قیمت طلا امروز




 سایت روزنامه سازندگی / ۹ ساعت قبل

بحران اطلاع‌رسانی

بررسی عملکرد شوراهای اطلاع‌رسانی سه دولت روحانی ، رئیسی و پزشکیان در بحران‌های سیاسی-اجتماعی
 بحران اطلاع‌رسانی
بررسی عملکرد شوراهای اطلاع‌رسانی سه دولت “روحانی”، “رئیسی” و “پزشکیان” در بحران‌های سیاسی-اجتماعی

گروه سیاسی: گاهی مسئله این نیست که دولت حرف نمی‌زند؛ مسئله این است که مردم دیگر منتظر نمی‌مانند دولت حرف بزند. روایت در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته، افکار عمومی درباره یک تصمیم موضع گرفته و خبر، پیش از آنکه از تریبون رسمی بیرون بیاید، در گوشی‌های مردم دست‌به‌دست شده است. در چنین شرایطی، انبوه خبرها، شوراها، قرارگاه‌ها و روابط عمومی‌ها نه‌تنها گرهی باز نکرده‌اند، بلکه گاهی خود به بخشی از مسئله تبدیل شده‌اند. این همان چیزی بود که سه چهره از سه دولت، در نشست «بن‌بست اطلاع‌رسانی» درباره آن حرف زدند؛ نشستی که محمد خدادی، معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم، احسان صالحی، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم و محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت چهاردهم را کنار هم نشاند تا از یک بحران مشترک بگویند: چرا هرچه بیشتر اطلاع‌رسانی می‌کنیم، کمتر شنیده می‌شویم؟ مسئله از نگاه هر سه سخنران، بیش از آنکه کمبود رسانه و خبر باشد، به رابطه‌ای برمی‌گردد که میان حاکمیت و جامعه شکل گرفته است؛ رابطه‌ای که در آن، مردم فقط «مخاطب» فرض شده‌اند، نه طرف گفت‌وگو.

سرمایه اجتماعی با تعداد خبرها ساخته نمی‌شود

محمد خدادی، معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم در ابتدا به سراغ روابط‌عمومی‌ها به‌عنوان یکی از ریشه‌های مسئله رفت. او می‌گوید روابط عمومی باید راه دسترسی رسانه و مردم به اطلاعات باشد، نه اینکه صرفاً به تریبونی برای مدیران تبدیل شود. او این تغییر کارکرد را در یک جمله خلاصه می‌کند: روابط عمومی‌ها به‌جای تولید «نیوز» دنبال «ویوز» هستند. یعنی به‌جای اینکه مسئله را بفهمند، اطلاعات بدهند و زمینه ارتباط واقعی را فراهم کنند، بیشتر به‌دنبال دیده‌شدن عملکرد مدیر و سازمان خود هستند.

خدادی البته مسئله را فقط متوجه روابط‌عمومی‌ها نمی‌داند. از نگاه او، یکی از عادت‌های جاافتاده در حکمرانی این است که ابتدا تصمیم گرفته می‌شود و بعد، وقتی تبعات اجتماعی و رسانه‌ای آن آشکار شد، سراغ رسانه می‌آیند. «بنزین را گران می‌کنند و بعد می‌گویند رسانه باید برود این موضوع را حل کند».

در چنین وضعیتی، رسانه عملاً به آخرین حلقه زنجیره تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود؛ حلقه‌ای که باید بار توضیح تصمیمی را بر دوش بکشد که نه در شکل‌گیری آن حضور داشته و نه الزاماً از همه جزئیات آن خبر دارد.

