قیمت طلا امروز




 سایت اسپوتنیک / ۱۴۰۵/۰۵/۲۱

از غرامت تا تنگه هرمز/ چرا تهران دیگر به توافق با ترامپ اعتماد ندارد؟

آرش مرزبانمهر کارشناس مسائل دفاعی-امنیتی گروه رسانه‌ای مشکات در گفت‌وگو با اسپوتنیک اظهار داشت: چشم‌انداز حل اختلافات ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی از ابهام شده است.
 از غرامت تا تنگه هرمز/ چرا تهران دیگر به توافق با ترامپ اعتماد ندارد؟

غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا و عدم پایبندی ترامپ به تعهداتش، تهران را به این نتیجه رسانده است که شاید نتواند روی پایان جنگ به‌وسیله تفاهم با آمریکا حساب باز کند.

به عنوان نمونه می‌توان به اظهارات اخیر مجید شاکری، مشاور قالیباف اشاره نمود که در مصاحبه‌ای گفت امکان هر نوع توافق پایدار از سوی هر کشوری با ترامپ را زیر سؤال می‌برد و بر این نکته تأکید می‌کند که همه منتظر پایان دولت ترامپ برای انجام توافقات پایدار هستند.

مرزبانمهر افزود، صداهای حامی توافق در تهران هم به پایبندی آمریکا به تفاهم امید کمتری دارند. به همین دلیل است که تهران مرتباً تأکید می‌کند که توافق با عمان به معنای بازشدن تنگه نخواهد بود و تنها پس از پایبندی آمریکا به تعهداتش و تنبیه بابت نقض تفاهم، حاضر به باز کردن تنگه هرمز است.

این کارشناس تصریح کرد، این وسواس ریشه در آن دارد که ایران به این نکته آگاه است که ترامپ از هفته‌ها قبل تمایل داشته است تا اهرم محاصره دریایی را در مقابل باز کردن تنگه هرمز از سوی ایران قرار دهد و فرصت بازسازی با پول‌های بلوکه‌شده و فروش نفت بدون تحریم را از ایران سلب کند و امکان‌های بعدی افزایش تنش با ایران را زنده نگه دارد.

به همین دلیل، تاکنون ایران با آگاهی از هزینه‌های احتمالی، تمایل داشته است تا طرف مقابل را به فرسایشی از نظر نظامی، امنیتی و اقتصادی بکشاند که ضمن افزایش تمایل طرف مقابل به دادن امتیاز، انگیزه‌های مخالفت با افزایش تنش در مقابل ایران را در طرف مقابل افزایش دهد.

وی افزود، در واکنش به این رفتار ایران، دولت آمریکا در ماه‌های گذشته اقدامات مختلفی، از جمله حملات نظامی، سایبری، رسانه‌ای و محاصره دریایی، را امتحان کرده است که هزینه‌های مالی، جانی و سیاسی فراوانی برای آمریکا داشته است، اما تأثیری بر اراده ایران نداشته است.

مرزبانمهر در پایان خاطر نشان کرد، در جدیدترین فعل‌وانفعالات، ایران خواستار پرداخت غرامت از سوی آمریکا شد و ترامپ در واکنش به این درخواست، خواستار پرداخت غرامت بابت خسارت‌ها و تلفات آمریکا در غزه، لبنان، سوریه و یمن شد!

کشورهای میانجی طی روزهای اخیر سعی کرده‌اند تا امکان بازگشت دو طرف به تفاهم‌نامه را فراهم کنند و ممکن است به‌صورت مقطعی موفق هم باشند. …



3
 واکنش ها به «تحریم‌های اقتصادی خفه‌کننده» ترامپ
۲ ساعت قبل / سایت مشرق

واکنش ها به «تحریم‌های اقتصادی خفه‌کننده» ترامپ

به گزارش مشرق ، لورا روزن روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی بیان کرد: اعمال تحریم‌های اقتصادی بیشتر، با عناوین مختلف به این معناست که ما می‌خواهیم نشان دهیم که در حال انجام اقدامی هستیم تا مجبور نشویم دوباره به تشدید تنش‌های نظامی روی آوریم و این به دلیل اتمام موشک‌های دفاعی است.

