قیمت طلا امروز




 سایت اقتصاد معاصر / ۳ ساعت قبل

ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را برخلاف برآوردهای اولیه با رکود فوری مواجه نکرد اما شوکی عمیق‌تر و پایدارتر در حوزه تورم، بازار بدهی و سیاست پو...
 ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

اقتصاد معاصر-حجت بین‌آبادی، پژوهشگر حوزه بودجه و مالی: در ماه‌های اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پس از همه‌گیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز می‌کند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یک‌سو، شوک قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدی‌تر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. تولید و رشد اقتصادی؛ تاب‌آوری نسبی در برابر شوک عرضه

برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، داده‌های اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیش‌بینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیف‌تر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشان‌دهنده وضعیت رکودی نیست. 

شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبه‌رشد پیش از جنگ بازگشت؛ به ‌طوری ‌که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این ‌حال پیش‌بینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.

در بازار کار نیز نشانه‌های متناقضی مشاهده می‌شود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان می‌دهد، در حالی ‌که داده‌های بنگاه‌ها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل‌ توجه، تا حدی ناشی از بازنگری‌های بعدی در داده‌های بنگاه‌هاست که در دوره‌های مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است. 

در تازه‌ترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و داده‌های کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان می‌دهد که بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلی‌ترین کانال انتقال شوک

انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراورده‌های نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب می‌شود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهنده‌تر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بی‌سابقه بوده است.

با این‌ حال نشانه‌هایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به ‌دنبال امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرف‌کننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگران‌کننده‌تر به ‌نظر می‌رسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یک‌ساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. فروش اوراق توسط خارجی‌ها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی

یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به ‌دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینه‌های واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شده‌اند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شده‌اند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به ‌عنوان بزرگ‌ترین دارندگان این اوراق، فروش قابل‌ توجهی انجام دادند. داده‌های هفتگی فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب می‌شود. سیاست پولی در بن‌بست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره

پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هم‌اکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌کنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به ‌معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاه‌ها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر

بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسک‌های ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌ها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتش‌بس، این شاخص‌ها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقف‌های تاریخی جدیدی را تجربه کردند.

نکته قابل ‌تامل، نابرابری در بازیابی بخش‌های مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به ‌گونه‌ای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزش‌گذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام رسیده و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت می‌کند.

براساس بررسی‌های به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

با توجه به اینکه اصلی‌ترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابل‌بازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به ‌عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهم‌نامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتش‌بس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقب‌نشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانه‌زنی را تضعیف خواهد کرد.

از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخش‌ها دارد. ایران باید به ‌دنبال گسترش دامنه تحریم‌پذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدف‌گیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد این کشور وارد شود.

فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به ‌صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.

با عنایت به اینکه شاخص ارزش‌گذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام قرار دارد و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنال‌های مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به ‌نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیق‌تر بوده؛ نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجی‌ها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت می‌کند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن می‌تواند از کانال افزایش هزینه‌های تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.



۳۲ دقیقه قبل / سایت بورس 24

اختلاف ترامپ و ونس درباره اهداف جنگ با ایران/ شکاف ۵۰ دلاری در کاخ سفید!

بورس24 : اختلاف دونالد ترامپ و جی‌دی ونس درباره اهداف جنگ با ایران را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف شخصی میان رئیس‌جمهور و معاون او یا تفاوتی تاکتیکی در مدیریت یک بحران دانست. آنچه در هفته‌های اخیر در واشنگتن آشکار شده، در سطحی عمیق‌تر، اختلاف بر سر تعریف «هدف جنگ»، «معیار پیروزی» و مهم‌تر از همه «نقطه پایان جنگ» است. سه مفهومی که به یکدیگر پیوند خورده‌اند.

چرا که هنگامی که یک دولت وارد جنگ می‌شود، مشروعیت سیاسی و حقوقی اقدام نظامی تنها به توانایی آن دولت برای وارد کردن خسارت به طرف مقابل وابسته نیست، بلکه به این پرسش نیز وابسته است که دقیقاً چه هدفی دنبال می‌شود، ابزار نظامی تا چه اندازه برای دستیابی به آن هدف ضروری است و در چه نقطه‌ای باید استفاده از زور متوقف شود.

در جنگ کنونی ایران و آمریکا، این مسئله اهمیتی دوچندان دارد. اکنون جنگ به مرحله‌ای رسیده که هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی آن برای همه طرف‌ها ملموس‌تر شده است. در روزهای نخست، روایت اصلی دولت ترامپ بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و تضعیف ظرفیت‌های راهبردی ایران استوار بود. اما با طولانی شدن درگیری، مسائل دیگری مانند برنامه موشکی، امنیت اسرائیل، تنگه هرمز، قیمت نفت و آینده مذاکرات به تدریج در مرکز محاسبات واشنگتن قرار گرفتند.

در چنین شرایطی، اختلاف ترامپ و ونس را باید در چارچوب یک مسئله کلاسیک در نظریه جنگ و سیاست خارجی و در قالب رابطه میان هدف سیاسی و ابزار نظامی فهم کرد. در سنت کلاسیک استراتژی، جنگ وسیله‌ای برای تحقق یک هدف سیاسی و نه غایتی مستقل است. بنابراین، هرگاه هدف سیاسی مبهم یا متغیر شود، استفاده از قدرت نظامی نیز با مشکل مواجه می‌شود، زیرا مشخص نیست موفقیت دقیقاً با چه معیاری سنجیده خواهد شد.

از سوی دیگر اختلاف اخیر ترامپ و ونس دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. ونس در اظهارات اخیر خود بر اهمیت پایین نگه داشتن قیمت نفت و گاز برای شهروندان آمریکایی تأکید کرده و در کنار آن، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را نیز از اهداف اصلی دولت دانسته است. ترامپ اما با این برداشت مخالفت کرده و تأکید کرده است که جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران همچنان هدف نخست و اساسی سیاست آمریکا است.

در نگاه نخست ممکن است این تفاوت صرفاً یک اختلاف در نحوه بیان اهداف تلقی شود، اما در سیاست راهبردی، ترتیب اهداف اهمیت زیادی دارد. اگر دو هدف با یکدیگر تعارض پیدا کنند، باید مشخص باشد کدام یک بر دیگری مقدم است؟ اگر بازگشایی تنگه هرمز مستلزم توافقی باشد که از نظر واشنگتن در موضوع هسته‌ای امتیاز کافی ایجاد نمی‌کند، آیا آمریکا باید جنگ را ادامه دهد؟ اگر ادامه جنگ موجب افزایش قیمت نفت شود، آیا دولت حاضر است برای تحقق هدف هسته‌ای هزینه اقتصادی بیشتری به جامعه آمریکا تحمیل کند؟

اختلاف ترامپ و ونس را باید در پاسخ به همین پرسش‌ها جست‌وجو کرد.