ماجرای هواپیمای اوکراینی، از‌جمله مثال‌هایی بود که خدادی به آن اشاره کرد؛ جایی‌که ابهام و سکوت باعث شده بود حتی خود رسانه‌ها ندانند منشأ مسئله چیست، اما از آنها انتظار می‌رفت برای جامعه توضیح ارائه کنند. این رویکرد البته فقط به بحران‌ها محدود نیست. وعده‌هایی که بعداً محقق نمی‌شوند نیز به همین اندازه برای اعتماد عمومی هزینه دارند. خدادی با اشاره به وعده ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی و همچنین اعلام پایان قطعی برق، پرسید چرا وقتی از تحقق یک وعده اطمینان نداریم، آن را به خبر رسمی تبدیل می‌کنیم؟ به‌زعم او مسئله از همین‌جا به سرمایه اجتماعی می‌رسد؛ به همین دلیل، خدادی معتقد است که «سرمایه اجتماعی با تعداد خبرها ساخته نمی‌شود».

آدرس غلط ندهیم

احسان صالحی، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم بحث را از سطح رسانه به سطح حکمرانی برد. از نگاه او، ساختار، سیاست و عملکرد کارگزاران هر سه مهم‌اند، اما همه اینها در بستری به‌نام سرمایه اجتماعی عمل می‌کنند. هرقدر این سرمایه پایین‌تر باشد، اثرگذاری نظام اطلاع‌رسانی هم کمتر می‌شود.

صالحی به تجربه سال‌های پس از خروج آمریکا از برجام، تحریم‌های سال ۱۳۹۷ و وقایع آبان ۱۳۹۸ اشاره کرد؛ دوره‌هایی که به گفته او، اختلال در ارتباط میان دولت و جامعه آشکارتر شد. اما سوال اصلی این است: سرمایه اجتماعی چطور بازسازی می‌شود؟

پاسخ صالحی صریح است: «ما نباید آدرس را غلط بدهیم». او معتقد است نمی‌توان ناکارآمدی را با مدیریت رسانه‌ای پوشاند. اگر عملکرد یک دستگاه برای مردم قابل قبول نیست، افزایش تعداد خبرها یا تبلیغات نمی‌تواند این شکاف را پر کند. به همین دلیل او «کارآمدی» را در کنار «گفت‌وگوی صادقانه» می‌گذارد. مردم باید نتیجه عملکرد را ببینند و همزمان توضیح تصمیم‌ها را نیز بشنوند.

نمونه ارز ترجیحی از نگاه صالحی همین است. دولت سیزدهم درباره پیامدهای ارز ترجیحی و دلایل حذف آن با مردم صحبت کرد و توضیح داد که چرا این تصمیم را ضروری می‌داند. از این منظر، گفت‌وگو با مردم به‌معنای آن نیست که مردم با هر تصمیمی موافق خواهند شد؛ مسئله این است که آنها باید احساس کنند در فرآیند تصمیم‌گیری نادیده گرفته نشده‌اند.

یکی از جدی‌ترین انتقادهای صالحی به ساختار تصمیم‌گیری کشور برمی‌گردد؛ تصمیم‌هایی که گاهی بدون ارزیابی پیامدهای اجتماعی و رسانه‌ای گرفته می‌شوند و بعد، رسانه باید وارد میدان شود تا تبعات آنها را مدیریت کند. این همان جایی است که مفهوم «پیوست رسانه‌ای» از یک شعار به یک ضرورت تبدیل می‌شود. رسانه نباید بعد از تصمیم وارد شود؛ کارشناسان افکار عمومی باید پیش از تصمیم، در فرآیند تصمیم‌سازی حضور داشته باشند.

صالحی از تجربه‌هایی مانند گازوئیل و نان گفت؛ تصمیم‌هایی که اگر بدون توجه به پیامدهای اجتماعی اتخاذ می‌شدند، می‌توانستند بحران تازه‌ای بسازند. مشکل دیگر از نظر او تعدد ساختارهاست. هر بحران، یک نهاد جدید ساخته و هر نهاد جدید نیز بخشی از وظایف نهاد قبلی را برعهده گرفته است. شورای‌عالی امنیت ملی، شورای‌عالی فضای مجازی، دستگاه‌های امنیتی، شورای اطلاع‌رسانی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هرکدام به‌نوعی در این میدان حضور دارند. نتیجه چیست؟ گاهی معلوم نیست متولی اصلی کیست و چه کسی باید پاسخگو باشد.

