
دولتهای هوشمند که اولویتشان اقتصاد و رفاه است، بحرانزدا هستند؛ یعنی بحرانها را مدیریت و از کشور دور میکنند. مهمتر اینکه از بحرانها فرصت خلق میکنند. اما جریانی در کشور وجود دارند که انگار نانشان در خلق بحرانهایی مانند تحریم، جنگ، محاصره دریایی و غیره است.
زیر بنای علم اقتصاد، ریاضیات است؛ یعنی دو دوتا چهارتاست. وقتی به آمار ۶۶ درصدی تورم سالانه در تیرماه و۸۹ درصدی نقطهبهنقطه همان ماه که بر اساس قواعد ریاضی محاسبه شده نگاه میکنیم، شکست حکمرانی اقتصادی را نشان میدهد.
نکته قابل تأمل این است که به دلایل ذیل، به جای آنکه سطح بحرانها در گذر زمان کاهش بیابد، بر حجم آنها افزوده میشود!
*امارات بهترین کشور منطقه برای تجارت با ایران بود. علت این است که بیشتر کالاهایی که از دیگر کشورها وارد دبی و بنادر دیگر امارات میشدند، به دلیل نزدیکی ساحل به ساحل با ایران، صبح که کشتی یا لنج حرکت میکرد، ظهر یا عصر در بندرعباس، قشم و کیش بود. امارات بهترین محل برای دور زدن تحریمها بود. البته دبی و ابوظبی سود کلانی از تحریم ایران به جیب میزدند.
با این وجود، وقتی به دبی حمله شد، آمریکا این کشور را تحت فشار قرار داد تا روابط تجاری و اقتصادیاش با ایران را قطع کند. این اتفاق، هرچند به زعم عدهای هیچ ارزشی ندارد، اما بر تجارت، اقتصاد و زندگی مردم تأثیر منفی میگذارد.
* تنگه هرمز کماکان ناامن است. استراتژی آمریکا از نظامی به فشار حداکثری اقتصادی و متمرکز بر محاصره دریایی تغییر کرده که آثار آن بدتر از جنگ و تحریم خواهد بود. آمریکا دریافته است که با فشار و محاصره دریایی بیشتر میتواند به اقتصاد ایران و تجارت آن، تا پیش از جنگ، لطمه بزند.
* علی الزیدی، نخستوزیر عراق دست نشانده امریکاست. به همین دلیل، کاخ سفید او را تحت فشار قرار داده تا گروه شبهنظامی حشد شعبی را که مورد حمایت ایران است، خلع سلاح کند.
اگر این اتفاق رخ دهد، ایران سوریه را که از دست داد، عراق را هم از دست خواهد داد. اگر ایران در حمایت از حشد شعبی وارد عمل شود، نتیجهاش جنگ با آمریکا و اسرائیل خواهد بود. از دست رفتن عراق معنایش این است که آمریکا و اسرائیل به مرزهای جنوبی ایران نزدیک خواهند شد و این اتفاق به امنیت ملی کشور لطمه میزند.
عدهای میپنداشتند که اگر ما در عراق و سوریه نبودیم، اسرائیل به ایران حمله میکرد. در عمل معلوم شد که اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند. بنابراین آن سیاست و آن انگاره را باید متناسب با شرایط روز تغییر داد.
* محاصره دریایی به اذعان مقامات میتواند فروش نفت ایران را به صفر برساند. اگر نتوانیم به اندازه کافی نفت بفروشیم، آنگاه نمیتوانیم کالاهای مورد نیاز مردم را تأمین کنیم. پس کمبود و نارضایتی ایجاد میشود و سطح رفاه از آنچه هست پایینتر میآید.
پس باید محاصره دریایی را یا با مذاکره و مصالحه و یا با جنگ برداشت؛ چون انتهای آن فروپاشی اقتصادی خواهد بود.
* مجلس در میانه توفان جنگ و محاصره دریایی، کلیات طرح خشن «مقابله با نفوذ» را که اجرای آن میتواند به سرکوب و محدود شدن آزادیهای مدنی منجر شود، تصویب کرده است. اگر این طرح اجرایی و به قانون تبدیل شود، نارضایتی رخ میدهد و اسرائیل و امریکا از آن بهره خواهند برد.
یک ضرب المثل معروف میگوید: «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟»






