
بازگشت طلا به کانال 188 میلیون تومان؛ دلار 187 هزار تومان شد

تشخیص سرطان گوارشی با بزاق
بدن انسان میزبان مجموعه بزرگی از میکروبهاست که با عنوان «میکروبیوم» شناخته میشوند. این مجموعه شامل باکتریها و دیگر موجودات بسیار ریزی است که در بخشهای گوناگون بدن، از جمله دهان و روده، زندگی میکنند. میکروبها همیشه مضر نیستند؛ بسیاری از آنها در فرایندهای طبیعی بدن نقش دارند و میتوانند با سلامت انسان ارتباط داشته باشند. با این حال، ترکیب و پراکندگی آنها ممکن است در بیماریهای مختلف تغییر کند. یکی از پرسشهای مهم در این زمینه آن است که آیا میکروبهای دهان میتوانند به دستگاه گوارش برسند و در آنجا باقی بمانند و آیا این موضوع با ابتلا به بیماریهای گوارشی ارتباط دارد یا نه.
سرطان معده و سرطان روده بزرگ از جمله سرطانهای مهم دستگاه گوارش هستند و شناسایی بهموقع آنها میتواند در تصمیمگیریهای پزشکی و انجام بررسیهای تشخیصی نقش داشته باشد. روشهای رایج غربالگری، گاه به نمونه مدفوع یا روشهای تشخیصی تخصصیتری مانند آندوسکوپی و کولونوسکوپی نیاز دارند. آندوسکوپی روشی است که در آن پزشک با ابزار مخصوص، بخشهایی از دستگاه گوارش را مشاهده میکند و کولونوسکوپی نیز برای بررسی روده بزرگ به کار میرود. از این رو، بررسی امکان استفاده از نمونههایی که تهیه آنها آسانتر است، مانند نمونه دهانی، میتواند موضوعی مهم برای پژوهشهای آینده باشد؛ البته چنین روشهایی باید پیش از ورود به کاربرد بالینی، در مطالعات دقیق تأیید شوند.
در همین زمینه، محققانی از دانشگاه یونسه در سئول کره جنوبی، تحقیقی درباره الگوی مشترک میکروبهای دهان و مدفوع و ارتباط احتمالی آن با سرطانهای معده و روده بزرگ انجام دادهاند. آنها در پژوهش خود، نشانههای میکروبی مشاهدهشده در دهان یک فرد را در نمونه مدفوع همان فرد بررسی کردند.
پژوهشگران برای انجام این مطالعه، از ۵۰۷ داوطلب نمونه دهانی و نمونه مدفوع گرفتند و فرایند جمعآوری نمونهها را به شکلی استاندارد انجام دادند. در میان شرکتکنندگان، ۱۲۹ نفر سالم بودند، ۲۱۵ نفر با مشکلاتی مانند سندرم متابولیک، فشار خون بالا، چربی خون بالا و دیابت نوع ۲ زندگی میکردند، ۷۷ نفر سرطان معده و ۸۶ نفر سرطان روده بزرگ داشتند. نمونه افراد مبتلا به سرطان پیش از آغاز هر نوع درمان گرفته شد. سپس پژوهشگران با تعیین توالی ژنها، گونههای بسیار نزدیک و مشابه میکروبی را در نمونههای دهان و مدفوع هر فرد بررسی کردند و شاخصی با نام «شاخص دهان به مدفوع» ساختند. این شاخص نشان میداد چه میزان از گونههای میکروبی یکسان در هر دو نمونه فرد دیده میشود.
یافتهها نشان دادند شاخص دهان به مدفوع در افراد مبتلا به سرطان معده یا سرطان روده بزرگ بهطور قابل توجهی بالاتر از افراد سالم بود. به بیان ساده، در این دو گروه از بیماران، نشانههای مربوط به باکتریهای مرتبط با دهان بیشتر در دستگاه گوارش نیز دیده میشد. در مقابل، این افزایش در افرادی که اختلالات متابولیک داشتند مشاهده نشد. پژوهشگران همچنین اثر عواملی مانند مصرف الکل، ورزش منظم و شاخص توده بدنی را در تحلیل خود در نظر گرفتند و ارتباط مشاهدهشده همچنان برای هر دو سرطان معده و روده بزرگ پابرجا بود.