نکته مهم‌تر این است که این اختلاف در خلأ ایجاد نشده است. جنگ اکنون خود به یک عامل اقتصادی و سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شده است. افزایش قیمت بنزین، نوسان قیمت نفت، اختلال در مسیرهای کشتیرانی و نگرانی درباره آینده بازار انرژی، همه عواملی هستند که سیاست خارجی آمریکا را به سیاست داخلی این کشور پیوند زده‌اند.

این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد. زیرا جنگی که در ابتدا در قالب یک بحران امنیتی تعریف می‌شد، اکنون به مسئله‌ای مربوط به زندگی روزمره شهروندان آمریکایی تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی می‌تواند به افزایش تورم منجر شود و تورم می‌تواند حمایت سیاسی از دولت را کاهش دهد. به همین دلیل، جنگ دیگر فقط در آسمان ایران یا آب‌های خلیج فارس تعیین نمی‌شود بلکه بخشی از آن در پمپ‌بنزین‌ها، بازارهای مالی و افکار عمومی آمریکا نیز جریان دارد. ترامپ در مقابل تلاش می‌کند افزایش هزینه انرژی را هزینه‌ای موقت در برابر یک هدف امنیتی بزرگ‌تر معرفی کند.

منطق او این است که اگر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای یک ضرورت امنیتی باشد، جامعه آمریکا باید آمادگی تحمل بخشی از هزینه‌های اقتصادی آن را داشته باشد. ونس اما به نظر می‌رسد بر این نکته تأکید بیشتری دارد که جنگ باید در نهایت به نتیجه‌ای منجر شود که از نظر اقتصادی برای آمریکا قابل تحمل باشد. این تفاوت در واقع اختلاف میان دو تعریف از «پیروزی» است.

از جنگ برای امنیت تا جنگ برای نفت

اما اختلاف واقعی ترامپ و ونس بر سر چیست؟ برای فهم این مسئله باید به مفهوم «انباشت اهداف جنگی» توجه کرد. دولت‌ها گاهی جنگ را با یک هدف مشخص آغاز می‌کنند، اما در جریان عملیات، اهداف جدیدی به آن اضافه می‌شود. نابودی توان هسته‌ای ممکن است به محدود کردن برنامه موشکی تبدیل شود. محدود کردن برنامه موشکی ممکن است به تغییر رفتار منطقه‌ای منجر شود، سپس مسئله امنیت اسرائیل، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش قیمت نفت و حتی تغییر ساختار سیاسی کشور مقابل به مجموعه اهداف اضافه شود. مشکل اینجاست که هر هدف جدید می‌تواند ادامه جنگ را توجیه کند.

اگر هدف اول تحقق نیابد، جنگ ادامه پیدا می‌کند، اگر تحقق یابد اما هدف دوم باقی بماند، جنگ باز هم ادامه می‌یابد. به این ترتیب، دولت ممکن است از نظر نظامی پیروز شود، اما از نظر سیاسی هرگز به نقطه‌ای نرسد که بتواند بگوید «هدف تحقق یافت و جنگ پایان می‌یابد. این یکی از مهم‌ترین خطرات جنگ‌های طولانی است. در ابتدا، هدف روشن است، اما هرچه زمان می‌گذرد، مرز میان اهداف اصلی و فرعی از بین می‌رود. در چنین وضعیتی، عملیات نظامی دیگر در خدمت یک هدف سیاسی مشخص قرار ندارد، بلکه خود به موتور تولید اهداف جدید تبدیل می‌شود.

در مورد ایران نیز چنین خطری وجود دارد. اگر هدف اولیه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، باید معیار مشخصی برای تحقق این هدف وجود داشته باشد. آیا نابودی تأسیسات هسته‌ای کافی است؟ آیا باید ظرفیت غنی‌سازی ایران به صفر برسد؟ آیا ذخایر اورانیوم باید از کشور خارج شود؟ آیا بازرسی‌های گسترده بین‌المللی لازم است؟ یا آمریکا خواهان محدودیت‌های بلندمدت‌تر است؟

هر پاسخ، یک جنگ یا مذاکره متفاوت را رقم می‌زند. چرا که اگر مسئله تنها جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، امکان تصور یک توافق سیاسی وجود دارد. اما اگر اهداف دیگری مانند حذف کامل توان موشکی ایران، تغییر رفتار منطقه‌ای تهران یا تغییر ساختار سیاسی ایران نیز به شروط آمریکا اضافه شوند، دستیابی به نقطه پایان بسیار دشوارتر خواهد شد.

در اینجا تفاوت دیدگاه ترامپ و ونس اهمیت پیدا می‌کند. ترامپ همچنان جنگ را در چارچوب یک تهدید امنیتی بزرگ تعریف می‌کند. ونس در کنار این مسئله، هزینه اقتصادی جنگ و ضرورت بازگرداندن ثبات به بازار انرژی را برجسته می‌کند. به بیان دیگر، ونس مفهوم «شرایط خروج» را وارد بحث کرده است. این مسئله بسیار مهم است. زیرا جنگ فقط با تعریف هدف آغاز نمی‌شود؛ باید برای پایان آن نیز هدف داشت.

از سوی دیگر اگر هدف آمریکا جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران باشد، پایان جنگ زمانی ممکن است که سازوکاری برای اطمینان از این مسئله ایجاد شود. اگر هدف بازگشایی هرمز باشد، باید توافقی برای امنیت کشتیرانی شکل بگیرد. اگر هدف کاهش قیمت نفت باشد، باید شرایطی ایجاد شود که بازار انرژی اطمینان پیدا کند جنگ وارد چرخه‌ای طولانی و غیرقابل پیش‌بینی نخواهد شد.

