اندیشه کاظمی افزود، در واقع، اختلاف اصلی فقط بر سر "ثباز یا بسته بودن هرمز نیست، بلکه این تنگه به اهرم اصلی چانهزنی دو طرف تبدیل شده است. حتی دادههای کشتیرانی نشان میدهد عبور کشتیها همچنان بهشدت محدود است و در 18 اوت تنها شش کشتی کالایی از تنگه عبور کردهاند. بنابراین ادعای واشنگتن درباره باز بودن هرمز، فعلاً با واقعیت عملی کشتیرانی کاملاً همخوان نیست.
کاظمی تصریح کرد، با این حال، اعلام توقف مذاکرات الزاماً به معنای پایان دیپلماسی نیست. طی هفتههای گذشته عمان، قطر و پاکستان کانالهای ارتباطی میان تهران و واشنگتن را فعال نگه داشتهاند و حتی در مقاطعی از پیشرفت در مذاکرات درباره آتشبس و هرمز سخن گفته شده است.
تهران رفع محاصره و تحریمها و پایان عملیات نظامی را پیششرط بازگشایی هرمز میداند، در حالی که واشنگتن میخواهد ابتدا کنترل و آزادی کشتیرانی در این آبراه تضمین شود. به همین دلیل، احتمال یک توافق جامع در کوتاهمدت پایین است، اما توافقهای محدود و مرحلهای—مثلاً درباره کشتیرانی، امنیت کشتیها، توقف برخی اقدامات نظامی و سپس کاهش تحریمها هنوز میتواند راهی برای بازگرداندن مذاکرات باشد.
این کارشناس در پایان گفت: خطر اصلی در شرایط فعلی این است که بنبست دیپلماتیک به یک چرخه تشدید تنش تبدیل شود، بهویژه آنکه تحرکات نظامی و امنیتی در اطراف خلیج فارس افزایش یافته و حتی امارات در واکنش به رخدادهای اخیر، تجارت و مبادلات مالی با ایران را متوقف کرده است.
از سوی دیگر، ادامه اختلال در هرمز مستقیماً بازار انرژی و کشورهای واردکننده نفت و LNG را تحت فشار قرار میدهد و همین هزینه اقتصادی میتواند همزمان انگیزهای برای مصالحه و عاملی برای تشدید فشار باشد. بنابراین، وضعیت فعلی بیشتر از آنکه به معنای بازگشت قطعی به جنگ باشد، مرحلهای از فشار متقابل و چانهزنی بسیار پرریسک است. اما اگر میانجیها نتوانند یک فرمول حداقلی برای هرمز پیدا کنند، احتمال بازگشت رویارویی فعال بهطور محسوسی افزایش خواهد یافت.