نتایج همچنین نشان دادند موضوع فقط به مقایسه ساده میان افراد سالم و مبتلایان به سرطان محدود نیست و الگوها میان گروههای بیماری تفاوت دارند. تیم پژوهش، نشانههای میکروبی مربوط به بیماران سرطانی را با آزمایش خون مخفی در مدفوع نیز مقایسه کرد؛ آزمایشی که یکی از ابزارهای رایج غربالگری سرطان روده بزرگ است. بر پایه این بررسی، نمونههای دهانی که با یک دهانشویه ساده جمعآوری شده بودند، حساسیت بیشتری نشان دادند. افزون بر این، مدلهایی که تنها بر پایه ویژگیهای میکروبی نمونههای دهانی ساخته شده بودند، توانستند در چند گروه مستقل، افراد مبتلا به سرطان را از افراد سالم تفکیک کنند.
اهمیت این نتایج در آن است که شاید اطلاعات مرتبط با سرطانهای گوارشی را بتوان از نمونهای بسیار سادهتر از نمونه مدفوع به دست آورد. با وجود اینکه فقط بخش کوچکی از گونههای میکروبی دهان در روده نیز دیده شد، همان بخش کوچک برای مشاهده تفاوت میان گروهها اطلاعات قابل توجهی فراهم کرد. این موضوع به معنای آماده بودن یک آزمایش قطعی برای استفاده عمومی نیست، اما میتواند مسیر پژوهش برای ساخت ابزارهای غربالگری کمتهاجمیتر را روشنتر کند.
پژوهشگران تأکید کردهاند که باید این نتایج در افرادی که هنوز تشخیص سرطان دریافت نکردهاند، در مطالعات آیندهنگر بررسی شوند. آنان همچنین قصد دارند از روشهای دقیقتر تعیین توالی ژنتیکی استفاده کنند و مشخص سازند که آیا افزایش اشتراک میکروبهای دهان و روده در ایجاد سرطان نقش دارد، یا خود سرطان شرایط ماندگاری این میکروبها را در دستگاه گوارش فراهم میکند، یا هر دو عامل مؤثرند. در صورت تأیید نتایج در جمعیتهای واقعی غربالگری، آزمایش دهانشویه میتواند به شناسایی افرادی کمک کند که باید در اولویت بررسیهای تشخیصی تثبیتشده مانند آندوسکوپی یا کولونوسکوپی قرار گیرند.
گفتنی است این یافتهها در نشریه علمی Cell Host & Microbe منتشر شدهاند؛ نشریهای از مجموعه Cell Press که پژوهشهای مرتبط با میکروبها، میزبانهای زیستی و ارتباط آنها با سلامت و بیماری را منتشر میکند.
بدهی آمریکا چطور به بالای ۴۰ تریلیون دلار رسید؟
به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ آخرین بیانیه روزانه مانده نقدی و بدهی خزانهداری، کل بدهی عمومی معوق را در روز سهشنبه ۴۰.۰۴۷ تریلیون دلار نشان داد که شامل ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار اوراق بهادار خزانهداری در اختیار عموم و ۷.۷۸۲ تریلیون دلار بدهی درون دولتی میشود.
بدهیهای فزاینده، بهویژه در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ که از ژانویه سال گذشته آغاز شد، مدتی است که نگرانیهایی را در مورد بحران مالی قریبالوقوع ایجاد کرده است و اقتصاددانان نگرانند که ترکیبی سمی از استقراض سنگین، افزایش هزینهها و کاهش مالیاتها، بزرگترین اقتصاد جهان را در بحران فرو ببرد.
گروههای ناظر بر بودجه هفتههاست که عبور از این آستانه را پیشبینی میکنند. برخی هشدارهای جدی صادر کردهاند مبنی بر اینکه یک بحران بدهی تمامعیار میتواند فوران کند، مگر اینکه قانونگذاران با چشمانداز مالی ناپایدار مقابله کنند و مالیاتها را افزایش دهند، هزینهها را کاهش دهند، یا هر دو را انجام دهند.
افزایش سریع بدهی آمریکا در حالی رخ میدهد که ترامپ از کاهش هزینهها و بهرهوری به عنوان مشخصه دوره دوم ریاست جمهوری خود حمایت میکند و وزارت غیردولتی بهرهوری دولت (DOGE) از ابتدای سال گذشته بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار شغل فدرال را کاهش داده و کمکهای جهانی را قطع کرده است.
دفتر بودجه کنگره (CBO) در ماه مه ۲۰۲۳، پیشبینی کرد که بدهی آمریکا در سال ۲۰۲۸، به مرز ۴۰ تریلیون دلار خواهد رسید.