در نتیجه، ممکن است آنچه در ظاهر اختلاف میان ترامپ و ونس بر سر «هدف شماره یک» به نظر می‌رسد، در واقع اختلافی عمیق‌تر درباره مسیر خروج آمریکا از جنگ باشد. تنگه هرمز در این میان اهمیت استراتژیک فوق‌العاده‌ای پیدا کرده است. آمریکا از نظر نظامی توانایی قابل توجهی برای حفاظت از مسیرهای دریایی دارد، اما مسئله فقط کنترل نظامی آبراه نیست. بازار جهانی نفت به امنیت و قابلیت پیش‌بینی نیاز دارد. حتی اگر یک مسیر از نظر نظامی باز باشد، تا زمانی که خطر حمله، توقیف کشتی‌ها یا تشدید درگیری وجود داشته باشد، شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران ممکن است همچنان از آن مسیر فاصله بگیرند.

اینجا یک پارادوکس مهم شکل می‌گیرد. واشنگتن می‌خواهد با افزایش فشار نظامی ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، اما افزایش فشار نظامی می‌تواند نااطمینانی در بازار انرژی را افزایش دهد. همان متغیری که ونس بر ضرورت کنترل آن تأکید می‌کند. این وضعیت نمونه‌ای از چیزی است که می‌توان آن را «پیامد ناخواسته قدرت» نامید. یک دولت برای از بین بردن یک تهدید اقدام می‌کند، اما اقدام او تهدید یا هزینه جدیدی ایجاد می‌کند. آمریکا برای مهار تهدید هسته‌ای ایران وارد جنگ شده است، اما جنگ خود به عامل بی‌ثباتی در بازار انرژی تبدیل شده است.

از منظر روابط بین‌الملل، اینجا باید میان «قدرت» و «نتیجه» تمایز قائل شد. قدرت نظامی به یک دولت امکان وارد کردن خسارت می‌دهد، اما تضمین نمی‌کند که طرف مقابل رفتار سیاسی مطلوب را بپذیرد. ایران از نظر قدرت نظامی متعارف قابل مقایسه با آمریکا نیست، اما قدرت نامتقارن آن تنها به موشک و پهپاد محدود نمی‌شود. موقعیت جغرافیایی، تنگه هرمز، ظرفیت تأثیرگذاری بر بازار انرژی و توانایی ایجاد هزینه برای نیروها و متحدان آمریکا، بخشی از قدرت نامتقارن تهران است. در چنین شرایطی، ایران می‌تواند بخشی از هزینه جنگ را از میدان نبرد به اقتصاد جهانی منتقل کند. هرچه قیمت انرژی افزایش یابد و نااطمینانی اقتصادی بیشتر شود، بخشی از فشار جنگ به جامعه آمریکا بازمی‌گردد.

بنابراین، ونس در واقع به یک آسیب‌پذیری ساختاری اشاره می‌کند. آمریکا می‌تواند جنگ را از نظر نظامی ادامه دهد، اما نمی‌تواند به سادگی پیامدهای اقتصادی آن را کنترل کند. این تفاوت از نظر سیاسی نیز اهمیت دارد. از سوی دیگر ونس را نمی‌توان به سادگی «مخالف جنگ» و ترامپ را «طرفدار جنگ» دانست. اختلاف آنها پیچیده‌تر است. ونس در اصل با استفاده از قدرت برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای مخالفت مطلق ندارد بلکه مسئله اصلی او این است که جنگ نباید به یک درگیری طولانی، پرهزینه و فاقد نقطه پایان تبدیل شود. این دیدگاه با بخشی از فلسفه سیاسی جریان «نخست آمریکا» نیز سازگار است. جریانی که بر کاهش تعهدات خارجی پرهزینه و تمرکز بیشتر بر منافع مستقیم آمریکا تأکید دارد.

از این منظر، ونس با یک تناقض سیاسی مواجه است. او از یک طرف معاون رئیس‌جمهور است و باید از تصمیمات دولت دفاع کند و از سوی دیگر، آینده سیاسی او به عنوان یکی از چهره‌های مهم جمهوری‌خواهان به این مسئله وابسته است که بتواند میان وفاداری به ترامپ و اصول سیاسی خود تعادل ایجاد کند.

هرچه جنگ طولانی‌تر شود، این تناقض برجسته‌تر خواهد شد.

اما پرسش مهم این است که آیا اختلاف ترامپ و ونس می‌تواند بر سیاست خارجی آمریکا اثر واقعی بگذارد یا صرفاً در سطح اختلاف نظر باقی خواهد ماند؟

نخستین اثر احتمالی، کاهش قابلیت پیش‌بینی سیاست آمریکا است. در سیاست خارجی، هم متحدان و هم دشمنان باید بتوانند ترجیحات دولت مقابل را ارزیابی کنند. وقتی رئیس‌جمهور یک هدف را اولویت نخست معرفی می‌کند و معاون او بر هدف دیگری تأکید دارد، فضای ابهام افزایش پیدا می‌کند. برای ایران، این ابهام می‌تواند یک فرصت دیپلماتیک ایجاد کند. تهران می‌تواند استدلال کند که واشنگتن نیز با مسئله هزینه‌های جنگ مواجه است و در نتیجه، ممکن است در صورت ادامه مذاکرات بتواند به توافقی دست پیدا کند که بخشی از فشار نظامی را کاهش دهد.

اما این وضعیت الزاماً به معنای کاهش تنش نیست. اختلاف درون یک دولت گاهی می‌تواند موجب افزایش فشار نیز شود. اگر ترامپ احساس کند که اعتبار سیاست او زیر سؤال رفته است، ممکن است برای اثبات عزم خود به اقدامات شدیدتر روی آورد. بنابراین، اختلاف در واشنگتن یک شمشیر دو لبه است. از یک سو امکان مذاکره را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر ممکن است تصمیم‌گیرندگان را به سمت نمایش قدرت بیشتر سوق دهد.

همچنین اسرائیل نیز در این میان نقش مهمی دارد. منافع اسرائیل و آمریکا در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هم‌پوشانی قابل توجهی دارد، اما اهداف سیاسی آنها الزاماً یکسان نیست. اسرائیل ممکن است به دنبال تضعیف بلندمدت ظرفیت نظامی ایران باشد، در حالی که واشنگتن ممکن است پس از دستیابی به مجموعه‌ای از تضمین‌های امنیتی و هسته‌ای، به دنبال پایان دادن به جنگ باشد. اگر این تفاوت آشکارتر شود، ممکن است در مرحله پس از جنگ به یکی از مهم‌ترین اختلافات میان واشنگتن و تل‌آویو تبدیل شود. کشورهای عربی خلیج فارس نیز در موقعیت پیچیده‌ای قرار دارند. آنها از یک سو به حضور نظامی آمریکا برای بازدارندگی در برابر ایران نیاز دارند و از سوی دیگر، استمرار جنگ و اختلال در مسیرهای انرژی به اقتصاد آنها آسیب می‌زند.

