سایت آخرین خبر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲
برای پدربزرگی که دیگر نیست...
آخرین خبر/من حسام هستم، کودکی 10 ساله از عراق، از وقتی یادم میآید هر سال، چند روز مانده به اربعین، خانه پدربزرگ حال و هوای دیگری داشت. پدربزرگم حیاط را آبوجارو میکرد و بعد کنار جاده میرفت تا زائران از راه برسند. وقتی خستهای را میدید، لبخند میزد و میگفت: «قدمتان روی چشم، بفرمائید خانه ما». م