صالحی می‌گوید باید مشخص شود هر دستگاه پیش از بحران، هنگام بحران و بعد از بحران چه مسئولیتی دارد و چه نهادی مسئول هماهنگی و پاسخگویی است. او در ادامه، درباره زندگی مردم در فضای مجازی صحبت کرد و گفت که وقتی میانگین حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی حدود هفت ساعت در روز است و این عدد برای نوجوانان به حدود ۹ ساعت می‌رسد، دیگر نمی‌توان فضای مجازی را یک حاشیه ارتباطی دانست. به همین دلیل، از نگاه صالحی، مواجهه سلبی با این فضا، نتیجه مطلوبی نداشته است. او با اشاره به محدودیت واتساپ و اینستاگرام در سال ۱۴۰۱ گفت، اینستاگرام آن زمان حدود ۴۰‌میلیون کاربر ایرانی داشت و برای بسیاری از مردم، فقط یک شبکه اجتماعی نبود؛ بخشی از ارتباطات، سرگرمی، کسب‌وکار و زندگی روزمره بود. وقتی یک پدیده تبدیل به واقعیت اجتماعی شده، نمی‌توان با دستور اداری آن را از زندگی مردم حذف کرد.

در همین نقطه، نقد صالحی به صداوسیما هم معنا پیدا می‌کند. او می‌گوید رسانه ملی اگر نیازهای واقعی مردم، ازجمله سرگرمی و اطلاع‌رسانی را نادیده بگیرد، آسیب فقط متوجه خود سازمان نیست؛ بلکه یکی از مسیرهای ارتباطی حاکمیت با جامعه تضعیف می‌شود.

رسانه باید به کف زندگی مردم برگردد

محمد خدادی اما صریح‌تر از همه نسخه قدیمی را کنار می‌گذارد: «بپذیریم که کارهایی که داریم انجام می‌دهیم، دیگر کارایی لازم را ندارد و باید سراغ روش دیگری برویم». از نگاه او، قرارگاه‌ها، شوراها، معاونت‌ها و رسانه‌های متعدد دستگاهی متعلق به زمانی هستند که محیط ارتباطی جامعه چنین سرعتی نداشت. امروز حتی رسانه‌ها هم گاهی بیشتر با یکدیگر درگیرند تا با مسئله مردم. یک رسانه خبر می‌زند و دیگری جواب می‌دهد؛ رسانه سوم درباره دعوای این دو تحلیل می‌نویسد و در نهایت، مردم از این چرخه بیرون می‌مانند.

خدادی یک هشدار مهم‌تر هم دارد: «پایان دوران رسانه‌های دولتی را باید به‌رسمیت شناخت». وقتی وزارتخانه‌ای برای خودش خبرگزاری می‌سازد یا دستگاهی رسانه اختصاصی راه می‌اندازد، طبیعی است که در نهایت روایت عملکردش را خودش تولید کند. اما به تعبیر خدادی، «وقتی تو خودت از خودت تعریف می‌کنی، اثر ندارد». رسانه زمانی مرجع می‌شود که مخاطب احساس کند آنچه می‌خواند، صرفاً تکرار حرف یک دستگاه نیست.

یکی دیگر از نقدهای خدادی به عادت دستگاه‌ها برای تبدیل وظایف روزمره به «دستاورد» برمی‌گردد. او صریح می‌گوید: «کار عادی که خبر نیست». وزارتخانه‌ای که برای انجام مأموریت قانونی خود بودجه گرفته و همان مأموریت را انجام می‌دهد، نباید انجام وظیفه روزمره را دستاوردی خارق‌العاده معرفی کند. سرمایه اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم «تلاش روزافزون» را ببینند؛ چیزی که اثرش در زندگی آنها قابل لمس باشد. خدادی تأکید می‌کند: «سرمایه اجتماعی نتیجه عمل است، نه اعلام». به همین دلیل است که او اعتقاد دارد گاهی کمتر گفتن و بیشتر عمل کردن، اثر بیشتری دارد.

