
جزئیات جدید از حمله اسرائیل به ایران | چرا کنیسه رفیعنیا هدف قرار گرفت؟

1

قطر: خواهان بازگشت وضعیت تنگه هرمز به زمان قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستیم
به گزارش تجارت نیوز، محمد بن عبدالرحمان بن جاسم آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر امروز (پنجشنبه) پس از مذاکراتی در سطوح عالیرتبه در «العلمین» مصر اعلام کرد: ما خواهان بازگشت وضعیت تنگه هرمز به زمان قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستیم.
وی همچنین تأکید کرد که پیامدهای جنگ علیه ایران نهتنها برای منطقه خلیج فارس، بلکه برای سایر نقاط جهان فاجعهبار بوده است.
آل ثانی اظهار داشت: «ما نیازمند این هستیم که وضعیت به شرایط پیش از جنگ بازگردد. ما هرگونه تهدید و مانعتراشی در این زمینه را محکوم میکنیم.»
وزیر خارجه قطر در پایان گفت که طرفهای درگیر در منطقه نباید از طرف مقابل، باجخواهی کنند.
منبع: ایسنا

ادعای نفتالی بنت: اگر حزبالله به سمت ما تیراندازی کند، ما به سمت ایران تیراندازی خواهیم کرد/ اگر حزب من در دولت بعدی حضور داشته باشد، بر حذف نفوذ قطر و ترکیه از نوار غزه اصرار و مصر را جایگزین این دو کشور میکنم
کد خبر: 787321 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۶:۱۶:۳۱ اعتمادآنلاین |
جروسالم پست نوشت: نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، روز چهارشنبه در کنفرانس امنیتی و سیاست خارجی حزب «بییاخاد» گفت که اسرائیل قطر را به عنوان یک کشور دشمن تعریف خواهد کرد.
بنت افزود که اگر حزبش در دولت بعدی حضور داشته باشد، بر حذف نفوذ قطر و ترکیه از نوار غزه اصرار خواهد کرد و به جای آن با مصر هماهنگ خواهد نمود.
بنت ادعا کرد: «اگر حزبالله به سمت ما تیراندازی کند، ما به سمت ایران تیراندازی خواهیم کرد. حملهٔ نیابتیهای ایران در داخل مرزهای اسرائیل، منجر به تلافی در داخل مرزهای ایران خواهد شد.»
وی افزود که حدود نیم میلیون سلاح غیرقانونی در گردش در داخل اسرائیل باید به عنوان یک تهدید امنیتی مورد بررسی قرار گیرد، نه یک تهدید جنایی. به گفتهٔ او، ارتش اسرائیل و شینبت (سازمان امنیت داخلی اسرائیل) باید مکانهای دارای چنین سلاحهایی را تا زمان جمعآوری آنها، مناطق نظامی بسته اعلام کنند.
بنت گفت: «در آیندهای نه چندان دور، قابلیتهای هوش مصنوعی حتی از سلاحهای هستهای مهمتر خواهند بود.»
وی افزود: «هوش مصنوعی، مسابقهٔ تسلیحاتی بعدی ابرقدرتهاست و با وجود عقبماندگی دولت فعلی در چهار سال گذشته، اجازه نخواهیم داد اسرائیل از قافله عقب بماند.» اخبار مرتبط فروپاشی کابینه بنت چه تبعاتی خواهد داشت؟ چرا بنت با پوتین عکس نگرفت؟/ بنت: من میانجی نیستم فقط پیامرسانم

امامجمعه اردبیل: رهبر شهید تمام احتمالات حمله اسرائیل را بررسی کرده بودند
رویداد۲۴| آیتالله سید حسن عاملی در سخنرانی به مناسبت چهلم تدفین رهبر شهید در میدان بیعت اردبیل اظهار کرد: با شهادت رهبر انقلاب، بزرگترین جنایت قرن اتفاق افتاد و یک شخصیت دینی و یک مرجع تقلید مورد هجمه و ترور قرار گرفت؛ در طول تاریخ چنین اتفاقی روی نداده است و این حادثه نشان داد تا چه اندازه افکاری در روزگار ما شکلگرفته که هیچ حرمتی ندارند.
