به گزارش اقتصاد معاصر؛ طرح گزاره ایرانخودرو باید به تویوتای ایران تبدیل شود از سوی حمید کشاورز، نماینده صاحبان اکثریت سهام ایرانخودرو، در کانون محافل اقتصادی و صنعتی کشور بازتاب گستردهای داشته است. در نگاه نخست و در بستر ذهنی جامعهای که سالها با چالشهای ساختاری خودروسازی دستوپنجه نرم کرده، این تعبیر ممکن است بلندپروازانه به نظر برسد. اما بررسی عمیق و موشکافانه این دکترین نشان میدهد که هدف، کپیبرداری صوری از یک غول بینالمللی نیست بلکه بازتعریف جهتگیری استراتژیک، پیادهسازی فلسفه تولید ناب، استقرار فرهنگ پاسخگویی به کیفیت و بازتنظیم اساسی رابطه میان سیاستگذار و بنگاه تولیدی است.
صنعت خودروسازی ایران امروز در یک تقاطع تاریخی قرار دارد:
1. تداوم منطق اقتصاد دستوری که پیامدی جز زیان انباشته و افت رضایت عمومی ندارد
2. بازگشت به عقلانیت صنعتی، حاکمیت شرکتی و ارتقای استانداردها به سطح مطالبات واقعی بازار.
برای تبدیل یک بنگاه با سابقه نیم قرن اداره دولتی به نماد اعتماد و کیفیت، شناخت پیشنیازها، موانع نهادی و اقدامات انجامشده در دوران گذار ضروری است.
تغییر پارادایم از تنوع به تولید باکیفیت
هسته سخت دکترین تویوتا در جهان، نه امکانات فانتزی و تبلیغات پرزرقوبرق، بلکه قابلیت اطمینان و دوام عملیاتی است. در خودروسازی مدرن، کیفیت در مبادی خروجی کارخانه سنجیده نمیشود، بلکه در زیست روزمره مصرفکننده و در طول سالهای پیمایش ارزیابی میگردد.
حمید کشاورز شاخص عملیاتی این تحول را بهروشنی تبیین کرده است:
· مصرفکننده ایرانی باید در دوره استفاده، دستکم تا ۱۰۰ هزار کیلومتر، جز اقلام مصرفی نظیر روغن و لنت، نیاز چندانی به تعویض قطعات و مراجعات مکرر تعمیرگاهی نداشته باشد. …









