
گل دوم رن به گالاتاسرای (پائول)

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی
فرید بازدار
فعال رسانه
توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.
در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.
اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.
مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.
توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.
موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.
انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.
مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.
در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.
نشاندار کردن مالیات، مسیر جدید افزایش اعتماد مودیان
حکمرانی کارآمد در دنیای امروز دیگر در تصمیمگیریهای صرفاً متمرکز و از بالا به پایین معنا پیدا نمیکند، بلکه کارآمدی یک سیستم حکمرانی همانجا شکل میگیرد که شهروندان در تعیین نحوه هزینهکرد منابع عمومی نقش آفرین باشند. طرح نشاندار کردن مالیاتها دقیقاً در همین نقطه ریشه دارد؛ مشارکتدادن مردم در محل مصرف مالیات پرداختی، رابطه شهروند با منابع عمومی را از یک رابطه قهری و انفعالی به یک رابطه مشارکتی و آگاهانه بدل میکند. وقتی مؤدی خود انتخاب میکند مالیاتش صرف کدام پروژه و کدام منطقه شود، دیگر نظام مالیاتی برای او یک نهاد صرفاً ستاننده نیست، بلکه بستر مشارکت او در مدیریت توسعه کشور است؛ مشارکتی که پایههای بهرهوری را در تخصیص منابع، عینیت میبخشد.
مشارکتدادن مردم در تعیین محل مصرف مالیات، بهطور مستقیم به افزایش بهرهوری منجر میشود؛ چرا که وقتی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویتها و نیازهای واقعی خود مالیاتدهندگان صورت گیرد، منابع عمومی دیگر صرف پروژههای کماهمیت یا فاقد اولویت نمیشود و در مسیری هدایت میشود که بیشترین بازده توسعهای را به همراه دارد. در کنار بهرهوری، شفافیت نیز از مهمترین دستاوردهای این طرح است؛ زیرا مسیر هزینهکرد مالیات از یک جعبه سیاهِ مبهم خارج شده و به فرآیندی روشن، قابلردیابی و قابلبررسی تبدیل میشود. مؤدی میتواند ببیند که سهم او دقیقاً به کدام پروژه رسیده و در چه مرحلهای از اجرا قرار دارد؛ همین شفافیت بنیادین، زمینه اعتماد عمومی را تقویت میکند و نظام مالیاتی را پاسخگو و قابلاتکا میسازد.
بعد دیگر این طرح که آن را از سازوکارهای رایج متمایز میکند، ظرفیت بینظیر آن در تحقق عدالت است؛ چرا که مؤدیان هنگام انتخاب محل مصرف مالیات، به هیچ محدودیت جغرافیایی مقید نیستند و میتوانند پروژههای مناطق محروم را اولویت هزینهکرد خود قرار دهند. این سازوکار، جریان منابع مالی را بهسوی کمبرخوردارترین استانها و نیازمندترین بخشهای کشور هدایت میکند و توزیع عادلانهتری از منابع عمومی در سطح ملی رقم میزند. بهاینترتیب، طرح نشاندار کردن مالیاتها ظهور تجلی میدهد یعنی، بهرهوری، شفافیت و عدالت در یک نقطه واحد؛ جایی که مردم با مشارکت آگاهانه خود، هم مصرف مالیات را بهینه میکنند، هم آن را شفاف و قابلاعتماد میسازند و هم در راه برقراری عدالت در سراسر کشور گام برمیدارند. این همان کارآمدی و مطلوبیت حکمرانی مدرن است که در دل مردمیسازی نظام مالیاتی جای گرفته و میتواند الگویی برای سایر حوزههای مدیریت منابع عمومی باشد.
مودیان میتوانند محل هزینهکرد بخشی از مالیات خود را انتخاب کنند
رحمان سعادت عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار برنا با اشاره به اینکه اجرای طرح نشاندار کردن مالیاتها مستقیما منجر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی خواهد شد؛ گفت: نشاندار کردن مالیاتها وارد سال سوم خود شده است و امسال هم قرار است که مانند سال قبل به اجرا گذاشته شود. به این ترتیب، مودیان انتخاب میکنند که بخش مشخصی از مالیات پرداختیشان کجا هزینه شود. این امر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی میانجامد و زمینه را برای افزایش رضایتمندی مودیان و مشارکت آنان در فعالیتهای اقتصادی کشور مهیا میکند.