بنابر گزارش فارس، امامجمعه اردبیل افزود: دشمن امروز به نتیجه اقدام خود مینگرد و بهشدت پشیمان است و صراحتاً میگوید که این یک تله بود. دشمن شهادت رهبر را میخواست، اما امروز اذعان کرده که کاری احمقانه انجام داده است.
آیت الله عاملی عنوان کرد: آن حجم از تجهیزات، توطئه، فکر و تدبیر، تنها کار یک روز نبود. ترامپ اعتراف کرد که ۲۲ سال برای این کار طرحریزی میکرد و اسرائیل بهعنوان متهم اول جنایات، از ابتدای انقلاب در پی انجام این کار بود.
وی بیان کرد: اسرائیل از ترس خود بهتنهایی قادر به انجام این کار نبود تا اینکه احمقی به نام ترامپ را پیدا کرد و بهخاطر نقاط ضعفی که از او درست کرده بودند، وی را به میدان آوردند و با وسیله او هدف خود را پیاده کردند.
نماینده ولیفقیه در استان اردبیل تصریح کرد: اعتقاد آنها این بود که رهبر ترور شود، فرماندهان و مدیران رده اول ترور شوند و کشور دچار تزلزل شود و حتی با جنایت کودکان میناب قصد داشتند در میان مردم دلهره ایجاد کنند.
وی ادامه داد: اگر هدف آنها اجرایی میشد، عزت و شکوه امروز که نتیجه خون رهبر شهید است، وجود نداشت و در وهله اول تمام دانشمندان نخبه کشور ترور میشدند؛ درست مانند آنچه در عراق و سوریه اتفاق افتاد. پس از فتح عراق، به ۵۰۰ دانشمند عراقی گفتند یا مهاجرت کنید یا مرگ را بپذیرید و آنهایی که مهاجرت نکردند همگی ترور شدند.
امام جمعه اردبیل با اشاره به توانمندیهای علمی کشور اظهار کرد: امروزه در محاصره تکنولوژی قرار داریم، با این وجود نبوغ ایرانی استثنایی است و در این شرایط نیز دستاوردهایی بینظیر داشتهایم.
آیت الله عاملی گفت: رهبر شهید از ابتدا میدانستند که رشد ایران مساوی با مرگ اسرائیل است؛ لذا حمله قطعی بود و ایشان تمام احتمالات برای حمله اسرائیل را پیشبینی میکردند. امروزه تمام قدرت دفاعی ما مدیون رهبر شهید است.
وی با تشریح اهداف دشمن از اقدامات اخیر افزود: هدف دشمن ترور دانشمندان هستهای، فرماندهان رده بالا و از بین رفتن سپاه و ارتش بود؛ اتفاقی که در سوریه رخ داد. امروز سوریه کشوری بدون ارتش است که از هر طرف دچار حمله و هجوم است. یک اسرائیلی گفته بود که ایران یک کشور ششتکه چسبیده به هم است و ما میخواهیم این کشورها را از هم جدا کنیم.
عاملی با تأکید بر اهمیت وسعت سرزمینی در قدرت کشورها بیان کرد: وسعت سرزمینی شاخصه قدرت است و دشمن امروز در محاصره ناکام مانده، چون ما از ۱۶ مرز مراوده داریم.

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینههای دیگری میروند
صفحه اصلی شبکه بیبیسی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتابدهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانعتراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایشهای نظامی با این کشور خبر داد.»
این دو تیتر بازتابدهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانهای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.
اورشلیمپست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یکونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون بهشدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.
آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان میدهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند. حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمیگردد
تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بیثبات و غیرقابل پیشبینی ببینند. گزارشها چه میگویند؟
روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیسجمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپسگیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایشهای مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریاییهای هستهای شده است.»
این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سهشنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامهریزیشده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاستجمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدتهاست دنبال میکنند.»
لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکمتر میکند و تقویت توانمندیهای خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش میدهد.»
این اظهارات نشان میدهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه میتواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.
روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمیگردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود میداند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمیگردد. آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی
یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتیهای جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.
ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرنها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بینالمللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرنسازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در سالهای بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصهای بود که پیش از آن قدرتهای استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.
ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرنسازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعهطلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.
این تصمیم ژاپن پس از سالها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت میکرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال میکرد.
پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.
پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگهای کره و ویتنام انجامید؛ جنگهایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمیدانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت. سفر سرنوشتساز به چین
یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسهتونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.
این دوره، دوران تنشزدایی و دیپلماسی سهجانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بینالمللی پیدا میکرد.
چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته میشود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانهتر عمل میکند. چه کسی میتوانست پیشبینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی میتوانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟ سردرگمی در سیاستهای آسیایی آمریکا
آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلافهای خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیتهای دریایی خود به خاورمیانه است.
دولتهای متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا میدانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.
برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم میدانند. حتی برخی استدلال میکنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینههای جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.
سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی میتوانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز میتواند یکی از همین نقاط عطف باشد.

بنبست تهران | نیویورکر میگوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
رویداد۲۴| مجله نیویورکر در تازهترین شماره خود یادداشتی از ایشان تارور، ستوننویس حوزه سیاست بینالملل، منتشر کرده که در آن نتیجه شش ماه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را یک «شکست راهبردی عمیق» برای واشنگتن توصیف میکند.
تارور استدلال میکند که تقریباً هیچیک از اهداف اولیهای که دونالد ترامپ برای ورود به جنگ مطرح کرده بود ــ از متوقف کردن برنامه هستهای ایران تا نابودی توان موشکی و تضعیف ساختار جمهوری اسلامی ــ محقق نشده است. در مقابل، تهران توانسته با بستن تنگه هرمز، ادامه حملات به اهداف آمریکا و حفظ ساختار قدرت، هزینه جنگ را برای واشنگتن و اقتصاد جهانی بالا ببرد.
متن زیر مشروح گزارش نیویورکر درباره جنگ ایران است:
به ملوانان ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» فکر کنید. در حالی که کارزار آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد، مأموریت آنها روی این ناو ماهها بیشتر از زمان پیشبینیشده طول کشیده و گزارشهای متعددی درباره بدتر شدن شرایط منتشر شده است؛ از کاهش ذخایر غذا و آب آشامیدنی گرفته تا افت روحیه نیروها.
هفته گذشته، روزنامه Military Times با استناد به بستگان شماری از نیروهای نظامی گزارش داد دستکم دو نفر از افراد مستقر روی ناو لینکلن تلاش کردهاند خود را به دریا بیندازند.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، پس از بازدید از ناو در آخر هفته گذشته، اذعان کرد که شرایط «بهطور خاص دشوار و طاقتفرسا» بوده است، اما همزمان گفت «بخش زیادی» از این وضعیت دشوار، «خبر قدیمی» است و مشکلات مورد اشاره پیشتر برطرف شدهاند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، کل این بحث را «اخبار جعلی» خواند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز گفت شرایط «بهطور کامل وارونه جلوه داده شده» و به خبرنگاران گفت ایالات متحده میتواند محاصره دریایی جاری علیه بنادر ایران را «برای مدت نامحدود» ادامه دهد.
به مردم ایران نیز فکر کنید؛ مردمی که از اواخر فوریه، زمانی که ترامپ همراه با اسرائیل جنگی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کرد، هدف یکونیم میلیون پوند مهمات قرار گرفتهاند؛ مهماتی که در حدود ده هزار سورتی پرواز توسط نیروهای مستقر روی ناو لینکلن بر ایران ریخته شده است.
شش ماه بعد، بهسختی میتوان نتیجه این درگیری را چیزی غیر از یک شکست راهبردی عمیق برای ایالات متحده دانست.
بمبارانهای آمریکا و اسرائیل رهبر هشتادساله ایران، و شماری از نزدیکان او را هدف قرار داد، نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را تضعیف کرد، مدارس، دانشگاهها و مراکز درمانی را هدف قرار داد و در هفتههای نخست کارزار بیش از سه هزار غیرنظامی را کشت.
حکومت باقیمانده ایران، در مقابل، خود را در موضع دفاعی مستحکم کرد و از توانمندیهای نامتقارن خود برای بستن تنگه راهبردی هرمز استفاده کرد؛ ابزاری که پیشتر به این شکل به کار نگرفته بود. تهران با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، تلاش کرد هزینهای به اقتصاد جهانی تحمیل کند و فشار بر واشنگتن را افزایش دهد.
