کتاب گران است؛ شاید پرتکرارترین جملهای باشد که این روزها نهفقط از کتابخوانها، که از همه مردم میشنویم. البته عدهای آن را نهچندان گران و عدهای در مقایسه با اقلام دیگر ارزان میدانند. مدیران نشر از کاهش فروش، قاچاق کتاب، کاغذ گران، نایاب و بیکیفیت، بازیگری ناموجه هوش مصنوعی، کاهش سود و چشمانداز ورشکستگی شکایت دارند. اما اینها تنها معضلات صنعت نشر نیست. داستانهای اصلی در اتاقهای ناشران، زیر دستگاههای چاپخانه و در گفتوگوهای ذهنی و زبانی پدیدآورندگان و ناشران رخ میدهد؛ آنها که حلقه اول صنعت نشر هستند و نبود یا نارضایتیشان به معنای به گِل نشستن این صنعت است. هر چند روابط مالی و حقوقی نویسنده و مترجم با ناشر، معمولاً براساس قراردادهای مکتوب شکل میگیرد و امکان شکایت در صورت محقق نشدن قرارداد وجود دارد، نبود قانون بهروز و جامع، اطلاعات کم پدیدآورندگان از وضعیت حقوقی پس از واگذاری اثر، طولانی بودن مراحل دادرسی، فقدان مرجع تخصصی مشخص حقوقی برای رسیدگی به این اختلافات و گاه نامناسب بودن وضعیت معیشت نویسندگان و مترجمان، ماجراهایی را پدید میآورد که از دور فقط تعجب یا ناراحتی شنونده را در پی دارد، اما در نهان به معنای ضرر مالی و کمرنگ یا بیرنگ شدن انگیزه پدیدآورنده است. مجموعه داستانهای چاپخانه، روایتهای مستندی از پدیدآورندگان در راه نوشتن است که داستانگونه با اسامی مستعار پیش روی مخاطب قرار میگیرد؛ زیرا آنها که این مصائب را از سر گذراندهاند حاضر به بیان آن با اسم و رسم خود نبودند. شاید نوری بر تاریکیهای فرهنگیترین ساحت تولید اندیشه در کشور باشد. اولین شماره از این مجموعه را با نام جنین بیستوپنجساله میخوانید.
آن روزها در دهه ۸۰ وضعیت نشر از امروز بهتر بود، تیراژ پنجاه هزارتایی اول انقلاب فراموش شده؛ اما تیراژ هزاروصدتایی و تجدید چاپ هنوز از مُد نیفتاده بود. آقای میم که تازه و در جوانی استاد دانشگاهی دولتی شده، سراغ علاقۀ همیشگی خود؛ یعنی نویسندگی رفت و چون تقریباً ناشری اثری از او نمیپذیرفت، چاره را در گرفتن مجوز نشر و راهاندازی انتشارات دید. مقدمات را انجام داد و مجوز صادر شد؛ باید کتابی انتخاب میکرد. یک روز در غرفههای خارجی نمایشگاه کتاب، به دایرةالمعارفی دهجلدی در پنج مجلد برخورد. بعد از چند اثری که آماده داشت و چاپ کرده بود، دایرةالمعارف چشمش را گرفت، بهخصوص که همیشه کتابهای مرجع را بیشتر دوست داشت. اثر را خرید و تصمیم گرفت با کمک دانشجوها و چند مترجم، ترجمه و چاپ کند. دانشجویان را انتخاب کرد و هر جلد را همراه مقداری کاغذ و چند خودکار به یک دانشجو داد (هنوز رایانه فراگیر نبود). قرار شد نام هر مترجم روی جلد بیاید. مدتی بعد همۀ مترجمها کار را تحویل دادند؛ برای چندتایی از آنها اولین کار جدی و حرفهای بود که دوست داشتند و قرار بود بابت آن پول هم بگیرند. ترجمهها آماده ویرایش بود که استاد به مأموریت خارج از کشور رفت و کتاب را با خود برد تا ویرایش کند، قبل از رفتن حقالزحمه مترجمان را حساب و پرداخت کرد. مأموریت دو سالی طول کشید و از میان آنها که فراموش کرده بودند چه اثری را ترجمه کردهاند، یک دانشجو پیگیر بازگشت او و چاپ اولین اثر خود بود. سالی و ماهی بعد از برگشت استاد، پرونده به جریان افتاد. وضعیت عوض شده بود. قیمت کاغذ و خدمات چاپخانه گرانتر شده و چاپ کتاب برای استاد با نشری محدود بهصرفه نبود. کتاب را به دیگران پیشنهاد دادند، هیچ ناشر خصوصی اثر را نپذیرفت. سراغ ناشرهای دولتی رفتند. حدود یک دهه از انتشار کتاب به زبان اصلی گذشته بود و ناشران کتاب را قدیمی میدانستند. کتابهای مشابهی به بازار آمده بود. در نهایت و نزدیک به یک دهه بعد از اینکه ۱۱ نفر روی اثر کار کرده بودند، یک ناشر دولتی اثر را پذیرفت. استاد و دانشجو دوباره دستبهکار شدند. کل ۱۰ جلد را خواندند، ترجمهها را کامل، نگارش و رسمالخط را یکسان کردند، ۱۳ سال بعد از ترجمه اولیه کتاب و ۴ سال بعد از قرارداد با ناشر، به ناشر بازتحویل دادند. مدیر نشر در همین حین عوض شد و بعدی آمد. کتاب در رفت و آمد مدیران، حروفچینی، نمونهخوانی، ویراستاری و صفحهبندی شد. تصاویر گرافیکی اثر طراحی و دستکم چهار جلد اول برای ارسال به چاپخانه ۸ سال بعد از قرارداد اولیه حاضر شد. اما ناشر از انتشار اثر صرفنظر کرد. استاد در دفتر ناشر حاضر شد، قول و قرار چاپ اثر فسخ و قرار شد اگر صاحب اثر کتاب را توسط نشر دیگری چاپ کرد، هزینههای انجام شده را به نشر اول پرداخت کند. هر ناشری با دیدن ۵۰۰ صفحه اثر ترجمه تمامرنگی که بیش از ۲۰ سال از چاپ کتاب اصلی آن میگذشت، پا پس میگذاشت، اما پرداخت هزینههای اولیه هم قوزی بالای قوز کتاب بود. حالا و ۲۵ سال بعد؛ نهفقط ۵۰۰ صفحه اثر کاملاً آماده که نور چشم و انگیزه قلبی عدهای علاقهمند تنها در رایانههای ناشر و استاد زنده است و نفس میکشد و هنوز و همچنان روی کاغذ متولد نشده و احتمالاً نمیشود.
داستانهای چاپخانه








