
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ اغلب رسانههای غربی حالا معتقدند که مواجهه چند ماهه و پیچیده آمریکا و ایران، پس از پایان مهلت شصت روزه آتشبس تابستانی، بدون دستاورد دیپلماتیک مشخص، وارد مرحله جدیدی از «رکود راهبردی» شده است. طرفین نه به سمت مذاکره جدی حرکت کردهاند و نه حاضر به پذیرش هزینههای یک درگیری نظامی تمامعیار هستند. در این میان، تهران با بهرهگیری از اهرم کنترل تنگه هرمز و افزایش توان چانهزنی خود، بر موضع خود پافشاری کرده است.
در مقابل، تیم اقتصادی و سیاسی دولت ترامپ با شعار «روز فرود اقتصادی» و با هدف فلج کردن کامل اقتصاد ایران، سعی در تشدید حلقه محاصره دارد.
بر اساس گزارش مجله تایم، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرده که ترکیبی از محاصره دریایی مستقیم و «سختترین تحریمهای اقتصادی در تاریخ» برای وادار کردن تهران به فروپاشی به کار گرفته شده است.
همچنین تهدیدهایی علیه برخی از شرکای تجاری ایران از جمله سلطاننشین عمان و اشاره به فشار بر چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، نشان از ابعاد گسترده این کارزار دارد؛ هرچند جزئیات آن پیش از سفر رئیسجمهور چین به واشنگتن مبهم باقی مانده است. ضربه اقتصادی بر پیکر خانوادههای آمریکایی
با این حال، آنچه در گزارشهای تحلیلی رسانههای غربی از جمله نشریه نیوزویک جلب توجه میکند، «بازگشت خمپاره به سنگر خودی» است. به عبارت دقیقتر، سیاستهای خصمانه واشنگتن علیه تهران، اکنون با افزایش چشمگیر هزینههای زندگی، به یک چالش جدی برای دولت آمریکا و به ویژه پایگاه رای ترامپ تبدیل شده است.
بر اساس دادههای منتشر شده، نرخ تورم مصرفکننده در آمریکا به ۳.۵ درصد رسیده که بخش عمدهای از آن ناشی از افزایش ۲۶.۷ درصدی قیمت بنزین و ۱۵.۷ درصدی هزینههای انرژی است. این امواج گرانی، شاخص اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان را در یک ماه بیش از ۷ درصد کاهش داده و بیشترین آسیب را به گروههای کمدرآمد، سالمندان و افرادی با تحصیلات پایینتر که بخش عمدهای از رایدهندگان وفادار به ترامپ را تشکیل میدهند، وارد کرده است.
تحلیل مرکز پیشرفت آمریکا نشان میدهد که جنگ اقتصادی با ایران، نیم درصد به نرخ بهره بلندمدت افزوده و در نتیجه ۴.۶ میلیارد دلار هزینه اضافی بر وامهای مصرفی، ۱۲.۷ میلیارد دلار بر بدهی …