رابرت مالی نماینده آمریکا در امور ایران تاکید کرد: کمتر چیزی به اندازه این تصور که «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب خواهد داد» می‌تواند فریبنده و در عین حال مغالطه‌آمیز باشد.

وی بیان کرد: ایران ممکن است تلاش کند این دوره را پشت سر بگذارد و امیدوار باشد ترامپ بار دیگر موضع خود را ۱۸۰ درجه تغییر دهد، یا ممکن است واکنش تهاجمی نشان دهد و تلاش کند این درد و هزینه را به دیگران نیز منتقل کند.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا نیز گفت: ایران هم در عرصه انرژی جهان تاثیرگذار است و هم در مقابل فشار سکوت نخواهد کرد. اگر تهران تحت فشار شدیدی قرار بگیرد، در منطقه حملاتی انجام خواهد داد.

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی تاکید کرد: تهدیدات ترامپ به احتمال زیاد عمدتاً جوسازی و توخالی است. ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

وی بیان کرد: اما حتی اگر این تهدیدها عملی و جدی باشند، باز ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند با آنها به آمریکا، شرکای آمریکا و اقتصاد جهانی آسیب وارد کند.

سفیر سابق آمریکا ادامه داد: چه ترامپ به سمت تشدید نظامی برود و چه اقدام اقتصادی، ظاهراً هرگز درک نمی‌کند که تشدید تنش یک‌طرفه نیست و ایران نیز قدرت و اختیار عمل دارد و می‌تواند واکنش نشان دهد.

آرنولد برنارد تحلیل گر فرانسوی نیز تصریح کرد: تقریباً مطمئنم که منظور از هر کشوری، شامل چین نمی‌شود. سخت است تصور کنیم آمریکا فقط چند هفته پیش از سفر شی جین‌پینگ، بخواهد علیه چین «D-Day اقتصادی» اعلام کند.

وی اضافه کرد: در ماه مه، آمریکا تلاش کرد برخی پالایشگاه‌های چینی را به دلیل خرید نفت ایران تحریم کند. وزارت بازرگانی چین نیز در واکنش، یک «دستور ممنوعیت» رسمی صادر کرد که تصریح می‌کرد تحریم‌های آمریکا نباید به رسمیت شناخته شوند. آمریکا نیز بعد از آن، عملاً عقب‌نشینی کرد و تحریم‌ها را به‌طور جدی اجرا نکرد؛ چراکه اجرای واقعی آنها به معنای تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین بود و احتمالاً پیامدهایی برای کل نظام مالی جهانی به دنبال داشت.


 تحلیلگر سیاسی آمریکایی: یوسی کوهن با اطلاعات جعلی، ترامپ را به جنگ با ایران کشاند + فیلم
۴ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

تحلیلگر سیاسی آمریکایی: یوسی کوهن با اطلاعات جعلی، ترامپ را به جنگ با ایران کشاند + فیلم

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو، جنک اویغور با اشاره به لایه‌های پنهان تصمیمات سیاسی ایالات متحده، تصریح کرد که یوسی کوهن از طریق دسترسی به «اتاق وضعیت» و ارائه گزارش‌های جعلی، ترامپ را متقاعد کرد که حمله به ایران اقدامی آسان خواهد بود و منجر به تغییر فوری رژیم می‌شود.

وی تأکید کرد که تمامی این ادعاها، به‌ویژه در مورد ناتوانی ایران در کنترل تنگه هرمز، چیزی جز دروغ نبودند.

این تحلیلگر آمریکایی در بخشی از اظهارات خود به ابعاد گسترده‌تر نفوذ رژیم صهیونیستی اشاره کرد و مدعی شد که کوهن اکنون از طریق تصاحب برخی شرکت‌های آمریکایی، در حال نفوذ به سیستم‌های دفاعی ایالات متحده است.

اویغور در پایان با انتقاد از رسانه‌های جریان اصلی (Mainstream Media)، خاطرنشان کرد که این حقایق هرگز در رسانه‌های رسمی منتشر نمی‌شوند، زیرا این رسانه‌ها در واقع نقش «محافظان بزرگ اسرائیل» را ایفا می‌کنند و از افشای چنین واقعیت‌هایی جلوگیری می‌کنند.

کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی


 کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند
۴ ساعت قبل / سایت نورنیوز

کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در میانه مجموعه‌ای از بحران‌های تحمیلی در غرب آسیا و در شرایطی که اقتدار ایران و مقاومت منطقه بسیاری از محاسبات آمریکا را با چالش مواجه کرده است، جرد کوشنر، داماد ترامپ و نماینده آمریکا در مذاکرات غزه، به منطقه سفر کرد. او در قاهره، در کنار دیدار با مقام‌های مصری، در اقدامی کم‌سابقه با سران حماس گفت‌وگو کرد و سپس راهی سرزمین‌های اشغالی شد تا به ادعای خود، طرح صلح ترامپ را با مقام‌های رژیم صهیونیستی پیگیری کند.
اگرچه این سفر در چارچوب تلاش برای پیشبرد «طرح صلح» و فعالیت‌های کمیته صلح غزه معرفی شده، اما مجموعه رفتارهای کوشنر و همزمانی آن با تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که واشنگتن همچنان گرفتار همان دوگانگی دیرینه است؛ از یک سو سخن از صلح و پایان جنگ می‌گوید و از سوی دیگر، با حمایت سیاسی، نظامی و حقوقی از اشغالگری، زمینه استمرار بحران را فراهم می‌کند. در واقع، اختلافات موردی میان آمریکا و تل‌آویو، هرگز به معنای تغییر راهبرد کلی واشنگتن در حمایت از پروژه صهیونیستی نیست. دیدار با حماس؛ نشانه عقب‌نشینی یا اعتراف به واقعیت؟


یکی از برجسته‌ترین ابعاد سفر کوشنر، دیدار او با سران حماس است؛ دیداری که برخلاف روایت‌سازی برخی رسانه‌های غربی، نمی‌توان آن را نشانه فاصله گرفتن حماس از مقاومت یا پیروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی در تضعیف جبهه مقاومت دانست. برعکس، اصل این دیدار می‌تواند نشانه‌ای از شکست سیاستی باشد که هدف آن حذف مقاومت از معادلات غزه بود.
اگر حملات نظامی، فشارهای سیاسی و محاصره توانسته بود حماس را از میدان خارج کند، اساساً نیازی به مذاکره مستقیم آمریکا با این جریان وجود نداشت. ورود واشنگتن به گفت‌وگو با حماس، بیش از آنکه نشانه تغییر مواضع این جنبش باشد، بیانگر پذیرش این واقعیت است که مقاومت همچنان یک بازیگر مؤثر و غیرقابل حذف در معادلات فلسطین است. از این منظر، دیدار کوشنر را باید نوعی اجبار سیاسی دانست؛ اجبار ناشی از ناتوانی در تحقق رؤیای حذف مقاومت و بازطراحی منطقه بدون حضور نیروهای مقاومت.
پنهان کردن شکست‌ها پشت ویترین فلسطین
رفتار آمریکا در قبال مسئله فلسطین همواره دو وجه داشته است؛ گاه با مشغول‌سازی افکار عمومی به بحران‌های دیگر، مسئله فلسطین را به حاشیه می‌راند تا روند اشغالگری بدون هزینه ادامه یابد و گاه هنگامی که در سایر میدان‌ها با بن‌بست مواجه می‌شود، پرونده فلسطین را به ویترین یک «دستاورد دیپلماتیک» تبدیل می‌کند.
اکنون نیز ترامپ با مجموعه‌ای از فشارهای داخلی و خارجی مواجه است. تبعات اقتصادی جنگ‌افروزی علیه ایران، افزایش هزینه‌های معیشتی، رشد بدهی‌های دولت آمریکا، اعتراضات نسبت به حمایت بی‌حدوحصر از اسرائیل، هزینه سنگین جنگ و فرسایش ذخایر تسلیحاتی، در کنار ناکامی‌های راهبردی واشنگتن در منطقه، فضای دشواری را برای دولت او ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، سفر کوشنر می‌تواند تلاشی برای تولید یک دستاورد تبلیغاتی در پرونده فلسطین باشد؛ دستاوردی که از یک سو شکست‌های آمریکا در سایر حوزه‌ها، به‌ویژه در برابر ایران، را تحت‌الشعاع قرار دهد و از سوی دیگر، ترامپ را در قامت رئیس‌جمهوری نشان دهد که قادر به اعمال فشار بر تل‌آویو و پیشبرد صلح است. تنبیه فلسطین، تشویق اسرائیل

