
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی ایران و رئیس شورای سیاستگذاری اقتصاد مقاومتی و بخش خصوصی طی یادداشتی، ضمن تأکید بر برخورد قاطع با سوء استفاده کنندگان و تراستی های متخلف، تأکید نمود که در بحث تراستی ها، مشکل صرفا افراد نیستند، بلکه مشکل اصلی عدم نظارت و ساختار غلطی است که افراد غیر قابل اعتماد را بزرگ و خود در دستان متخلفین گرفتار میشود!!
واژه «تراستی» یا Trustee در سالهای اخیر بیش از گذشته وارد ادبیات اقتصادی و رسانهای کشور شده است؛ واژهای که برای بسیاری از مردم، مفهومی مبهم دارد و گاهی به دلیل انتشار اخبار مربوط به تخلفات مالی یا پرونده های اقتصادی، با برداشت های منفی همراه شده است.
اما برای تحلیل دقیقتر موضوع، ابتدا باید میان مفهوم حقوقی تراستی و نحوه استفاده از این کلمه و عنوان در فضای اقتصادی کشور تفاوت قائل شد.
در ادبیات حقوقی و تجاری، تراستی به شخص یا نهادی گفته میشود که بر اساس یک مأموریت مشخص، مسئولیت نگهداری، مدیریت یا انجام امور معینی را برای شخص یا مجموعه دیگری بر عهده میگیرد. یعنی به زبانی ساده تر، تراستی را میتوان ( اَمین و یا اَمانتدار) معرفی نمود که اموال و دارایی کشور و مردم نزد وی به امانت گذارده میشود!! در بسیاری از نظام های اقتصادی جهان، استفاده از چنین ساز و کارهایی امری متعارف است و به خودی خود نه جرم است و نه نشانه فساد.
مشکل از جایی آغاز میشود که یک واسطه، از جایگاه یک ابزار اجرایی خارج شده و به یک بازیگر قدرتمند، انحصاری و گاه غیرقابل جایگزین تبدیل شود.
بنابراین، مسئله اصلی وجود واسطه ها نیست؛ بلکه مسئله مهم، ساختاری است که ممکن است به دلیل ضعف در طراحی نهادی، نظارت ناکافی یا نبود ساز و کارهای پاسخگویی، زمینه شکل گیری وابستگی به افراد کم جنبه و غیر قابل اعتماد را فراهم کند.
چگونه واسطه ها به کانون قدرت تبدیل میشوند؟
در شرایط خاص اقتصادی، تحریمها و محدودیت های بینالمللی، استفاده از ظرفیت افراد، شرکتها و مجموعه های تخصصی میتواند یک ضرورت مدیریتی باشد. هیچ نظام اقتصادی نمیتواند بدون بهره گیری از تجربه و توانایی فعالان اقتصادی، در محیط های پیچیده جهانی موفق عمل کند.
اما تفاوت میان مدیریت …








