
محمد قضایی پاکدهی، مدیرعامل بانک ایران و ونزوئلا
افزایش تسهیلات بانکی بهخودیخود به معنای افزایش تورم و رشد پایه پولی نیست؛ آنچه بیش از میزان تسهیلات اهمیت دارد، نحوه تخصیص، مصرف و نظارت بر منابع بانکی است.
هرگاه منابع بانکی در مسیر صحیح و به سمت فعالیتهای مولد اقتصادی هدایت شوند، میتوان انتظار داشت که این منابع به تولید کالا و خدمات منجر شده و بخشی از آثار نقدینگی در اقتصاد را جذب کنند. در مقابل، چنانچه تسهیلات به جای تولید وارد فعالیتهای سوداگرانه و بازارهای دارایی شود، میتواند موجب افزایش تقاضای غیرمولد، تشدید نوسانات و افزایش فشارهای تورمی شود.
از این منظر، نقش شبکه بانکی صرفاً پرداخت تسهیلات نیست؛ بلکه ارزیابی دقیق متقاضی، تشخیص نیاز واقعی، تعیین محل مصرف و نظارت مستمر بر نحوه هزینهکرد منابع بخش مهمی از فرآیند تسهیلاتدهی محسوب میشود. بانک باید اطمینان حاصل کند منابعی که با هدف تولید، سرمایه در گردش، توسعه کسبوکار یا صادرات در اختیار بنگاه قرار گرفته است، در همان مسیر مصرف میشود.
در واقع، کیفیت تسهیلاتدهی میتواند تفاوت میان «نقدینگی مولد» و «نقدینگی غیرمولد» را رقم بزند. تسهیلاتی که به افزایش ظرفیت تولید، ایجاد ارزش افزوده، تأمین نیازهای داخلی و توسعه صادرات منجر شود، میتواند نقش مثبتی در اقتصاد داشته باشد؛ اما منابعی که به سمت فعالیتهای سفتهبازانه و سوداگری حرکت میکنند، نهتنها ارزش افزوده پایدار ایجاد نمیکنند، بلکه ممکن است موجب افزایش هیجانات و نوسانات در بازارهایی همچون طلا، سکه و سایر داراییها شوند.
از سوی دیگر، سیاستهای بانک مرکزی در زمینه کنترل رشد ترازنامه بانکها و مدیریت مقداری نقدینگی، در شرایط تورمی از اهمیت ویژهای برخوردار است. سیاست پولی انقباضی میتواند یکی از ابزارهای مؤثر برای کنترل تورم باشد؛ البته به شرط آنکه در کنار آن، سازوکار مناسبی برای تأمین مالی فعالیتهای واقعی اقتصاد نیز وجود داشته باشد.
بنابراین، کنترل تورم نباید صرفاً …