تناقض بنیادین جنگ با ایران برای امریکا و اعراب

در واقع، جنگ ایران یک تناقض بنیادی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است. آنها از بازدارندگی آمریکا استقبال می‌کنند، اما از جنگی که این بازدارندگی ممکن است به دنبال داشته باشد، نگران هستند. در داخل آمریکا نیز شرایط برای ترامپ هرچه پیچیده‌تر می‌شود. جنگ طولانی، افزایش هزینه‌های اقتصادی و نگرانی درباره انرژی می‌تواند حمایت سیاسی از دولت را کاهش دهد. رئیس‌جمهور می‌تواند دستور عملیات نظامی بدهد، اما نمی‌تواند به تنهایی قیمت نفت، رفتار بازارها، تورم و واکنش رأی‌دهندگان را کنترل کند.

این محدودیت اهمیت ویژه‌ای دارد. قدرت ریاست‌جمهوری آمریکا در آغاز جنگ بسیار گسترده به نظر می‌رسد، اما هرچه جنگ طولانی‌تر شود، محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی آن بیشتر آشکار می‌شود. از سوی دیگر، بازگشت تدریجی دیپلماسی به محاسبات آمریکا نشان می‌دهد که حتی یک قدرت نظامی بزرگ نیز در نهایت مجبور است برای پایان دادن به جنگ به ابزار سیاسی متوسل شود. این همان نقطه‌ای است که نظریه «جنگ به عنوان ادامه سیاست با ابزار دیگر» اهمیت پیدا می‌کند. اگر جنگ وسیله سیاست است، زمانی که ابزار نظامی دیگر نتواند نتیجه سیاسی مورد نظر را تولید کند، دولت ناچار است ابزار دیگری را وارد میدان کند.

در مورد ایران نیز، این ابزار می‌تواند مذاکره، توافق هسته‌ای جدید، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای یا ترکیبی از فشار اقتصادی و دیپلماسی باشد. اما برای رسیدن به چنین نقطه‌ای، واشنگتن ابتدا باید بداند دقیقاً چه می‌خواهد. این پرسش در حقوق بین‌الملل نیز اهمیت دارد. اصل منع استفاده از زور در نظام بین‌المللی یک اصل بنیادین است و حق دفاع مشروع نیز در چارچوب شرایط مشخصی اعمال می‌شود. دفاع مشروع مجوزی نامحدود برای استفاده از زور نیست و اصول ضرورت و تناسب بر آن حاکم‌اند.

از این منظر، باید میان «توجیه آغاز جنگ» و «توجیه ادامه جنگ» تمایز گذاشت. ممکن است دولتی برای اقدام اولیه خود استدلال دفاع مشروع ارائه کند، اما ادامه عملیات نظامی نیازمند استمرار همان ارتباط میان تهدید و اقدام دفاعی باشد. هرچه اهداف جنگ گسترده‌تر شوند، این پرسش پیچیده‌تر می‌شود که آیا اقدامات نظامی همچنان برای دفع تهدید اولیه ضروری هستند یا به تدریج به ابزار تحمیل اهداف سیاسی جدید تبدیل شده‌اند. این مسئله به ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که اهدافی مانند کنترل تنگه هرمز، فشار اقتصادی یا تغییر رفتار سیاسی کشور مقابل در کنار اهداف امنیتی اولیه قرار گیرند.

حقوق بین‌الملل میان دفاع در برابر حمله و استفاده از زور برای تحمیل یک نظم سیاسی مطلوب تفاوت بنیادین قائل است. بنابراین، هرچه دولت آمریکا اهداف خود را گسترده‌تر تعریف کند، ضرورت ارائه یک استدلال حقوقی منسجم‌تر نیز افزایش خواهد یافت. در اینجا اختلاف ترامپ و ونس اهمیت دیگری پیدا می‌کند. این اختلاف به خودی خود وضعیت حقوقی جنگ را تعیین نمی‌کند، اما نشان می‌دهد حتی در سطح سیاسی آمریکا نیز درباره غایت نهایی جنگ اتفاق نظر کامل وجود ندارد. اگر هدف نهایی روشن نباشد، تعریف ضرورت ادامه جنگ نیز دشوارتر خواهد شد. در نهایت، اختلاف ترامپ و ونس را نباید نشانه فروپاشی کاخ سفید دانست. شواهد موجود برای چنین نتیجه‌ای کافی نیست. اما نمی‌توان آن را نیز صرفاً یک اختلاف لفظی بی‌اهمیت تلقی کرد. مسئله اصلی وجود یا عدم وجود اختلاف شخصی میان رئیس‌جمهور و معاون او نیست؛ مسئله تفاوت در تعریف اولویت‌هاست.

تفاوت دیدگاه های ونس و ترامپ در چیست؟

ترامپ مسئله هسته‌ای را هدف اصلی می‌داند و حاضر است برای آن هزینه اقتصادی بیشتری بپردازد. ونس در کنار مسئله هسته‌ای، هزینه انرژی و آثار مستقیم جنگ بر زندگی آمریکایی‌ها را در مرکز توجه قرار می‌دهد. این دو رویکرد ممکن است در نهایت قابل جمع باشند، اما تنها در صورتی که دولت آمریکا بتواند میان آنها یک سلسله‌مراتب روشن ایجاد کند. اگر بازگشایی هرمز نیازمند مصالحه باشد اما مصالحه از نظر ترامپ برای پرونده هسته‌ای کافی نباشد، کدام هدف مقدم خواهد بود؟ اگر ادامه جنگ قیمت انرژی را بالا نگه دارد، آیا آمریکا حاضر است هزینه آن را بپردازد؟ و اگر ایران حاضر به پذیرش شروط واشنگتن نشود، آیا دولت ترامپ جنگ را برای ماه‌های دیگر ادامه خواهد داد؟ پاسخ به همین پرسش‌ها آینده سیاست آمریکا را مشخص خواهد کرد.

در مجموع، جنگ ایران برای دولت ترامپ اکنون از مرحله «توانایی جنگیدن» عبور کرده و وارد مرحله دشوارتر «توانایی پایان دادن به جنگ» شده است. آمریکا همچنان از برتری نظامی برخوردار است، اما برتری نظامی به تنهایی نقطه پایان جنگ را تعیین نمی‌کند. نقطه پایان زمانی ایجاد می‌شود که هدف سیاسی روشن، هزینه قابل تحمل، سازوکار مذاکره و تعریف قابل سنجشی از پیروزی وجود داشته باشد. از این منظر، اختلاف ترامپ و ونس نشانه بحران در تعریف «پیروزی» است.