اما مهم‌ترین نشانه واهی بودن ادعای صلح‌طلبانه این سفر، تداوم دوگانگی رفتاری واشنگتن در قبال فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی است. کوشنر از یک سو برای حماس از ابزار تهدید سخن گفته و مدعی شده در صورت پایبند نبودن این گروه به تعهدات خلع سلاح، آمریکا از آغاز حملات علیه غزه حمایت خواهد کرد؛ از سوی دیگر، خلع سلاح حماس را دستاوردی امنیتی برای اسرائیل دانسته و بازسازی غزه را نیز به تحقق این شرط گره زده است.
در نقطه مقابل، برای رژیم صهیونیستی امتیاز و تضمین امنیتی در نظر گرفته شده است. کوشنر تصریح کرده که آمریکا حق اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدیدهای قریب‌الوقوع را محدود نخواهد کرد. این رویکرد در کنار اصرار بر خلع سلاح مقاومت پیش از خروج نیروهای صهیونیستی، طرح‌های مربوط به لبنان، فشار برای خلع سلاح حزب‌الله، استمرار تهدید علیه ایران و دیگر تحرکات منطقه‌ای، تصویری روشن از تداوم سیاست حمایت از اشغالگری ارائه می‌دهد.

همزمان، تحریم رئیس دیوان کیفری بین‌المللی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا و حملات سیاسی مقام‌های واشنگتن به این نهاد نیز معنادار است؛ آن هم در شرایطی که مقام‌های رژیم صهیونیستی با اتهام‌های مرتبط با جنایات جنگی در این دادگاه مواجه‌اند. بنابراین، ادعای صلح هنگامی که با تهدید علیه قربانی و مصونیت‌بخشی به متجاوز همراه می‌شود، بیش از آنکه مسیر صلح را هموار کند، به تقویت اعتمادبه‌نفس اشغالگر برای تداوم جنایت منجر خواهد شد. سفر کوشنر؛ صحنه‌آرایی برای یک دستاورد سیاسی

در نهایت، سفر کوشنر را بیش از آنکه بتوان اقدامی مستقل برای صلح دانست، باید در چارچوب نیاز ترامپ به بازسازی تصویر خود از طریق یک دستاورد خارجی ارزیابی کرد. واشنگتن از یک سو ناگزیر شده با مقاومت به گفت‌وگو بنشیند و از سوی دیگر، همچنان سیاست فشار بر فلسطینی‌ها و حمایت از رژیم صهیونیستی را دنبال می‌کند.
این تناقض، خود گویای واقعیتی بزرگ‌تر است: پروژه آمریکا برای حذف مقاومت از معادلات منطقه با دشواری جدی مواجه شده و اکنون واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به نمایش‌های دیپلماتیک برای پوشاندن شکاف میان ادعا و واقعیت نیاز دارد. تجربه نیز نشان داده است که هرگاه آمریکا از «صلح» سخن گفته، اگر این صلح با تضمین حقوق ملت فلسطین و پایان اشغالگری همراه نباشد، در عمل چیزی جز بازتولید همان نظم نابرابر نخواهد بود. از همین رو، مسیر احقاق حقوق فلسطینیان همچنان نه از وعده‌های نمایشی واشنگتن، بلکه از ایستادگی و مقاومت در برابر اشغالگری می‌گذرد.
سفر جرد کوشنر به مصر و سرزمین‌های اشغالی، در ظاهر برای احیای طرح صلح غزه انجام شد؛ اما گفت‌وگو با حماس و دیدار با نتانیاهو، ابعاد متناقض سیاست واشنگتن را آشکار کرد.
دیدار مستقیم آمریکا با حماس، برخلاف روایت‌های تبلیغاتی، نشان می‌دهد مقاومت همچنان بازیگری مؤثر و غیرقابل حذف در معادلات فلسطین است و سیاست فشار برای حذف آن به نتیجه نرسیده است.