
نقدی بر طرح «مقابله با نفوذ» مجلس
اگر جزئیاتی که درباره طرح «مقابله با نفوذ» منتشر شده با همین منطق وارد قانون شود، تعریف امنیت و جامعه با چالش مواجه میشود. قرار است با نفوذ خارجی مقابله شود؛ اما اگر «نفوذ» آنقدر گسترده تعریف شود که فعالیت روزنامهنگار، پژوهشگر، دانشگاهی، هنرمند، فعال مدنی، مدرس و حتی ارائه پیشنهاد سیاستی را در معرض تفسیر امنیتی قرار دهد، فراتر از مقابله با نفوذ؛ بخشهایی از جامعه را وارد قلمرو امنیتی میکنیم. این اتفاق در ایران امروز اهمیت مضاعفی دارد. جامعه ایران دیگر جامعهای بسته و منزوی نیست. بخش بزرگی از جمعیت در کلانشهرها زندگی میکند و بخش مهمی از نیروی تحصیلکرده، متخصص و مولد کشور در همین فضاها متمرکز است. این جامعه با جهان ارتباط دارد؛ دانشگاه با دانشگاه، پژوهشگر با شبکه علمی، اقتصاد با بازار و رسانه با رسانههای جهان. نمیتوان این جامعه را با منطق یک جامعه بسته اداره کرد.
اگر «ارتباط» و «نفوذ» در عمل به یکدیگر نزدیک شوند دانشگاه احتیاط میکند و ممکن است از مشارکت عقب بکشد. پژوهشگر خودش را محدود میکند و ممکن است مهاجرت کند. رسانه عقب مینشیند و هنرمند و کارشناس نیز پیش از ارائه نظر یا پیشنهاد به پیامد امنیتی آن فکر میکند. درنهایت ممکن است، بخشی از این فضا از عرصه رسمی خارج و رادیکال شود.
این یعنی خودسانسوری و خودسانسوری فقط مسئله آزادی نیست؛ ظرفیت حکمرانی را هم کاهش میدهد. حکومت برای تصمیم درست به اطلاعات واقعی جامعه، نقد و اختلافنظر نیاز دارد. اگر این صداها حذف شوند، حکومت لزوماً مخالف کمتری نخواهد داشت؛ فقط اطلاعات کمتری از جامعه دریافت خواهد کرد و اینجا مسئله امنیتی میشود. جامعهای که راههای قانونی و مدنی بیان نارضایتی در آن محدود شود الزاماً آرامتر نمیشود. نارضایتی ممکن است از گفتوگو به سکوت، از سکوت به خشم و از خشم به اعتراض منتقل شود. بعد پاسخ امنیتی میآید و پاسخ امنیتیتر، شکاف را عمیقتر میکند. این چرخه برای ایران خطرناک است؛ چون ایران امروز در یکی از دشوارترین محیطهای ژئوپلیتیکی چند …