مایا مکگیناس، رئیس کمیته بودجه فدرال مسئولانه (CRFB)، یک نهاد ناظر بر بودجه، در بیانیهای گفت: «۴۰ تریلیون دلار بدهی فقط در دفاتر کل دولت وجود ندارد، بلکه در سراسر اقتصاد احساس میشود و به هر طریقی راه خود را به جیب مردم پیدا میکند.»
شبکه الجزیره در گزارشی، دلیل افزایش بدهی آمریکا و اهمیت آن را بررسی کرده است:
سرعت افزایش بدهی چقدر است؟
بدهی آمریکا در دهه ۲۰۲۰، بسیار سریعتر از دهههای گذشته در حال رشد است.
کل بدهی که شامل بدهی به دیگران و بدهی دولت به خود میشود، از ژانویه ۲۰۱۷ که ترامپ اولین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز کرد، دو برابر شده است. بدهی آمریکا در آن زمان ۱۹.۹۵ تریلیون دلار بود.
در طول دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، بدهی عمومی ۷.۸ تریلیون دلار افزایش یافت که بیشتر آن به دلیل هزینههای مقابله با بیماری همهگیر کووید-۱۹ بود. از زمان بازگشت او به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، میزان بدهی ۳.۸ تریلیون دلار افزایش یافته که در مجموع، در طول دو دوره ریاست جمهوری او تاکنون به ۱۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.
در دوران دولت بایدن از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، دولت همچنان در پاسخ به بیماری همهگیری کووید به استقراض و هزینههای سنگین ادامه داد و در نتیجه، بدهی ۸.۴ تریلیون دلار افزایش یافت.
بدهی آمریکا در ماه مارس امسال به ۳۹ تریلیون دلار رسید و کمتر از پنج ماه طول کشید تا یک تریلیون دلار بدهی اضافی شود.
برای مقایسه، طبق تحلیل کمیته بودجه فدرال مسئولانه، نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید تا کل بدهی آمریکا برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از مرز یک تریلیون دلار عبور کند؛ البته یک تریلیون دلار در سال ۱۹۸۱، با در نظر گرفتن تورم امروز، ۳.۶۷ تریلیون دلار ارزش واقعی خواهد داشت.
دفتر بودجه کنگره تخمین میزند که بدهی از ۱۰۱ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۶، به ۱۲۰ درصد در سال ۲۰۳۶ افزایش خواهد یافت. این رقم بسیار بالاتر از رکورد قبلی آمریکا یعنی ۱۰۶ درصد پس از جنگ جهانی دوم است.
چرا بدهی دولت آمریکا در حال افزایش است؟
هزینههای بحرانی
در تقریبا دو دهه، دو بحران بزرگ وجود داشته است که در طی آنها دولتها نیاز به قرض گرفتن و افزایش هزینهها داشتهاند.
رکود اقتصادی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اولین بحران بود، در حالی که بحران دوم، همهگیری کووید ۱۹ از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ بود که با حدود یک سوم بدهیهای افزایش یافته از سال ۲۰۱۷ مرتبط است، زیرا قرض گرفتن در دوران ریاست جمهوری ترامپ و جو بایدن تشدید شد.
درآمد مالیاتی بسیار پایین است
تحلیلگران میگویند دلیل دیگر افزایش استقراض این است که درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها با هزینهها همخوانی ندارند، به خصوص که آمریکا بیشتر برای تامین بودجه حقوق بازنشستگی و مراقبتهای بهداشتی برای جمعیت رو به پیری هزینه میکند.
کارشناسان میگویند دولتهای دموکرات و جمهوریخواه به طور یکسان در مهار هزینهها یا افزایش مالیات برای پر کردن این شکاف شکست خوردهاند.
آمریکا سالانه حدود ۷ تریلیون دلار هزینه میکند که حدود ۶۰ درصد از آن صرف پرداختهای اداره تامین اجتماعی (SSA)، بیمه درمانی از جمله مدیکر و مدیکید و مراقبت از کهنه سربازان میشود.
درآمدها برای تامین این هزینهها کافی نیست. برای مثال، طبق اعلام وزارت خزانهداری، آمریکا در ژوئیه ۳۳۴ میلیارد دلار از مالیات بر درآمد افراد، بیمه اجتماعی، مالیات شرکتها و سایر موارد درآمد داشته است.
با این حال، ۷۶۶ میلیارد دلار، تقریبا دو برابر درآمد، را به تامین اجتماعی، بیمه درمانی، دفاع ملی و پرداخت بهره پرداخت کرده است.
