پرسش این است که آینده به کدام سو خواهد رفت؛ به سمت جنگ یا صلح؟ هرچند پاسخ به این پرسش پیچیده و دشوار است، اما میتوان گفت:
۱- هزینه جنگ کلاسیک برای آمریکا، اسرائیل و ایران زیاد و طاقتفرساست. به همین دلیل، دو طرف تمایل چندانی به ورود به چنین جنگی ندارند.
۲- مهمترین حربه و ابزار در دست آمریکا و وزارت خزانهداری این کشور، تحریم است؛ تحریمهایی که گلوی اقتصاد ایران را فشرده و میفشارد. تحریم مانند موریانه به جان اقتصاد و زندگی مردم میافتد و آنها را مختل میکند. تحریم برای آمریکا کمهزینهتر از جنگ است. به همین دلیل، واشنگتن دهههاست که علیه کشورهایی مانند کوبا، کره شمالی، ونزوئلا، سوریه، عراق، لیبی، روسیه، ایران و... از این ابزار استفاده کرده و میکند.
۳- جنگ دریایی: جنگ دریایی را میتوان یکی از بدترین انواع جنگ دانست.
آمریکا با محاصره دریایی ونزوئلا آن کشور را به زانو درآورد. کاخ سفید میکوشد این الگو را در مورد ایران نیز اجرا کند. اگر جنگ فرسایشی شود یا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ادامه پیدا کند و محاصره دریایی و تحریمها نیز افزایش یابند، اقتصاد و زندگی مردم آسیب بیشتری خواهند دید و نارضایتیها افزایش خواهد یافت.
اگر جنگ فرسایشی شود و محاصره دریایی نیز ادامه پیدا کند، ایران دو راه پیش رو خواهد داشت: نخست، بازگشت به تفاهمنامه ۱۴ مادهای و مذاکره مستقیم با آمریکا؛ دوم، استفاده از زور برای شکستن محاصره دریایی. البته گزینه دوم پرهزینه است و نتیجه آن نیز نامعلوم خواهد بود، اما گزینه اول هزینه کمتری دارد و میتواند سایه جنگ و محاصره دریایی ویرانگر را از سر کشور دور کند.
ادامه محاصره دریایی، همانطور که رئیسجمهور گفته است، میتواند مانع فروش نفت شود و اقتصاد را به سمت فروپاشی سوق دهد. بنابراین، به هر طریق ممکن باید محاصره دریایی و تحریمها را برداشت تا ملت بتواند روی پای خود بایستد.
محاصره دریایی همچنین میتواند مانع واردات بنزین شود و برای کشور مشکل ایجاد کند. البته ریشه این مشکل را باید در سیاستهای ویرانگر اصولگرایان ارزشی نیز جستوجو کرد.
مجلس ششم و دولت اصلاحات برنامه توسعه چهارم را تصویب کردند. براساس این برنامه، قرار بود هر سال ۱۰ درصد به قیمت بنزین اضافه شود. اما هنگامی که مجلس هفتم و دولت اصولگرای احمدینژاد روی کار آمدند، طرح تثبیت ۹ قلم کالا را در دستور کار قرار دادند و مانع واقعی شدن قیمت بنزین شدند.
اگر این روند ادامه پیدا میکرد، اکنون قیمت بنزین میتوانست به سطح قیمت آن در کشورهای حاشیه خلیج فارس نزدیک شود. در پایان برنامه چهارم نیز قرار بود قیمت بنزین واقعی و به قیمت آن در کشورهای خلیج فارس نزدیک شود.
چرا چنین نشد؟ این موضوعی است که باید بهطور جدی به آن پرداخته شود.









