مذاکره زمانی معنا دارد که هدف حل مسئله باشد. اگر قرار باشد هر مرحله با اقدامی خارج از مسیر گفتوگو همراه شود، اعتماد از بین میرود و هزینه به جامعه منتقل میشود. نتیجه این وضعیت را میتوان در کاهش سرمایهگذاری، توقف فعالیت اقتصادی، افزایش بیکاری، رشد تورم و دشوارتر شدن زندگی روزمره مشاهده کرد.
در مقابل، کسی که حقوق ثابت دریافت میکند یا جایگاه اداری او وابسته به نتیجه مذاکرات نیست، فشار این پیامدها را به اندازه شهروندی که درآمد او به بازار و تولید وابسته است، احساس نمیکند. همین فاصله، ضرورت پاسخگویی را بیشتر میکند.در این میان، رسانه نقش تعیینکننده دارد.
صداوسیما به عنوان رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، براساس اصل 175 قانون اساسی افزایش آگاهی و ایجاد فضای گفتوگو کمک کند.
اما وقتی برنامه یا بخش خبری به جای پرداختن به مسئله اصلی، بر اقدام نمادین یا پیام تقابلی تمرکز کند، این پرسش ایجاد میشود که چنین رویکردی چه کمکی به حل مشکل میکند.
برای نمونه، نمایش مسابقه تیراندازی به تصویر یک مقام سیاسی خارجی، فارغ از اینکه مخاطب با آن فرد موافق باشد یا مخالف، چه تأثیری بر معیشت، اشتغال یا کاهش تورم دارد؟ اگر هدف، تأمین منافع کشور است، باید سنجید که هر اقدام چه اثری بر روند مذاکره و آینده اقتصاد میگذارد.
جامعه بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. تولید، تجارت، اشتغال و برنامهریزی در فضایی شکل میگیرد که امکان پیشبینی وجود داشته باشد.
یعنی بشود آینده سیاست، اقتصاد، زندگی و... را پیش بینی کرد. هر اقدامی که مسیر گفتوگو را دشوارتر کند، میتواند این امکان را کاهش دهد و هزینه آن در نهایت بر دوش شهروند قرار گیرد، نه بر دوش مقام تصمیمگیر.راهکار روشن است؛ مسئول باید درباره آثار تصمیم خود پاسخگو باشد، رسانه باید به جای برجسته کردن اقدام نمایشی، به بررسی پیامد تصمیم بپردازد و هر اقدامی پیش از اجرا با معیار منافع ملی، اثر اقتصادی و نتیجه آن برای زندگی شهروند سنجیده شود.
اگر هدف، کاهش فشار اقتصادی و فراهم شدن زمینه پیشرفت باشد، حفظ مسیر گفتوگو و پرهیز از اقدامی که مذاکره را مختل کند، یک ضرورت است، نه یک انتخاب.کسانی که مانع تراشی میکنندو تلاش میکنند تفاهمنامه 14 مادهای را بهم بزنند و به رئیسجمهور توهین میکنند باید مورد مواخذه قرار گیرند.









