بر اساس آخرین آمار منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه در تیرماه ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد رسیده است. به زبان ساده، یک خانوار برای خرید مجموعهای مشابه از کالاها و خدماتی که در تیر سال گذشته تهیه میکرد، بهطور متوسط حدود ۸۸ درصد پول بیشتری نیاز داشته است.
اما یک نکته مهم وجود دارد: تورم ۸۷.۹ درصدی به معنای کاهش ۸۷.۹ درصدی قدرت خرید نیست. اگر درآمد یک فرد هیچ تغییری نکرده باشد، افزایش ۸۷.۹ درصدی هزینه همان سبد به این معناست که قدرت خرید واقعی درآمد او تقریباً ۴۶.۸ درصد کاهش پیدا کرده است.
برای مثال، اگر فردی سال گذشته با ۱۰ میلیون تومان میتوانست یک سبد مشخص از کالا و خدمات را خریداری کند، برای خرید همان سبد در شرایط تورمی فعلی به حدود ۱۸.۸ میلیون تومان نیاز خواهد داشت؛ بنابراین ۱۰ میلیون تومان قبلی اکنون توان خرید بسیار کمتری دارد. درآمدها از قیمتها عقب ماندهاند؟
یکی از مهمترین دلایل احساس کاهش قدرت خرید، فاصله میان رشد درآمد و افزایش هزینههاست. حداقل دستمزد کارگران برای سال ۱۴۰۵ حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است، اما این رقم نیز در برابر تورم نقطهبهنقطه ۸۷.۹ درصدی قرار دارد.
به همین دلیل حتی افزایش قابل توجه حقوق نیز لزوماً به معنای بهبود وضعیت معیشتی نیست. اگر هزینههای خانوار سریعتر از درآمد رشد کند، بخشی از درآمد واقعی خانوار از بین میرود. سفره خانوار کوچکتر شده است
اثر کاهش قدرت خرید فقط در آمارهای اقتصادی دیده نمیشود؛ تغییر رفتار مصرفکنندگان نیز یکی از نشانههای مهم آن است.
خانوارها در چنین شرایطی معمولاً ابتدا خرید کالاهای غیرضروری را کاهش میدهند و سپس به سمت انتخاب کالاهای ارزانتر، حذف برخی اقلام از سبد مصرفی، خرید قسطی یا کاهش حجم خرید حرکت میکنند.
گزارشهای اقتصادی اخیر نیز از تغییر الگوی خرید خانوارها در سال ۱۴۰۵ خبر میدهند و نشان میدهند که فشار قیمتها در بخشهای مختلف زندگی روزمره گسترده شده است. چرا کاهش تورم به معنی ارزانشدن نیست؟
یکی از اشتباهات رایج این است که کاهش نرخ تورم را با کاهش قیمتها یکی بدانیم.
اگر تورم ماهانه از ۵.۹ درصد به ۳.۱ درصد کاهش پیدا کند، معنایش این نیست که کالاها ارزان شدهاند؛ بلکه یعنی سرعت افزایش قیمتها کمتر شده است. سطح قیمتها همچنان بالاست و خانواری که در ماههای قبل قدرت خرید خود را از دست داده، با کاهش جزئی شتاب تورم الزاماً قدرت خرید قبلی خود را پس نمیگیرد. کدام خانوارها بیشتر تحت فشار هستند؟
شدت کاهش قدرت خرید برای همه یکسان نیست. خانوارهای کمدرآمد معمولاً سهم بیشتری از درآمد خود را صرف خوراک، مسکن، حملونقل و سایر نیازهای ضروری میکنند؛ بنابراین افزایش قیمت این اقلام فشار بیشتری بر بودجه آنها وارد میکند.
از سوی دیگر، خانوارهایی که درآمدشان متناسب با تورم افزایش پیدا نمیکند، بیش از دیگران مجبور به کاهش مصرف یا تغییر الگوی زندگی میشوند. چشمانداز قدرت خرید مردم
تا زمانی که رشد درآمد خانوارها از رشد هزینههای زندگی عقب باشد، فشار معیشتی ادامه خواهد داشت. برای بازگشت قدرت خرید، تنها کاهش مقطعی قیمت یک یا دو کالا کافی نیست؛ بلکه باید تورم برای مدتی مهار شود و درآمد واقعی خانوار نیز امکان رشد پیدا کند.
بنابراین پاسخ کوتاه به این پرسش که «قدرت خرید مردم چقدر کاهش یافته است؟» یک عدد واحد برای همه خانوارها ندارد؛ اما تورم ۸۷.۹ درصدی نقطهبهنقطه نشان میدهد فاصله هزینههای زندگی با درآمدهای ثابت بسیار بزرگ شده است.
قدرت خرید خانوار ایرانی در سال ۱۴۰۵ تحت فشار جدی قرار گرفته است. افزایش حقوق بخشی از این فشار را جبران میکند، اما وقتی رشد قیمتها از رشد درآمد جلو میزند، درآمد اسمی بیشتر الزاماً به معنای زندگی بهتر نیست؛ مسئله اصلی، درآمد واقعی و توان خرید خانوار است.









