در نتیجه، آن فرد کذاب رفت و هرگز نیامد، اکنون آن کسانی که مدعی ارتباط با امام زمان هستند و بر اساس روایات جعلی جنگ ایران و آمریکا را از علائم ظهور میدانند و خواهان ادامه این جنگ تا ظهور هستند، از امام زمانشان بپرسند دفتر شعر گمشده امام خمینی کجاست؟! تا حجت آنان باور شود!
این اقلیت که به قول رئیسجمهور کمتر از جمعیت یک دهکده هستند، با تفکر آخرالزمانی خواهان ادامه جنگ ویرانکنندهاند که بخشی از توسعه کشور و حاصل چهل و چند سال برنامهریزی و اجرا توسط نخبگان را نابود کرده است (حدود سیصد میلیارد دلار بدون احتساب ارزش انسانهای فاخری مثل رهبری شهید و دانشمندان و فرماندهان نظامی و هزاران انسان شهید و کودکان بیگناه و مظلوم).
این گروه که با نظارت و دقت رهبر شهید نتوانستند در انتخابات دوره چهاردهم ریاست جمهوری نفوذ کنند و مثل گذشته در مقابل مرحوم هاشمی رفسنجانی که ستون انقلاب بود، عناصر مشکوک را بر مردم تحمیل کنند، بر دولت فعلی که برخاسته از رأی واقعی مردم است بهشدت میتازند و از شعار انتقام، پیراهن عثمان ساختند تا بر مسند قدرت بمانند.
افراد وابسته به تندروها و آخرالزمانیها در صداوسیما، افرادی که به سفارتخانه عربستان حمله کردند و مصادره باورهای دینی مردم توسط این گروه، دولت منتخب اکثریت مردم را مورد فشار قرار میدهند تا بر منافع کاسبان تحریم بیفزایند!
شواهد و قرائن نشان میدهد در سوریه، مصر و کشور ما جاسوسهایی که شناسایی شدهاند در ظاهر افرداد انقلابی بودهاند. چون جاسوسان بیگانه همواره با شعار تندروها در نهادهای مهم انقلابی نفوذ کردهاند.
سید اصلاحات یعنی محمد خاتمی که همچون گوهری پاک است و به گواه آمار بهترین رشد و توسعه ملی در هشت سال دولت او انجام شد، متهم به ارتباط با مراکز بینالمللی است! عدهای جنگطلب که شعار و رفتارشان به نفع اسرائیل است به جریان اصیل اصلاحطلبی و اصولگرایی وابسته نیستند وبه آنها رحم نمیکنند. متأسفانه این جریان بر سرنوشت کشور تأثیر میگذارند. پرسش این است که کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند توسط چه افرادی مورد هدف قرار میگرفتند. پزشکیان و قالیباف لازم است در این مورد توضیح دهند. این شیطنتها کار کسانی است که مدعیاند نیمی از جمعیت دنیا هم به خاک و خون کشیده شود ارزش ظهور امام زمان را دارد، در صورتی که امام زمان ما مظهر عدالت و صلح و دوستی امتهای توحیدی است، لذا او را «اباصالح» نامیدند، یعنی پدر صلح و دوستی ادیان توحیدی! حکایت آنها مانند آن راوی کذاب است که گفت: طبق روایت حضرت یعقوب را در بالای منار گرگ خورد! انسان صالحی شنید و گفت: اولاً یعقوب نبود، یوسف بود، ثانیاً بالای منار نبود، ته چاه بود، ثالثاً نجات یافت و گرگ نخورد!
اکنون وظیفه روشنفکران این است که با اکاذیب این اقلیت تندرو برخورد کنند و آنها را که امروز بر سرنوشت مردم تأثیر میگذارند، آنها را به مردم معرفی کنند.









