
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۵ تصویری متفاوت از آنچه در ابتدای سال انتظار میرفت ارائه کرد؛ بازاری که سال جاری را پس از ۸۰ روز توقف معاملات و در فضایی پرابهام آغاز کرده بود، نه فقط توانست شوکهای اولیه را پشت سر بگذارد، بلکه در پایان مردادماه به صدر جدول بازدهی بازارهای دارایی رسید. ضمن این که شاخص کل با ثبت رشد ۶۳ درصدی و شاخص هموزن با افزایش نزدیک به ۸۰ درصدی، فاصله معناداری با بازارهای رقیب ایجاد کردند.
بر این اساس، مقایسه بازدهی بازارها، ابعاد این اتفاق را روشنتر میکند؛ جایی که دلار آزاد در این مدت حدود ۲۴.۷ درصد افزایش یافت، صندوقهای طلا ۱۸.۲ درصد و صندوقهای درآمد ثابت ۱۴.۶ درصد بازدهی داشتند. سود سپرده بانکی نیز ۱۲.۱۴ درصد بود و رشد طلای ۱۸ عیار به تنها ۵.۵ درصد رسید. حتی برخی انواع سکه طلا در این دوره بازدهی منفی ثبت کردند. در چنین شرایطی، بورس نه فقط از رقبای خود عقب نماند، بلکه با فاصله قابل توجهی به پربازدهترین بازار دارایی تبدیل شد.
اما صدرنشینی بورس را نمیتوان صرفا به موج نقدینگی یا هیجان خرید نسبت داد؛ چرا که بررسی عملکرد شرکتها نشان میدهد بخشی از این رشد با پشتوانه بهبود متغیرهای بنیادی شکل گرفته است؛ جایی که افزایش فروش، رشد سود عملیاتی و بهبود سود خالص در شماری از صنایع، زمینهای فراهم کرد که قیمت سهام بتواند بخشی از عقبماندگی سالهای گذشته را جبران کند. به عنوان مثال در داروییها افزایش نرخ محصولات، در صنایع غذایی رشد فروش، در بانکها افزایش درآمدهای خدماتی و در صنعت سیمان نیز شرایط معاملات بورس کالا از جمله عوامل اثرگذار بر عملکرد شرکتها بودهاند.
عامل دیگری که در این مسیر نقش داشت، تغییر فضای سیاسی بود. کاهش تنشها، آتشبس و ادامه مذاکرات، بخشی از ریسک سیاسی تحمیلشده به بازار سهام در این مدت را کاهش داد و به سرمایهگذاران اجازه داد با اطمینان بیشتری به متغیرهای بنیادی شرکتها توجه کنند. در مقابل، سرمایهگذاران در بازارهایی مانند ارز و طلا همچنان بخشی از تصمیمهای خود را به تحولات سیاسی و مسیر آینده نرخ ارز گره زدهاند؛ موضوعی که میتواند از شتاب حرکت این بازارها بکاهد.
با این حال، نقطه مهم ماجرا اینجاست که بورس در شهریورماه دیگر همان بازاری نیست که در ابتدای سال با قیمتهای …











