید.
۱. «همه دارن میخرن، من چرا نخرم؟» فرابورس ایران عرضه اولیه دهها شرکت از فناوری تا فولاد و دارو را در دستور کار دارد. هر بار خبر یک عرضه اولیه تازه میآید، همان الگوی همیشگی تکرار میشود: صف خرید سنگین، هیجان در گروههای سرمایهگذاری و کسانی که فقط چون «همه دارند میخرند» بدون هیچ تحلیلی وارد صف میشوند. از این رو صف خرید سنگین، شایعه رشد یک سهم و یا مشاهده سود چند روزه دیگران، تصمیماتی میسازد که هیچ پایه منطقی ندارند. لذا ترس از جاماندن لحظه ای ما را رها نمی کند.
۲. «بذار یکم دیگه صبر کنم، برمیگرده». وقتی سهمی ضرر میدهد، بهجای پذیرفتن یک ضرر کوچک، خیلیها آن را نگه میدارند، چون فروش یعنی رسمیکردن شکست. چالش اینجاست که بازار به احساس شما کاری ندارد؛ سهمی که باید فروخته شود، اگر نگه داشته شود، معمولاً ضررش بیشتر میشود، نه کمتر. …













