
در این هنگامه، همه اذهان متوجه این نکته شوند که برای حفظ این موقعیت، همدلی و اتحاد و صدای واحد الزامی است. در این میان دستگاههای رسمی کشور بیش از دیگران باید به این الزام پایبند باشند؛ اما در این بین رفتار صداوسیما عجیب و برخلاف منافع ملی بودهاست. عدم پخش و تقطیع سخنان وحدتآفرین رئیسجمهور، بیتوجهی به عملکرد بعضی از وزراتخانهها که توسط وزرای مربوطه به صداوسیما ارائه شده، عدم پوشش سخنان وزیر امور خارجه که سفیر نظام در مجامع بینالملی بوده و در نفسگیرترین مذاکرات حضور داشته و در گفتوگوهای مکرر با شبکههای خارجی که از منافع ملت و کشور دفاع کرده است، از جمله مواردی است که واکنش بسیاری از دلسوزان را به دنبال داشته است.
در کنار موارد فوق اتفاقات دیگری هم رقم خورده که نشان میدهد این رسانه بزرگ چگونه در جهت مخالف عمل کرده است؛ دعوت از کارشناسان بیمایه و بیتوجهی به چهرههای موجه حوزه رسانه و تحلیل، اتخاذ مواضع تحریکبرانگیز از سوی برخی مجریان که نمونه آن تهدید مردم کشورهای همسایه به ویرانی زیرساختها و توصیه آنها به خروج از محل زندگیشان در حالی که طبق سیاست نظام، مناطق مسکونی و شهرهای همسایگان هیچ گاه اهداف ایران نبوده، بلکه پایگاههای دشمن که در خاک این کشورها مستقر است، در کانون توجه نیروهای مسلح ایران بوده است.
خبرها از استقبال از نظرات سید محمد خاتمی رئیسجمهور پیشین و نظرات اصلاحی ایشان حکایت دارد، کارشناسی که از لحاظ سنی در دولت سید محمد خاتمی کودک بوده، در اقدامی خلاف نظر سید محمد خاتمی را به نظر دشمن غاصب نزدیک میداند.
تنها چهرههای سیاسی نیستند که هدف بیمهری عجیب رسانه ملی در روزهای جنگ با دشمن، واقع شدهاند، تسویه حساب به برنامههای غیرسیاسی نیز سرایت کرده است. به طور مثال تخریب مجری سابق ورزشی عادل فردوسیپور و چسباندن انگ وطن فروشی به او و برخی دیگر از چهرههای ورزشی و فرهنگی کشور موارد دیگری از این سیاست عجیب است؛ انگار تخریب سرمایههای اجتماعی آن هم در دوره جنگ که کشور نیاز به اتحاد دارد، به تبدیل به الگویی شده است که بسیاری آن را در راستای منافع دشمن ارزیابی کرده و احتمال «نفود» …