افزایش نرخ بهره
نرخ بهره تا زمان شیوع بیماری همهگیر پایین ماند، در آن زمان فدرال رزرو برای مبارزه با تورم نرخها را افزایش داد.
اکنون، آمریکا سالانه حدود ۱.۱ تریلیون دلار برای پرداخت بدهی خود پرداخت میکند که کمی بیشتر از هزینهای است که برای دفاع صرف میکند. در ۱۰ ماه اول سال بودجه ۲۰۲۶، هزینههای بهره از هزینههای بیمه درمانی نیز پیشی گرفته و اکنون پس از حقوق بازنشستگی، دومین بخش بزرگ هزینهها است. طبق دادههای گروه تحلیلی USA Facts، سالانه بین ۱.۸ تا ۲ تریلیون دلار برای مزایای بازنشستگی فدرال - تامین اجتماعی - و حقوق بازنشستگی عمومی ایالتی یا محلی هزینه میشود.
ترامپ چه کاهش مالیاتی را معرفی کرده است؟
با وجود این افزایش هزینهها، ترامپ کاهشهای مالیاتی عمیقی را برای کسب و کارها اجرا کرده است که با قانون کاهش مالیات و کسب و کارهای سال ۲۰۱۷ در دوره اول ریاست جمهوری او آغاز شد و نرخ مالیات شرکتها را از ۳۵ درصد، به ۲۱ درصد کاهش داد.
او این کار را در سال ۲۰۲۵ با «قانون یک لایحه زیبا» خود دنبال کرد و قانون سال ۲۰۱۷ را برای همیشه تثبیت کرد. اگرچه این لایحه هزینههای مدیکید را نیز ۱۲ درصد کاهش داد، اما سقف بدهی را تقریبا ۵ تریلیون دلار افزایش داد تا این امکان را فراهم کند.
در حال حاضر، مالیات بر درآمد افراد تقریبا نیمی از درآمدهای فدرال را تشکیل میدهد، در حالی که تنها ۹ درصد از مالیات بر درآمد شرکتها را تشکیل میدهد.
در فاصله بین دو دوره ریاست جمهوری ترامپ، دولت بایدن نیز هزینههای زیادی را برای سرمایهگذاری در زیرساختها و یارانههای انرژی پاک صرف کرد.
آمریکا به چه کسی بدهکار است؟
طبق دادههای خزانهداری، بدهی عمومی قرض گرفته شده از سرمایهگذاران داخلی و خارجی ۸۰ درصد - تقریبا ۳۲ تریلیون دلار - از بدهی ناخالص را تشکیل میدهد.
طبق تحلیل بنیاد پیتر جی پترسون، حدود ۲۱ تریلیون دلار از این بدهی عمومی در داخل کشور، به طلبکاران مختلفی از جمله فدرال رزرو (۴.۵۲۸ تریلیون دلار) مربوط است که اوراق بهادار خزانهداری را برای تاثیرگذاری بر نرخ بهره فدرال و مدیریت عرضه پول، خرید و فروش میکند.
سایر طلبکاران شامل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک (۵.۱۹۵ تریلیون دلار)، صندوقهای بازنشستگی (۱.۱۳۵ تریلیون دلار)، دولتهای ایالتی و محلی (۱.۶۳۶ تریلیون دلار)، بانکهای تجاری و موسسات سپردهگذاری (۲.۰۸۳ تریلیون دلار) و سایر وامدهندگان شرکتی و انفرادی (۶.۶۶۰ تریلیون دلار) هستند.
در سطح بینالمللی، آمریکا به چندین کشور و سرمایهگذاران خصوصی بدهکار است. در سال ۱۹۷۰، کل دارندگان بدهی خارجی ۵ درصد از بدهی ناخالص را تشکیل میدادند، اما تا سال ۲۰۲۵، این رقم به ۳۲ درصد رسید. این بدان معناست که در حالی که آنها به تقویت فعالیت اقتصادی آمریکا کمک میکنند، بیشتر درآمد این کشور به صورت پرداخت بهره به خارج از کشور میرود.
تا سال ۲۰۲۵، آمریکا به ژاپن ۱.۲۰۳ تریلیون دلار، انگلیس (۸۸۹ میلیارد دلار)، چین (۶۸۳ میلیارد دلار) و همچنین بیش از ۳۰ نهاد دیگر بدهکار بود.
