
سعید سید آقابنی هاشمی عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه درباره عملیات اقتصادی ترامپ علیه در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت: بر اساس تحلیلهای اقتصادی، واشنگتن پنج ابزار فشار کلیدی تحریم بانکهای بزرگ چینی، هدف قرار دادن صرافیها، تحریمهای ثانویه بر شرکای تجاری، مصادره داراییهای خارجی، و مقابله با ناوگان سایه انتقال نفت را در دستور کار دارد.
وی در خصوص منطق راهبردی این عملیات گفت: مهمترین تحول، تغییر رویکرد از گزینه نظامی به فشار تدریجی است. کاخ سفید در حال تغییر استراتژی خود از ضربههای نظامی فوری به سمت رویکردی بلندمدت برای خفه کردن تدریجی ایران است. واشنگتن بهجای حملات نظامی گسترده، با تشدید فشارهای اقتصادی و حفظ محاصره دریایی، ایران را تحت فشار قرار میدهد.
سید آقابنی هاشمی تصريح کرد، عنصر تازه و متمایزکننده این دور، هدف قرار دادن کشورهای ثالث و نه صرفاً ایران است. هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه همکاری با ایران بدهد، با پیامدهای اقتصادی سنگین روبهرو خواهد شد. این یعنی محور اصلی راهبرد، فشار بر واسطهها بهویژه چین است.
این کارشناس خاطرنشان کرد، چند تحلیل داخل همین گزارشها به سقف این رویکرد اشاره میکنند. در زرادخانه اقتصادی آمریکا سلاح جدیدی برای تحریم ایران باقی نمانده و محاصره دریایی نیز از چند ماه قبل آغاز شده، محاصره زمینی هم به دلیل مرزهای گسترده با پنج کشور و دسترسی به دریای خزر دشوار خواهد بود. از منظر تحلیلی، این نکته حیاتی است و وقتی کشوری از پیش زیر بیشترین حجم تحریمهای جهان قرار دارد، تشدید فشار میتواند بیشتر جنبه نمادین و روانی داشته باشد.
وی در ادامه این تحلیل ضمن اشاره به متغیر داخلی آمریکا مطرح کرد: این تشدید لفظی احتمالاً بخشی با هدف کاهش فشارهای سیاسی بر ترامپ به دلیل ناتوانی در جنگ است، بویژه با نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا و احتمال بازگشت گزینه نظامی پس از انتخابات نوامبر مطرح شده. این خوانش، بخشی از اقدام را بیشتر ابزار سیاست داخلی میبیند تا صرفاً راهبرد خارجی خالص.
این کارشناس در پایان تصریح کرد: راهبرد آمریکا روی سه فرض حساب باز کرده: اول فشار بر واسطههای تجاری ایران (بهویژه چین) کارآمدتر از تحریم مستقیم است. دوم ترکیب تحریم و محاصره دریایی که میتواند بدون هزینه نظامی، تهران را به میز مذاکره بازگرداند و سوم نمایش قدرت اقتصادی، جایگزین مناسبی برای نبود گزینه نظامی مؤثر است.
اما با توجه به تجربه ۴۰ سال مقاومت اقتصادی ایران در برابر تحریم، و اذعان تحلیلگران به کمبود ابزار جدید و واقعی، اثربخشی این رویکرد در میانمدت همچنان محل تردید جدی است و نتیجه نهایی به میزان همراهی عملی چین و شرکای تجاری کلیدی ایران بستگی خواهد داشت.






