
نگاهی به سریال “بامداد خمار”، ساخته “نرگس آبیار” که اینروزها از شبکه نمایش خانگی پخش میشود، روایتی از طغیان زنانه، عشق ممنوعه و ظهور طبقهای رانتیر است که هم دستی در قدرت حکومت داشته و هم چشمی به اموال ملت و تا جاییکه توانسته، سرمایهداری ملی را نیز تضعیف کرده است به قلم؛ اکبر منتجبی؛ سردبیر
جدیدترین ساخته نرگس آبیار، اگرچه در ظاهر یک داستان عاشقانه است اما درلابهلای داستان، او از یک طغیان زنانه سخن میگوید. سریال بامداد خمار که برگرفته از رمانی به همین نام است، داستان زنی است که علیه سلطه پدر، طغیان میکند و نه فقط از آنچه پدر میخواهد، سر باز میزند بلکه از خانواده نیز عبور میکند تا خود خانوادهای با بنیانهای فکر خود بنا کند. اگرچه در ادامه راه آنچه بر سرش میآید، ناگوار است اما نادم نیست چون انتخاب با خودش بوده است. اما آیا این تمام داستان است؟ نه. نرگس آبیار در این سریال به یک داستان سیاسی هم پروبال میدهد؛ داستانی فراتر از آنچه در رمان بود و آن ظهور طبقه الیگارشی از صاحبان قدرت و ثروت است که هم دستی در حکومت دارد و هم چشمی بر اموال ملت. و آرامآرام نیز با نفوذ در ساختارهای حاکمیتی به چپاول مشغول میشود. به همین دلیل آنچه آبیار روایت میکند، بامداد خمار را نهتنها از سریالهای دیگر متمایز میکند بلکه به ایران امروز ما گره میزند. داستان او اگرچه در دل تاریخ است اما گویی خط بهخط و نما بهنمای آن در این دوره رخ داده است. از طغیان زنان که در جنبش زن، زندگی، آزادی، نمود پیدا کرد تا رانتینرها و تراستیهایی که هم دستی در حکومت و هم چشمی به سرمایههای ملت دارند. البته این خاصیت داستانهایی است که زمان ندارند.
ماجرا چیست؟
ما با سه داستان روبهرو هستیم. داستان ایران امروز، داستان محبوبه و سر بر آوردن طبقهای کوچک و قدرتمند که آرامآرام حکومت را قبضه میکند. داستان در اواخر دوره قاجار و اوایل حکومت رضاشاه میگذرد. محبوبه، دختری از خانوادۀ اشراف، در برابر پدری میایستد که در قامت بصیرالملک، تمامیت نظام مردسالار را نمایندگی میکند. او عاشق رحیم، شاگرد نجار محله میشود. عشقی که در جهان قاجاری، نهفقط ممنوعه که توهینی به نظم طبقاتی و جنسیتی حاکم بهشمار میرود. اما «نه» گفتن محبوبه، تنها …