وی افزود: نشاندار کردن مالیات و این که مودیان بتوانند محل هزینهکرد مالیاتشان را مشخص کنند، به لحاظ افزایش اعتماد مودیان به روندهای مالیاتی کشور و مشارکت دادن آنها در فعالیتهای اقتصادی کشور مزیت دارد.
وی در رابطه با ترمیم ذهنیت مردم از سازوکارهای مالیاتی کشور با اجرای این طرح گفت: مشارکت دادن مودیان در زمینه تعیین محل هزینهکرد مالیاتها به افزایش شفافیت منجر میشود. بر این اساس، ذهنیت مردم و مودیان درباره این که درآمدهای مالیاتی کجا هزینه میشوند، ترمیم میشود.
سعادت در پایان خاطرنشان کرد: هوشمندسازی در کنار مردمیسازی به تقویت اعتماد عمومی منجر خواهد شد و اجرای این دو موضوع ذیل تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیاتهای مستقیم و به پیوست آن طرح نشاندار کردن مالیاتها، به این معناست که علاوه بر بهرهوری در فرآیند اخذ مالیات، بهرهوری و عدالت و شفافیت در مصرف مالیات نیز با مشارکت دادن مردم در تعیین نحوه هزینهکرد مالیات پرداختی خود رقم خواهد خورد. کارآمدی یک سیستم حکمرانی در دنیای امروز در همین جا شکل میگیرد.
انتهای پیام/
علت جشن گرفتن شیعیان در روز نهم ربیع الاول چیست؟
در ایران و در تاریخ نهم ربیع الاول به تصور مرگ خلیفه دوم مراسماتی با عنوان «عمرکشان» از سوی برخی شیعیان تندرو برگزار میشود. در حالی که بنابر اسناد تاریخی نهم ربیعالاول روز کشته شدن «عمربن سعد» از قاتلین امام حسین علیه السلام است که در زیارت عاشورا هم مورد لعن قرار گرفته است.
در ایران به خاطر شباهت نام این دو نفر مردم دچار چنین اشتباهی شدهاند. بنابر نقل اهل تسنن و شیخ اعظم مفید در مسار الشیعه خلیفه دوم «عمربن الخطاب» در روز بیست و ششم ذیالحجه از دنیا رفت. عمربن خطاب به دست شخصی به نام «پیروز نهاوندی» یا «ابولؤلؤ» غلام مسیحی مغیره بن شعبه (والی بصره) با چند ضربه خنجر زخمی و سه روز بعد کشته شد.
انگیزه این قتل به دلیل مالیات سنگینی بود که والی بصره از «ابولؤلؤ» خواسته بود و او شکایت نزد عمر برده بود ولی فایدهای نداشت.
جالب است بدانید که برگزاری چنین مراسماتی مربوط به این سالها نبوده و از قرن هفتم هجری به بعد، به خصوص در عصر صفویان، در میان شیعیان رواج داشته است. برخی شیعیان تندرو به دلیل اینکه کشته شدن خلیفه دوم مصادف با ابتدای محرم و صفر بود و این دو ماه برایشان از اهمیت بسیاری برخوردار بود، این تاریخ را به فراموشی سپردند و بعد از محرم و صفر و روز شهادت امام عسکری علیهالسلام این مراسم را برگزار کردند.
مراسمی که با روح تشیع و سیره اهل بیت علیهالسلام فاصله دارد و نه تنها برگزاری آن از سوی بزرگان و عالمان دینی نهی شده بلکه امری خلاف قانون نیز محسوب میشود.
در برخی از مجالسی که در این روز گرفته میشود، حدیثی به نقل از پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله بیان میشود که به «رفع القلم» شهرت دارد و به همین دلیل به این روز «روز رفع القلم» گفته میشود و به واسطه این حدیث افرادی گناه کردن در این روز را بر خود جایز میدانند. البته برخی با استناد به این حدیث گناه کردن تا سه روز را بلااشکال میدانند.
یومالله نهم ربیعالاول روز شادی منتظران و زمانی برای تجدید میثاق با امام حاضر است. در این روز میتوان با برپایی جشن به امامت رسیدن آن حضرت، توزیع هدایا بین مردم و به خصوص جوانان، اطعام نیازمندان، برگزاری جلساتی پیرامون شناخت بیشتر حضرت مهدی (عج)، پاسخ به شبهات درباره مهدویت، سفر به اماکن زیارتی به خصوص مسجد مقدس جمکران، برگزاری مراسم دعای ندبه در صبح روز نهم ربیعالاول، برگزاری دعای عهد و زیارت آل یس در عصر روز نهم ربیعالاول، ارسال پیام تبریک به دوستان در شبکههای اجتماعی، نصب پرچمهای مهدوی، قربانی کردن و صدقه دادن برای سلامتی حضرت مهدی (عج)، هدیه دادن به کودکانی که نام آنها مهدی یا دیگر القاب امام زمان (عج) است و گره گشایی از کار شیعیان در ترویج اهمیت این روز سهیم باشیم. یادمان نرود که نهم ربیعالاول روزی در امتداد غدیر و حتی خود غدیری دیگر است.

تهدید اقتصادی ترامپ علیه ایران نخستین قربانی خود را گرفت

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

جدال هفت بازیکن سابق در دیدار سپاهان و استقلال

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

دو نمای سرمایهگذاری در معادن