ترامپ هنوز می‌خواهد قدرت نظامی را به اهرمی برای دستیابی به امتیازات بیشتر تبدیل کند، در حالی که ونس بیش از گذشته بر این نکته تأکید می‌کند که نتیجه جنگ باید در زندگی روزمره آمریکایی‌ها نیز قابل مشاهده باشد. برای ایران، این اختلاف یک فرصت بالقوه برای دیپلماسی اما نه تضمینی برای کاهش تنش است. برای اسرائیل، نشانه‌ای از ضرورت بازتعریف رابطه میان اهداف نظامی و سیاسی است. برای کشورهای خلیج فارس، هشداری درباره هزینه‌های یک جنگ طولانی است و برای نظام بین‌المللی، یادآوری این واقعیت که حتی قدرت نظامی مسلط نیز نمی‌تواند بدون تعریف روشن از هدف و پایان، یک جنگ را صرفاً با افزایش شدت عملیات به نتیجه سیاسی مطلوب برساند.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش جنگ ایران این نباشد که چه کسی در میدان نبرد دست بالا را دارد. پرسش بنیادی‌تر این است که چه کسی می‌تواند تعریف کند جنگ چه زمانی تمام شده و «پیروزی» دقیقاً به چه معناست. در حال حاضر، اختلاف ترامپ و ونس نشان می‌دهد که واشنگتن هنوز پاسخ واحدی برای این پرسش ندارد. و تا زمانی که این پاسخ روشن نشود، خطر ادامه چرخه‌ای که در آن هر عملیات نظامی، هدف تازه‌ای برای ادامه جنگ تولید می‌کند، همچنان باقی خواهد ماند.


۳۹ دقیقه قبل / سایت نبض قیمت

اعلام تازه: زمان دقیق واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ برای ۴۹ میلیون نفر قطعی شد؛ خبر خوش برای سهامداران در هفته دولت | مبلغ جدید چقدر تغییر کرده؟ جزئیات کامل پرداخت و زمانبندی واریز اعلام شد.

بازار سرمایه و دلایل میلیون‌ها خانواده ایرانی این روزها نفس‌ها را در سینه حبس کرده است. امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، خبری منتشر شده که می‌تواند معادلات اقتصادی بسیاری از خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد. پس از ماه‌ها انتظار و شایعات متعدد در فضای مجازی، سرانجام زمان واریز سود سهام عدالت برای سال ۱۴۰۵  اعلام شده است. بر اساس آخرین پیگیری‌ها و هماهنگی‌های انجام‌شده میان دولت و اتاق تعاون ایران، فرآیند جمع‌آوری سود شرکت‌های سرمایه‌پذیر به پایان رسیده و زمانبندی توزیع سود سهام عدالت برای بازه زمانی «هفته دولت» یعنی از ۲ تا ۸ شهریور ۱۴۰۵ نهایی شده است.

اما ماجرا به همین سادگی نیست؛ ابهامات زیادی درباره مبلغ دقیق سود، تعداد جاماندگان و سرنوشت افرادی که هنوز موفق به دریافت سود نشده‌اند، وجود دارد. در این گزارش جامع، به تمامی زوایای این خبر مهم پرداخته و شما را با جزئیات کامل واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ آشنا خواهیم کرد. اعلام فوری: زمان واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ نهایی شد

بر اساس تازه‌ترین اخبار منتشرشده، زمان واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ برای هفته دولت تعیین شده است. این بازه زمانی که از ۲ تا ۸ شهریور ۱۴۰۵ را شامل می‌شود، توسط مسئولان اتاق تعاون ایران اعلام شده و سهامداران باید در این بازه زمانی منتظر واریز سود به حساب خود باشند.

بهمن عبداللهی، رئیس اتاق تعاون ایران، در این باره تأیید کرده است که سیاست پرداخت سود در سال جاری همچنان به روال گذشته است؛ به این معنا که سود حاصله طی دو مرحله به حساب مشمولان واریز خواهد شد. این رویکرد دو مرحله‌ای با هدف مدیریت نقدینگی و اطمینان از توزیع عادلانه سود حاصل از عملکرد سال ۱۴۰۴ تدوین شده است.

نکته قابل تأمل این است که با وجود چالش‌های اقتصادی و آسیب‌های وارده به برخی بنگاه‌ها، سودآوری کلی شرکت‌ها حفظ شده و رقم توزیعی نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش چشمگیری نخواهد داشت تا حقوق سهامداران به‌طور کامل استیفا شود. مبلغ جدید سود سهام عدالت ۱۴۰۵؛ چقدر تغییر کرده است؟

یکی از مهم‌ترین سوالاتی که ذهن ۴۹ میلیون سهامدار را به خود مشغول کرده، مبلغ سودی است که قرار است دریافت کنند. بر اساس آخرین اطلاعات منتشرشده، مبلغ سود سهام عدالت تغییری نسبت به واریزهای قبلی نخواهد داشت.

بر اساس واریزهای قبلی، مبالغ سود به سه شکل و بسته به سه نوع سبد پرداخت می‌شود:

سبد سهام عدالت ۴۵۲ هزار تومانی: ۴۴۳ هزار تومان سود

سبد ۵۳۲ هزار تومانی: ۵۲۱ هزار تومان سود

سبد یک میلیون تومانی: ۹۸۱ هزار تومان سود

این مبالغ تقریبی است و رقم دقیق پس از مشخص شدن سود قابل تقسیم شرکت‌های سرمایه‌پذیر تعیین می‌شود. بهمن عبداللهی، رئیس اتاق تعاون ایران، با اشاره به شرایط شرکت‌ها و آسیب‌هایی که در جریان جنگ اخیر متحمل شده‌اند، اعلام کرده است که انتظار نمی‌رود مبلغ سود سهام عدالت در سال ۱۴۰۵ تفاوت قابل‌توجهی با سال گذشته داشته باشد. برنامه زمان‌بندی واریز سود در دو نوبت

بر اساس اظهارات مقامات مسئول، سهامداران باید خود را برای دو نوبت واریز آماده کنند: نوبت اول: هفته دولت (اوایل شهریور ۱۴۰۵)

نخستین مرحله از واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ برای عملکرد سال ۱۴۰۴ در هفته دولت انجام می‌شود. این پرداخت در بازه ۲ تا ۸ شهریور انجام خواهد شد و بخش عمده‌ای از سود به حساب سهامداران واریز می‌شود. نوبت دوم: پایان سال جاری

مرحله دوم واریز سود در پایان سال جاری و پس از تکمیل فرآیندهای حسابرسی، به حساب سهامداران منتقل خواهد شد. بازه زمانی دوم البته هنوز به شکل رسمی اعلام نشده اما تاریخچه واریز سود سهام عدالت نشان می‌دهد معمولاً یک مرحله از این پرداخت به آخر سال موکول می‌شود.

