روز جمعه بود. شیوا، دختر فریدون، داشت کارتون تماشا میکرد. استاد حسین شهبازیان مرتب کنترل تلویزیون را میگرفت و کانال را عوض میکرد تا ببیند خطبههای نماز جمعه تمام شده یا نه؛ دوباره برمیگشت به کارتون تا بالاخره خطبهها تمام شد و آقا برای اقامه نماز وارد جایگاه شدند. کودک اعتراض کرد که «کارتون!» اما استاد تلویزیون را روی نماز نگه داشت.

روز جمعه بود. شیوا، دختر فریدون، داشت کارتون تماشا میکرد. استاد حسین شهبازیان مرتب کنترل تلویزیون را میگرفت و کانال را عوض میکرد تا ببیند خطبههای نماز جمعه تمام شده یا نه؛ دوباره برمیگشت به کارتون تا بالاخره خطبهها تمام شد و آقا برای اقامه نماز وارد جایگاه شدند. کودک اعتراض کرد که «کارتون!» اما استاد تلویزیون را روی نماز نگه داشت.






