
گزارشی درباره بحرانهای پیدرپی صنعت نشر؛ از گرانی کاغذ تا معضل انبار
در روزهای اخیر، پیام نشر نی بهشماری از نویسندگان و مترجمان برای تعیینتکلیف نسخههای فروشنرفته کتابهایشان، بازتاب گستردهای در بین فعالان حوزه کتاب و فضای مجازی داشته است. نشر نی به برخی مترجمان و نویسندگان گفته، هرچه سریعتر برای تعیینتکلیف نسخههای باقیمانده کتابشان اقدام کنند؛ یا تیراژ باقیمانده را با تخفیف ۷۰درصد بخرند و یا اینکه آن را بهعنوان کاغذ باطله به فروش میرسانند. ظاهراً در قرارداد نشر نی (که کمابیش فرم جاافتاده و قرارداد مورد تأیید اتحادیۀ ناشران و کتابفروشان هم هست) چنین سازوکاری برای نسخههای فروشنرفته تعریف شده است.
زینب آرمند، که نشر نی ترجمۀ او از «انسان در هولسن پدیدار میشود» ماکس فریش را منتشر کرده، در استوری اینستاگرامش نوشته بود: «دوستان عزیز؛ مدتی پیش ناشر این کتاب عزیزم تماس گرفت و (به دلیلی نامعلوم) گفت کتابهای باقیمانده یا باید بازیافت شوند یا خودت بخرشان. خُب طبیعیه که بهعنوان مترجم، دلت نمیآد کتابت بشه تبدیل به خمیر! برای همین همهشان را خریدم تا بیواسطه و با قیمت خیلی پایینتر از نشر، بهدست خوانندهها برسانم».
این خبر در ظاهر، روایتی از انبارهایی است که دیگر جایی برای کتابهای کمفروش ندارند، اما در پس آن، میتوان نشانههای بحرانی بزرگتر را دید: بازاری که تیراژ کتاب در آن به ۱۰۰ نسخه رسیده، ناشر بیش از پیش از پذیرش ریسک تولید فرهنگی شانه خالی میکند و نویسنده و مترجم، ناچارند هزینۀ مادی تولید اثری را بر دوش بکشند که قاعدتاً برعهده ناشر است. با این رویه که در حال گسترش است در واقع ناشران دیگر کتاب را از پدیدآورنده نمیخرند و به مخاطب نمیفروشند، بلکه برند خودشان را به پدیدآورنده و به مخاطب میفروشند. به اینترتیب، برندی که طی سالها با چاپ کتابهای متعدد و باکیفیت، شهرت پیدا کرده و بهاصطلاح «سرمایۀ اجتماعی» انباشت کرده، حالا خرج اعتبار بخشیدن به کتابهای جدید یا نامهای جدید میشود.
صنعت نشر در ایران، بیش از آنکه صرفاً یک فعالیت اقتصادی باشد، فعالیتی فرهنگی است؛ با اینحال، شریان این صنعت، سالهاست زیر فشار تورم، گرانی مواد اولیه، کاهش توان خرید خانوارها و دشواریهای توزیع قرار گرفته است. امروز ناشران، پیش …