خدادی در بخش دیگری از سخنانش، نسخه‌ای برای خود رسانه‌ها دارد. رسانه نباید تمام جهان را از دریچه مدیران ببیند. باید به کف زندگی مردم برگردد؛ به خیابان، محله، خرید روزانه، مشکلات حمل‌ونقل، مدرسه و هر جایی که زندگی واقعی در آن جریان دارد. او با اشاره به تجربه رسانه‌های محلی آمریکا، میان رسانه‌ای که درباره مسائل کلان کشور و جهان گزارش می‌دهد و رسانه‌ای که تصادف یک خیابان یا مشکل روزمره مردم را دنبال می‌کند، تفکیک قائل می‌شود. به تعبیر او، «دلار و بازار سهام لزوماً دغدغه آدم عادی نیست». از سوی دیگر، رسانه نباید سوژه را با مجموعه‌ای از اظهارنظرها اشتباه بگیرد. خدادی می‌گوید رسانه‌ها در پرورش سوژه ضعیف شده‌اند و به‌جای داده و اطلاعات، مدام سراغ «نظر این و آن» می‌روند. مسئله اصلی باید خود مردم باشند؛ تجربه و روایت آنها. خدادی معتقد است: «ما از مردم می‌ترسیم و نمی‌توانیم راحت با آنها حرف بزنیم؛ اتفاقاً مردم بیشتر به ما اعتماد دارند تا ما به مردم».

باید با جامعه گفت‌وگو کنیم

محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت چهاردهم، مسئله اطلاع‌رسانی را فراتر از عملکرد یک دولت می‌داند. به گفته او، این مسئله در دولت‌های مختلف تکرار شده و حتی انتقاد از نظام اطلاع‌رسانی کشور سابقه‌ای طولانی دارد. از نگاه گلزاری، ریشه مسئله به «نوع نگاه به مردم و افکار عمومی» بازمی‌گردد.

او از مطالعه نظام‌های ارتباطی ۲۳ کشور خبر می‌دهد و می‌گوید یکی از نتایج این بررسی، ضرورت تجمیع نهادهای موازی اطلاع‌رسانی بوده است. به اعتقاد او، ساختار فعلی «فربه» شده و در شرایط بحرانی، چابکی لازم را ندارد. تجربه جنگ ۱۲‌روزه نیز، به گفته گلزاری، نشان داد هرجا ساختار ارتباطی چابک و هماهنگ عمل کند، امکان تصمیم‌گیری و پاسخگویی سریع‌تر فراهم می‌شود.

با این‌حال، او معتقد است اصلاح ساختار به تنهایی کافی نیست و وضعیت خود رسانه‌ها نیز نیازمند توجه جدی است. گلزاری با انتقاد از شرایط اقتصادی رسانه‌ها می‌گوید: «رسانه را ضعیف کردیم، بعد از آن مرجعیت خواستیم». به گفته او، تضعیف اقتصاد رسانه در سال‌های گذشته باعث شده برخی خبرنگاران برای تأمین حداقل‌های زندگی، همزمان در چند رسانه فعالیت کنند؛ شرایطی که طبیعتاً امکان تولید محتوای باکیفیت، تحقیق و گزارشگری حرفه‌ای را کاهش می‌دهد.

گلزاری این وضعیت را در یک تناقض خلاصه می‌کند: «رسانه‌ها را تا حد زیادی به پوشش‌دهنده اخبار مقامات و رویدادهای رسمی تبدیل کرده‌ایم و بعد از آنها می‌پرسیم چرا مرجعیت رسانه‌ای ندارند». از نگاه او، مرجعیت رسانه‌ای با دستور ایجاد نمی‌شود و رسانه برای بازسازی آن، به بستر اقتصادی و حرفه‌ای مناسب نیاز دارد.

او در ادامه با بیان اینکه «باید با جامعه گفت‌وگو کنیم»، رابطه میان حاکمیت و مردم را یکی از محورهای اصلی تحول در حکمرانی می‌داند و تأکید می‌کند که این رابطه بدون یک نظام ارتباطی و اطلاع‌رسانی کارآمد، شکل نمی‌گیرد. به گفته گلزاری، در حوزه ارتباطات دولتی باید ساختارها اصلاح، موازی‌کاری‌ها کاهش، جایگاه روابط عمومی‌ها تقویت و آموزش‌ها به‌روز شود و شبکه ارتباطی دولت از مرکز تا روستا انسجام بیشتری پیدا کند.

