خطای رایج در نگاه به بازنشستگان، محدود کردن آنان به «هزینهای برای بودجه» یا «دریافتکنندگان مستمری» است. بازنشسته در واقع بخشی از سرمایه انسانی و اجتماعی کشور است؛ انسانی که تجربه 30سال خدمت را با خود دارد و در خانوادهها نقش تکیهگاه، مشاور و پشتیبان اقتصادی را ایفا میکند.
* باید دانست که بازنشسته فقط مسئول تأمین زندگی خود نیست. آنان در هزینه تحصیل فرزندان، درمان اعضای خانواده و دشواریهای اقتصادی سهم دارند. از این منظر، کاهش قدرت خرید بازنشسته یک مسئله فردی نیست؛ بلکه آثار آن به خانواده و جامعه منتقل میشود. بنابراین حمایت از بازنشستگان را نباید هزینهای اضافی، بلکه باید سرمایهگذاری برای حفظ ثبات و آرامش اجتماعی دانست.
* بررسی جدول توزیع حقوق بازنشستگان نشان میدهد که بازنشستگان خرج شان بیشتر از حقوق شان است . مسئله فاصله با گروههای پردرآمد نیست؛ بلکه فاصله میان درآمد و هزینه واقعی زندگی استکه دخل با خرج جور درنمی آید .سعدی میگوید : به حان آن مردباید گریست که دخلش بود19 وخرجش 20. «متناسبسازی حقوق» هرچند این کار از منظر عدالت اداری اهمیت دارد، اما به معنای حل مشکل معیشت نیست. ممکن است حقوق بازنشستهای با معیارهای قانونی متناسب شود، اما همچنان پاسخگوی هزینه مسکن، درمان، دارو و سایر نیازهای ضروری خانواده نباشد. از همین رو، سیاستگذاری درباره بازنشستگان باید از بحث درصد افزایش حقوق فراتر رود و نسبت واقعی میان درآمد، هزینه …