به طور جداگانه، ۲۰ درصد دیگر از بدهی ناخالص ملی - حدود ۸ تریلیون دلار - بدهی درون دولتی است و بنابراین بر کل امور مالی تاثیری ندارد.
افزایش بدهی برای اقتصاد آمریکا چه معنایی دارد؟
تحلیلگران میگویند که افزایش بدهی میتواند به طور بالقوه یک بحران اقتصادی برای ایالات متحده ایجاد کند، به عنوان مثال، به شکل تورم شدید یا نرخ بهره بالاتر، اگر کنترل نشود.
با افزایش بدهی، خطر فزایندهای وجود دارد که سرمایهگذاری خصوصی به دلیل نگرانیهای ایمنی کاهش یابد و در نتیجه، رشد اقتصادی میتواند کند شود.
تحلیلگران میگویند که قانونگذاران در نهایت ممکن است مجبور شوند با اقدامات ریاضتی دردناکی مانند مالیاتهای بالاتر واکنش نشان دهند. برنامههای تامین اجتماعی نیز میتوانند در معرض خطر باشند.
کارشناسان هشدار میدهند که حل این مشکل میتواند سالها طول بکشد و عواقب آن میتواند بین نسلی باشد، به طوری که جوانان مجبور شوند سالهای زیادی هزینه بیشتری بپردازند.
رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!
فوتبالی: دنیای فوتبال شاهد یکی از عجیبترین بازگشتهای سالهای اخیر است؛ رونالدینیو، اسطوره برزیلی و برنده توپ طلای ۲۰۰۵، در ۴۶ سالگی بار دیگر به فوتبال ایتالیا برگشته و بهعنوان بازیکن راونا در سری C فعالیت خواهد کرد.
به گزارش فوتبالی، باشگاه راونا در ماه ژوئن رسما اعلام کرده بود که رونالدینیو بهعنوان بازیکن ثبت خواهد شد و حتی قرار است پیراهن شماره ۱۰ را بر تن کند. این اتفاق بیش از یک دهه پس از آخرین حضور حرفهای رونالدینیو در زمین رخ میدهد.
آخرین بازی رسمی او در سپتامبر ۲۰۱۵ با پیراهن فلومیننزه بود و از آن زمان تاکنون، بیشتر در مسابقات نمایشی و رویدادهای فوتبال اسطورهها دیده شده است. حالا اما ستاره سابق بارسلونا، میلان و پاریسنژرمن دوباره میخواهد در یک مسابقه رسمی به میدان برود.
هدف رونالدینیو از این بازگشت بسیار خاص است یعنی زدن سیصدمین گل دوران حرفهای خود. او در مراسم حضورش در راونا گفت که احساس خوبی دارد و اگر بتواند آخرین گل دوران فوتبالش را با پیراهن این تیم به ثمر برساند، اتفاقی بسیار زیبا خواهد بود.
مالک راونا نیز تأکید کرده که حضور رونالدینیو صرفاً یک حرکت تبلیغاتی نیست. ایگنازیو چیپریانی معتقد است این اسطوره برزیلی میتواند به پروژه بلندمدت باشگاه برای رشد و رسیدن به سطوح بالاتر فوتبال ایتالیا کمک کند. رونالدینیو علاوه بر نقش ورزشی، در ساختار مالکیت باشگاه نیز سهمی دارد و قرار است به افزایش اعتبار بینالمللی راونا کمک کند.
البته رونالدینیو در نخستین بازی فصل مقابل رجیانا حضور نخواهد داشت و هنوز زمان دقیق نخستین بازی رسمی او مشخص نشده است. خودش نیز گفته تصمیم نهایی درباره حضورش در زمین به مربی و شرایط تیم بستگی دارد.
با این حال، یک چیز قطعی است؛ اگر رونالدینیو واقعاً در سری C به زمین برود، فوتبال ایتالیا یکی از عجیبترین صحنههای سالهای اخیر را خواهد دید.

سه مرحله در تحول محافظهکاری از منظر راجر اسکروتن | محافظهکاری مدرن و سازگاری با ارزشهای لیبرال | محافظهکاری و لیبرالیسم دو روی یک سکهاند؟

انیمیشن ۲ هزار دلاری که در گیشه چین نولان و مارول را پشت سر گذاشت

قیمت طلا امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

زندانی خولین آلوارز: حبسکشیده اتلتیکو! (عکس)

پیشفروش خودرو با ۳۶۰ میلیون تومان؛ فرصت جدید سایپا برای خریداران