در حوزه اطلاع‌رسانی نیز، او تقویت اقتصاد رسانه، بازسازی مرجعیت رسانه‌ای، بازنگری در نسبت صداوسیما با دولت و جامعه و عبور از رویکردهای صرفاً سلبی در مواجهه با فضای مجازی را ضروری می‌داند.

گلزاری در جمع‌بندی تأکید می‌کند که اگر هدف، تقویت رابطه حاکمیت با مردم و بازسازی سرمایه اجتماعی است، اصلاح نظام ارتباطی و اطلاع‌رسانی باید به یکی از اولویت‌های اصلی اصلاحات در حکمرانی جدید تبدیل شود.

 



 مخالفت دولت با «طرح مقابله با نفوذ» به مجلس اعلام شد

مخالفت دولت با «طرح مقابله با نفوذ» به مجلس اعلام شد

رئیس امور اطلاع‌رسانی دولت از ‌«اعلام مخالفت صریح» دولت با «طرح مقابله با نفوذ» مجلس خبر داد.

 روایت ارتش از پشتوانه مالی طرح جدید/ هدف برجسته‌کردن فرهنگ دفاع از کشور

روایت ارتش از پشتوانه مالی طرح جدید/ هدف برجسته‌کردن فرهنگ دفاع از کشور

سخنگوی ارتش جزئیات طرح «جهاد مالی» برای پشتیبانی از دفاع مردمی در برابر تجاوز زمینی آمریکا علیه کشورمان را تشریح کرد.

 روایت جوکار از پروژه نفوذ؛ ترور مسئولان بخشی از این ماجرا بود

روایت جوکار از پروژه نفوذ؛ ترور مسئولان بخشی از این ماجرا بود

رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در مجلس با بیان اینکه باید با روش‌های مختلف نفوذ دشمن مقابله کرد تصریح کرد: به هر صورت باید راه‌هایی که نفوذ از طریق آنها صورت می‌گیرد شناسایی و جلوی آن ها گرفته شو.

 دفاع پسر دکتر شریعتی از پدرش

دفاع پسر دکتر شریعتی از پدرش

احسان شریعتی، فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه سوربون فرانسه در واکنش به انتقادات و دفاعیات از پدرش در روزهای اخیر، یادداشتی منتشر کرد.

 قالیباف با رئیس‌جمهور عراق , رئیس مجلس نمایندگان عراق دیدار کرد

قالیباف با رئیس‌جمهور عراق , رئیس مجلس نمایندگان عراق دیدار کرد

رئیس مجلس شورای اسلامی در جریان سفرش به عراق با رئیس مجلس نمایندگان عراق دیدار و گفت‌وگو کرد.

 قالیباف: اسرائیل خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نخواهد دید

قالیباف: اسرائیل خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نخواهد دید

رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه دخالت بیگانگان در معادلات بین کشورها به سرعت در حال کاهش است گفت: رژیم صهیونیستی خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نیز نخواهد دید.

 رژیم صهیونیستی خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نخواهد دید

رژیم صهیونیستی خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نخواهد دید

رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه دخالت بیگانگان در معادلات بین کشورها به سرعت در حال کاهش است گفت: رژیم صهیونیستی خیال نهر تا بحر را حتی در رویاهایش نیز نخواهد دید.

 ال نینو تقریبا چه زمانی رخ خواهد داد؟

ال نینو تقریبا چه زمانی رخ خواهد داد؟

دو تا هفت سال طول می‌کشد که پدیده‌ای اقلیمی به نام ال‌نینو شکل بگیرد و آثارش در آب‌وهوای کره‌زمین نمایان شود. این پدیده عموما ۹ تا ۱۲ ماه طول می‌کشد و اوج آن...