
رئیسجمهور آمریکا در توییت اخیر خود از آغاز یک «جنگ اقتصادی بیسابقه» علیه ایران سخن گفته و از قطع مسیرهای مالی و تجاری و اعمال فشار بر کشورهایی که به ادامه فعالیت اقتصادی ایران کمک کنند، خبر داده است. در این ادبیات، هدف روشن است: افزایش فشار تا جایی که اقتصاد ایران امکان ادامه فعالیت را از دست بدهد. این تهدید را میتوان از زوایای مختلف سیاسی و امنیتی تحلیل کرد؛ اما برای کسانی که در اقتصاد ایران فعالیت میکنند، یک پرسش مستقیمتر وجود دارد: اقتصاد ایران در برابر چنین فشاری چه میکند؟
برای پاسخ، شاید لازم نباشد خیلی دور برویم. کافی است به الکامپ امسال نگاه کنیم.سال گذشته جنگ ۱۲ روزه باعث شد برگزاری الکامپ به تعویق بیفتد. امسال، در حالی که شرایط به مراتب وخیمتر است، الکامپ در موعد خود برگزار میشود.این اتفاق را نه باید بیش از اندازه نمادین کرد و نه بیاهمیت دانست.
الکامپ، در سادهترین تعریف، محل گردهمایی بخش قابل توجهی از صنعت فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال ایران است. اینکه این صنعت، پس از یک سال پرالتهاب، دوباره برای برگزاری رویداد اصلی خود آماده میشود، یک واقعیت اقتصادی است؛ اقتصادی که تحت فشار و محاصره قرار گرفته، اما متوقف نشده است.این البته به معنای عادی بودن شرایط نیست.
کسبوکارهای فناوری با مجموعهای از فشارهای همزمان مواجهاند؛ از تحریم و دشواری دسترسی به فناوری، تجهیزات و بازارهای بینالمللی گرفته تا نااطمینانی در محیط کسبوکار، دشواری سرمایهگذاری، محدودیتهای زیرساختی و تصمیمهایی که گاهی با سرعت تحولات این صنعت تناسب ندارند.اما در این میان، یک نکته کمتر مورد توجه قرار میگیرد: فشار خارجی، تنها زمانی بیشترین اثر را خواهد داشت که با اصطکاک داخلی جمع شود.
اگر تحریم، دسترسی به فناوری را دشوار میکند، نباید مقررات و فرآیندهای داخلی نیز استفاده از ظرفیتهای موجود را دشوارتر کنند.اگر فشار خارجی سرمایهگذاری را پرریسکتر میکند، تصمیمهای غیرقابل پیشبینی نباید این ریسک را بیشتر کنند و اگر هدف، کاهش توان اقتصادی ایران است، نباید منابع محدود کشور صرف ساختن ساختارها و سامانههایی شود که داده تولید میکنند اما لزوماً به تصمیم بهتر منجر نمیشوند.
اینجا فناوری از یک موضوع صنفی فراتر میرود.مسئله فقط این نیست که صنعت فناوری چه محصولی …