لازم به ذکر است که این دو پرداخت مربوط به سود سهام عدالت سال مالی ۱۴۰۴ است و واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ به سال آینده موکول خواهد شد. چالش بزرگ؛ آمار متناقض و سرنوشت جاماندگان سهام عدالت

با وجود مشخص شدن زمان واریز برای بخش بزرگی از سهامداران، پرسش اصلی اینجاست: تکلیف جاماندگان سهام عدالت چیست؟

محمد نصیری، رئیس فراکسیون نظارت بر نظام تعاون و سهام عدالت مجلس، با اشاره به حساسیت بالای این موضوع، اعلام کرد که در حال حاضر با چالش‌های ساختاری و اطلاعاتی روبرو هستند. وی تصریح کرد که با توجه به جمعیت تقریبی ۴۹ میلیون نفری سهامداران، هنوز آمار دقیقی از تعداد جاماندگان در دسترس نیست.

از جمله مواردی که کمیته‌های کارشناسی مجلس در حال بررسی آنها هستند، موارد زیر است:

آمار متفاوت و متناقض از تعداد جاماندگان در سطح کشور

عدم شفافیت در خصوص سودهای پرداخت‌نشده

مشکلات ساختاری در سیستم ثبت‌نام و احراز هویت

فعلاً مجالی برای ثبت‌نام جاماندگان سود سهام عدالت نیست و فقط شرایط برای تعیین تکلیف نوزادان و وراث سهامداران فراهم است. نحوه واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵

سود سهام عدالت در سال جاری در دو نوبت پرداخت می‌شود. نوبت اول در هفته دولت واریز خواهد شد و طبق پیش‌بینی‌ها نوبت دوم در پایان سال و پس از مشخص شدن فرآیند حسابرسی شرکت‌های سرمایه‌پذیر انجام می‌گیرد. شرایط دریافت سود

برای دریافت سود سهام عدالت در سال ۱۴۰۵، لازم است اطلاعات ثبت‌شده سهامداران صحیح و کامل باشد. به همین دلیل، سهامداران باید اطلاعات مربوط به حساب بانکی خود را بررسی کنند و از صحت آنها اطمینان داشته باشند. اهمیت شماره شبا

ثبت شماره شبای صحیح اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر شماره شبای ثبت‌شده اشتباه باشد یا حساب بانکی مشکل داشته باشد، امکان واریز سود سهام عدالت وجود ندارد. احراز هویت در سامانه سجام

تمام سهامداران باید در سامانه سجام ثبت‌نام کنند و اطلاعات خود را به‌روز نگه دارند. این سامانه به‌عنوان مرجع اصلی احراز هویت سهامداران عدالت عمل می‌کند و هرگونه نقص در اطلاعات می‌تواند منجر به عدم دریافت سود شود. تحلیل وضعیت سود سهام عدالت در سال ۱۴۰۵ عملکرد شرکت‌های سرمایه‌پذیر

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، با وجود چالش‌های اقتصادی و آسیب‌های وارده به برخی بنگاه‌ها در جریان جنگ اخیر، سودآوری کلی شرکت‌ها حفظ شده است. این موضوع نشان‌دهنده تاب‌آوری نسبی اقتصاد کشور و توانایی شرکت‌ها در حفظ سودآوری خود علیرغم شرایط سخت است. مقایسه با سنوات گذشته

بررسی مبالغ پرداخت‌شده در دوره‌های قبلی نشان می‌دهد که مبلغ سود سهام عدالت در سال ۱۴۰۵ تفاوت قابل‌توجهی با سال گذشته ندارد. این ثبات در مبلغ سود، با وجود تورم و افزایش هزینه‌ها، می‌تواند برای سهامداران خبری خوشایند باشد. ارزش روز سبد سهام عدالت

بر اساس آخرین گزارش‌ها، ارزش سهام عدالت ۵۳۲ هزار تومانی در ۷ مرداد ۱۴۰۵ به ۱۰ میلیون و ۵۵۲ هزار و ۷۶۱ تومان رسید. این افزایش ارزش نشان‌دهنده رشد قابل‌توجه بازار سرمایه و افزایش ارزش دارایی سهامداران عدالت است. سامانه استعلام سود سهام عدالت

برای استعلام وضعیت سود سهام عدالت، سهامداران می‌توانند از سامانه استعلام سهام عدالت استفاده کنند. این سامانه امکان مشاهده مبلغ سود، تاریخ واریز و وضعیت پرداخت را برای سهامداران فراهم می‌کند. نحوه استعلام

ورود به سامانه با استفاده از کد ملی و شماره تلفن همراه

مشاهده مبلغ سود قابل پرداخت

بررسی تاریخ واریز

اطلاع از وضعیت پرداخت بررسی شایعات و اخبار کذب

در ماه‌های اخیر، گمانه‌زنی‌ها و شایعات مختلفی درباره زمان و میزان سود سهام عدالت منتشر شده بود. از احتمال واریز سود در تیرماه گرفته تا خبرهایی درباره پرداخت ۳ میلیون تومانی سود سهام عدالت.

یکی از مهم‌ترین شایعات منتشرشده، ادعای پرداخت سود ۳ میلیون تومانی سهام عدالت است؛ رقمی که در شرایط فعلی نمی‌توان آن را تأیید کرد. همچنین هنوز زمان مشخصی برای آغاز مرحله جدید پرداخت سود سهام عدالت اعلام نشده و خبر سود ۳ میلیون تومانی سهام عدالت در مرداد ۱۴۰۵ منتشر نشده است.

با این حال، تاکنون هیچ نهاد رسمی اطلاعیه‌ای درباره تاریخ دقیق واریز سود منتشر نکرده است. برای قطعی شدن زمان اعلام‌شده از سوی رئیس اتاق تعاون ایران، باید منتظر اطلاعیه رسمی سازمان بورس ماند.

