
جایگاه و اهمیت مهدی اخوانثالث در شعر معاصر به روایت بهرام پروینگنابادی
چهارم شهریور، سیوششمین سالگرد درگذشت مهدی اخوانثالث بود؛ شاعری که با تخلص «م. امید»، نامی ماندگار در ادبیات معاصر ایران بهجا گذاشت. اخوان با تسلطی شگفتانگیز بر شعر کلاسیک و نو، صلابت شعر خراسانی را با مضامین اجتماعی و زبانی تازه درآمیخت. او در آثاری چون «زمستان»، «آخر شاهنامه» و «ارغنون»، صدای رنجها و امیدهای مردم را به نظم درآورد و در مجموعههایی چون «پاییز در زندان»، ابعاد انسانی و ایستادگی را به تصویر کشید.
نبوغ زبانی اخوان
بهرام پروین گنابادی، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ ادبیات که نوۀ محمد پروین گنابادی (از دوستان نزدیک و معاشران دیرینۀ اخوانثالث) است، در گفتوگو با ایبنا دربارۀ جایگاه اخوان در شعر و ادبیات معاصر ایران میگوید: «اخوان، بهجز تیزهوشی، تیزبینی و نگاه نافذ، دارای یک نبوغ زبانی است. دکتر شفیعیکدکنی در کتاب «حالات و مقامات م. امید» واقعهای را نقل میکند که شخصی نزد اخوان آمده بود و میخواست دفترش را چاپ کند؛ گفته بود اسم این اثر را «خون و خیا» گذاشتهاند. اخوان به او بازمیگرداند و میگوید: «بهتر بود میگذاشتی «خنیا و خون»، تا خون چکه کند. آقای دکتر [شفیعی] آنجا میگویند این را نمیشود توضیح داد؛ تفاوت «خنیا و خون» با «خون و خیا» و آن بلاغت و زیباییشناسیای که در «خنیا و خون» هست، این است که اخوان میگوید «در اینجا خون چکه میکند»؛ یعنی بهگونهای تمام میشود که انگار بعد از آن دیگر ادامهاش چکه میکند. میگوید این را فقط با ذوق خود باید درک کنید. کسی که این سخن را میگوید، نبوغ زبانی دارد و این نبوغ زبانی در اخوان وجود دارد. بهعلاوه اینکه اخوان از برخی جهات به حافظ شبیه است؛ زیرا سعی کرده است تا جاییکه میتواند بیشترین بهره را از شعر قدیم فارسی، چه از نظر تکنیکها و چه از نظر مضمونیابیها، به کار بگیرد و آن را به شعر نیمایی امروز ما پیوند بزند. علاوه بر این، اخوان نگاهی دارد که مختص خودش است؛ یعنی اگر نبوغ زبانی را یک طرف بگذارید و مطالعه مستمر و پیگیرانه شعرهای گذشته را یک طرف، آن تیزهوشی و چیزی که خودش یکبار به گونهای دیگر به من گفت -اما شکل زیباتر آن را به آقای کاخی گفت- این است که در بازۀ ۱۰سال (یعنی از اواسط …










