
سالهاست که کشور در تحریم، فروش نفت و فرآوردههای آن مشکل داشته و دارد.
برای رفع مشکل، مجموعهای از افراد حقیقی و حقوقی به عنوان تراستی تعیین شدند تا درآمد فروش نفت و متعلقات ـ یعنی اموال ملت ایران یا همان بیتالمال ـ به حسابشان واریز شود تا به خزانه کشور برگردانند.
تراستی (trustee) به لحاظ حقوقی، شخص یا عضوی از یک هیئت است که کنترل یا اختیارات ادارهی دارایی به عنوان امانت به او واگذار میشود و از نظر قانونی موظف است آن را صرفاً برای اهداف تعیینشده اداره کند.
طبق گزارش دیوان محاسبات کشور، ۱۴۱ تراستی در عدم برگرداندن درآمد ملت به خزانه کشور، یعنی عدم ادای امانت، تحت تعقیب در دادگاههای کشورند.
بر اساس گزارش رئیس بازرسی کل کشور، ۱۱ میلیارد دلار نزد تراستیها است و ۱/۵ میلیارد دلار سوءاستفاده شد و ۵۲ پرونده در دادگاه علیه تراستیها است. وی به روشنی خیانت در امانت تراستیها و یک مورد فرار با ۲۰۰ میلیون دلار را ذکر کرد.
رقمها در رسانهها بسیار بیشتر است، یعنی دهها میلیارد دلار مطرح میشود. حتی اگر مضربی از آنچه در رسانهها مطرح است، واقعیت داشته باشد، فاجعهی عظیمی در غارت بیتالمال رخ داده است.
قبلاً در ماجرای چای دبش نوشتم که خیلیها تصوری از عدد میلیارد ندارند (و ما ادراک ما الملیارد؟)، هنوز از اول تاریخ هجری تا الان ۷۰۰ میلیون دقیقه نشده است. غارت چای دبش حدود ۲/۵ میلیارد دلار بود و با آن میتوان ۱۲۰ هزار خانه برای کارگران ساخت. خود میتوانید دربارهی رقمهایی که رؤسای دیوان محاسبات و بازرسی کشور میگویند یا ادعا میشود، محاسبه کنید؛ این پولها برای معیشت مردم چه میتوان کرد. وقتی برای دریافت ۶ میلیارد از کره جنوبی به قطر و بعد هم به تعلیق، حواله میدهند، این رقمها در این وضعیت چه معنایی دارد.
وقتی مطرح میشود که ۱۴۱ تراستی پول نزد خود را برنگرداند و به دادگاه معرفی شدهاند، پرسشهای عدیدهای مطرح میشود که مردم باید دربارهی اموال خود بدانند:
» چند تا تراستی هست؟
» تراستیها چگونه و چرا …