آخرین مرحله پرداخت سود سهام عدالت نیز در خردادماه امسال انجام شد. این واریزی مربوط به مرحله دوم سود عملکرد سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱۴۰۳ بود. راهنمای جامع برای سهامداران چه کسانی سود دریافت می‌کنند؟

تمامی سهامدارانی که اطلاعات آنها در سامانه سجام ثبت شده و شماره شبای معتبر دارند، مشمول دریافت سود می‌شوند. افرادی که فاقد شماره شبا یا دارای اطلاعات ناقص هستند، ممکن است با مشکل دریافت سود مواجه شوند. چه کسانی جامانده‌اند؟

بر اساس اعلام مسئولان، هنوز آمار دقیقی از تعداد جاماندگان در دسترس نیست. اما به نظر می‌رسد افرادی که در سامانه سجام ثبت‌نام نکرده‌اند، اطلاعات بانکی آنها ناقص است یا به هر دلیل دیگری در فرآیند احراز هویت مشکل داشته‌اند، جزو جاماندگان محسوب می‌شوند. تکلیف جاماندگان چه می‌شود؟

فعلاً مجالی برای ثبت‌نام جاماندگان سود سهام عدالت نیست و فقط شرایط برای تعیین تکلیف نوزادان و وراث سهامداران فراهم است. به نظر می‌رسد مسئولان در حال بررسی راه‌کارهایی برای تعیین تکلیف جاماندگان هستند، اما هنوز تصمیم نهایی در این خصوص گرفته نشده است. نکات مهم برای دریافت سود سهام عدالت بررسی اطلاعات بانکی

مهم‌ترین شرط دریافت سود، ثبت شماره شبای صحیح در سامانه است. سهامداران باید اطلاعات حساب بانکی خود را در سامانه سجام بررسی کنند و از صحت آنها اطمینان داشته باشند. به‌روزرسانی اطلاعات

سهامداران باید اطلاعات تماس خود را در سامانه سجام به‌روز نگه دارند تا در صورت بروز مشکل، امکان تماس با آنها وجود داشته باشد. پیگیری از طریق سامانه استعلام

سهامداران می‌توانند با مراجعه به سامانه استعلام سهام عدالت، از وضعیت سود خود مطلع شوند. بیشتر بخوانید زمان دقیق واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ اعلام شد / مبلغ جدید چه تغییری کرد؟ اعلام تازه: رئیس اتاق تعاون از جلسه تعیین‌کننده خبر داد؛ زمان دقیق واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ برای ۴۹ میلیون نفر اعلام شد + ماجرای ۱۹ میلیون جاماندۀ بلاتکلیف و سودهای سرگردان متوفیان چیست؟ ارزش سهام عدالت ۵۳۲ هزار تومانی امروز به کانال جدید وارد شد؟ | تحلیلگران غافلگیر شدند (تاریخ:چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵) سود سهام عدالت در مرداد ۱۴۰۵ واریز می‌شود یا نه؟ | اطلاعیه مهم؛ ۴۴ میلیون سهامدار در انتظار یک خبر رسمی (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) سهام عدالت؛ واریز سود سالانه چه زمانی است؟ مبلغ جدید چقدر خواهد بود؟ + جدول کامل (۸ تیر ۱۴۰۵)


۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بورس تهران در آستانه ورود به تراز ۶ میلیون واحدی

به گزارش تجارت نیوز، شاخص کل بورس تهران در هفته‌ای که گذشت، با ثبت جهش‌های متوالی، برای نخستین بار قله تاریخی ۵.۹ میلیون واحد را فتح کرد تا نشان دهد نقدینگی، مسیر خود را به سمت بازاری که ریسک‌های ژئوپلیتیک را پیش‌خور کرده، تغییر داده است.

در این هفته، ورود پول حقیقی به سهام، رشد ارزش معاملات و اقبال به گروه‌های مختلف از جمله بانک‌ها، معادن، فلزات اساسی، خودرویی‌ها و دارویی‌ها، مهم‌ترین نشانه‌های تقویت تقاضا بود. در مقابل، صندوق‌های طلا و نقره تحت تاثیر نوسانات نرخ دلار و اونس جهانی، روزهای متفاوتی را تجربه کردند و بخشی از نقدینگی نیز میان این ابزارها و بازار سهام جابه‌جا شد.

بورس تهران هفته‌ای متفاوت را پشت سر گذاشت؛ بازاری که در آغاز هفته با فشار فروش و خروج نقدینگی حقیقی مواجه بود، اما از روز یکشنبه ورق معاملات برگشت و تقاضا به تدریج بر عرضه غلبه کرد تا در نهایت شاخص کل برای نخستین بار از مرز ۵.۹ میلیون واحد عبور کند.

شنبه؛ آغاز با فشار فروشندگان

بورس تهران نخستین روز هفته را با فشار عرضه آغاز کرد. در این روز ۵۶ درصد از نمادهای بازار مثبت بودند و شاخص با رشد ۱۳۱ واحدی در سطح پنج میلیون و ۷۳۶ هزار واحد متوقف شد. خروج سه هزار و ۷۱۴ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام و در مقابل، اقبال خریداران به صندوق‌های طلا با ورود ۹۱۱ میلیارد تومان، از ویژگی‌های این روز بود.

یکشنبه؛ بازگشت خریداران

ورق معاملات در دومین روز هفته برگشت و با شکل‌گیری تقاضا، ۸۷ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند. شاخص کل با رشد ۲۹ هزار واحدی به سطح پنج میلیون و ۷۶۶ هزار واحد رسید. در این روز، ۳.۲ همت ورود پول حقیقی ثبت شد و ارزش معاملات به ۳۸ هزار و ۸۹۰ میلیارد تومان رسید.

دوشنبه؛ جهش ۱۳۱ هزار واحدی

میانه هفته با پیشروی خریداران همراه بود. ۹۲ درصد نمادهای بازار سبزپوش شدند و شاخص کل با جهش ۱۳۱ هزار واحدی، به یک قدمی کانال ۵.۹ میلیون واحد رسید. در این روز، ارزش معاملات ۲۶ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان ثبت شد.

سه‌شنبه؛ فتح قله ۵.۹ میلیون واحدی

بازار در این روز با تشکیل صف‌های تقاضا، قله روانی ۵.۹ میلیون واحد را پشت سر گذاشت. اگرچه در میانه معاملات رنج‌های منفی برای شناسایی سود مشاهده شد، اما در نهایت شاخص کل با رشد ۵۱ هزار و ۱۲۹ واحدی در ارتفاع پنج میلیون و ۹۴۹ هزار و ۱۰۳ واحد ایستاد.

چهارشنبه؛ تثبیت در قله جدید

در آخرین روز هفته، شاخص کل پس از یک اصلاح موقت در ابتدای بازار، با تقویت تقاضا به کانال ۵.۹ میلیون واحد بازگشت و رشد هفتگی ۳.۶ درصدی را به ثبت رساند. ارزش کل بازار نیز به آستانه ۱۷ هزار همت رسید.

در معاملات چهارشنبه ۶۶ درصد از بازار در محدوده مثبت قرار گرفت و ۸.۶ همت تقاضای خرید در صف‌ها باقی ماند که به معاملات هفته آینده منتقل شد. بیشترین ورود پول حقیقی نیز به دو گروه دارویی و فلزات اساسی اختصاص داشت.

چرایی رشد بورس و چشم‌انداز پیش‌رو

فردین آقابزرگی کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا، درباره عملکرد هفته اخیر و چشم‌انداز آتی بازار اظهار کرد: ورود نقدینگی و افزایش علاقه‌مندی سرمایه‌گذاران، بیش از هر چیز ناشی از سطح ارزندگی بورس و اختلاف قابل‌توجه آن با بازارهای موازی نظیر مسکن، خودرو و طلاست.

وی افزود: کاهش نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار از سال ۱۳۹۹ تاکنون و قرارگرفتن میانگین این نسبت در سطحی کمتر از ۶.۵ واحد، کاهش ارزش دلاری بازار و پتانسیل افزایش درآمد شرکت‌ها ناشی از تورم، از جمله عواملی است که جذابیت بازار سرمایه را دوچندان کرده است.

هضم ریسک‌های ژئوپلیتیک در قیمت‌ها

آقابزرگی در پاسخ به این پرسش که آیا تنش‌های منطقه‌ای همچنان بر بازار اثرگذار است، گفت: بورس همواره نسبت به تحولات، بیش‌واکنشی (Overreaction) نشان می‌دهد، اما بازار از بدبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها عبور کرده است. از زمان بازگشایی نمادها در اردیبهشت‌ماه تاکنون، شاخص کل بالغ بر ۷۵ درصد رشد داشته که نشان می‌دهد علی‌رغم تداوم ابهام‌ها، بخش قابل‌توجهی از این ریسک‌ها در قیمت‌ها پیش‌خور شده است.

این کارشناس بازار سرمایه با ذکر مثال بازگشایی نماد «فولاد مبارکه» پس از اصلاح ۴۰ درصدی قیمت و استقبال خریداران، تأکید کرد: سرمایه‌گذاران با آگاهی از شرایط موجود، اقدام به ورود پول می‌کنند؛ چراکه سطح ارزندگی برخی شرکت‌های بورسی در مقایسه با سایر بازارها همچنان بالاست.

این تحلیلگر درباره پیش‌بینی هفته‌های آتی تصریح کرد: انتظار برای رشد شاخص به معنای حرکت یک‌دست و بدون نوسان نیست؛ بلکه شاخص می‌تواند در یک روند «سینوسی و متناوب»، در هفته‌های آتی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار واحد افزایش یابد.

وی افزود: بر اساس داده‌های اقتصادی و سیاسی فعلی، رسیدن شاخص کل به محدوده هفت میلیون واحد تا پایان سال کاملاً در دسترس است که به معنای رشد حدود ۱۵ درصدی نسبت به سطوح کنونی است.

منبع: ایرنا




 پیش‌بینی قیمت طلا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵؛ طلا گران می‌شود؟
۱۷ ساعت قبل / سایت فرکانس

پیش‌بینی قیمت طلا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵؛ طلا گران می‌شود؟

بازار طلا در آخرین روزهای مرداد ۱۴۰۵ در محدوده‌های حساس قیمتی قرار گرفته و قیمت طلای ۱۸ عیار بار دیگر به مرز ۲۰ میلیون تومان نزدیک شده است. در معاملات ۲۸ مرداد، طلای ۱۸ عیار تا حدود ۱۹ میلیون و ۷۵۹ هزار تومان پیش رفت و هم‌زمان اونس جهانی حوالی ۴۳۵۰ دلار معامله شد. حالا [ ]

 قیمت طلا ۱۸ عیار امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد/ طلا همچنان در اوج
۳۹ دقیقه قبل / روزنامه شرق

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد/ طلا همچنان در اوج

قیمت هر گرم طلا ۱۸ عیار در بازار امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به ۱۹ میلیون و ۹۲۹ هزار و ۴۰۰ تومان رسید.

 قیمت جهانی طلا؛ امروز جمعه 30 مرداد 1405
۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

قیمت جهانی طلا؛ امروز جمعه 30 مرداد 1405

آخرین قیمت طلا در بازار جهانی اعلام شد.

 چرا ذرت ۳۷۰ دلاری در بازار ایران گران می‌فروخته می‌شود؟ / چه کسی مجوز ورود گوشت بوفالو به سفره‌های مردم را داد؟
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

چرا ذرت ۳۷۰ دلاری در بازار ایران گران می‌فروخته می‌شود؟ / چه کسی مجوز ورود گوشت بوفالو به سفره‌های مردم را داد؟

مدیرعامل شرکت پشتیبانی امور دام، واردات گسترده ذرت و سویا از کشورهای حاشیه دریای سیاه را یک «ضرورت» نامید و ادعا کرد که این حجم از واردات تنها برای پر کردن خ...

 قیمت خودروهای تولید داخل و وارداتی در بازار +جدول
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت خودروهای تولید داخل و وارداتی در بازار +جدول

اقتصادنیوز: کوییک S با نرخ ۱ میلیارد و ۱۹۴ میلیون تومان و دنا پلاس اتوماتیک با نرخ ۲ میلیارد و ۷۲۰ میلیون تومان عرضه شد.

 شوک مثبت در بازار کریپتو / بیت‌کوین دوباره اوج گرفت
۱۶ ساعت قبل / روزنامه تعادل

شوک مثبت در بازار کریپتو / بیت‌کوین دوباره اوج گرفت

قیمت بیت‌کوین در معاملات روزانه نزدیک به ۶ درصد افزایش یافت و پس از ماه‌ها فشار فروش، به بالای ۶۹ هزار دلار صعود کرد.