اکنون هیچیک از اهداف اولیهای که ترامپ مطرح میکرد، از جمله تعطیل کردن برنامه هستهای ایران و نابودی توان موشکی بالستیک این کشور، تحقق پیدا نکرده است.
در عوض، ایالات متحده حالا درگیر یافتن راهی برای گرفتن ابزاری از ایران است که فقط بهدلیل مداخله ترامپ وارد بازی شده است: تنگه هرمز.
بیشتر بخوانید: کاخ سفید دوباره شمشیر تحریم را کشید؛ اینبار شرکای ایران هم هدف هستند
با وجود ابتکارهایی که اخیراً از سوی ترامپ و متحدانش مطرح شده، نفت و دیگر کالاهای حیاتی همچنان آزادانه از این آبراه عبور نمیکنند و قیمت بنزین بالا مانده است.
ایران همچنان نفتکشها را هدف قرار میدهد و انتظار دارد حتی پس از رسیدن به یک توافق دیپلماتیک، نوعی کنترل بر تنگه را حفظ کند.
ترامپ در آغاز جنگ به شهروندان ایران گفته بود «کمک در راه است»، اما آنچه نصیب آنها شده، ویرانی، فشار اقتصادی بیشتر و بازگشت سرکوب از سوی حکومتی بوده که بیش از هر چیز دیگر، میداند چگونه خود را حفظ کند. رهبری ایران همچنان سرسخت و چالشگر است
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سهشنبه گفت تنگه تا زمانی بسته خواهد ماند که داراییهای مسدودشده ایران در خارج آزاد شود، تحریمهای نفتی لغو شوند و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بهطور کامل متوقف شود.
ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه و روابط بینالملل در دانشگاه جانز هاپکینز، به من گفت: «ایران از جنگ بسیار قدرتمندتر بیرون آمده است؛ نه فقط از نظر ثبات رژیم، بلکه بهطور کلی از نظر اعتمادبهنفس.»
او افزود: «پس نیمه پر لیوان برای ایران کاملاً قابل مشاهده است. حتی اگر از واژههای قطعی مثل “برنده” و “بازنده” استفاده نکنیم، کاملاً روشن است که نیمه لیوان برای آمریکاییها خالیتر است.» ترامپ با اعتمادبهنفس زیادی وارد جنگ شد
سهولت نسبی عملیات او برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، احتمالاً او را متقاعد کرده بود که برتری قدرت آمریکا تقریباً مطلق است.
درگیریهایی که پس از جنگ غزه شکل گرفت نیز بسیاری از آسیبپذیریهای ایران را آشکار کرده بود؛ نیروهای نیابتی ایران در سوریه سرنگون شدند و در لبنان تضعیف شدند و اطلاعات اسرائیل بارها عملیات موفق ترور و خرابکاری در داخل ایران انجام داد.
اما ترامپ بیش از حد اعتمادبهنفس داشت و حالا خود را در جنگی گرفتار میبیند که هیچیک از همسایگان ایران نمیخواستند او آغازش کند. قدرت آمریکا نیز بهشکل محسوسی کاهش یافته است
ایالات متحده بخش بزرگی از ذخایر مهمات هدایتشونده دقیق و سامانههای دفاع هوایی خود را مصرف کرده و مجموعه پایگاههای نظامیاش در منطقه نیز زیر آتش قابل توجه ایران قرار گرفتهاند؛ حملاتی که به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی در سراسر منطقه نیز آسیب رساندهاند.
برخی کشورها مانند امارات متحده عربی هیچ علاقهای به تهران ندارند، اما در عین حال تشخیص میدهند که رویکرد جنگطلبانه کنونی ترامپ لزوماً به نفع آنها نیست.
ائتلاف دفاعی سهجانبه جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ هرچند ترامپ بهطور علنی از آن استقبال کرده ــ نشانهای است از منطقهای که در حال فکر کردن به فراتر از ایالات متحده است و در برابر عدم قطعیت ناشی از ایرانِ مقاوم و اسرائیلِ تهاجمی، گزینههای جایگزین برای خود میسازد.
الکس وطن خواه مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، به من گفت: «تغییر بزرگتر این است که پایتختهای خلیج فارس دیگر با خیال راحت پشت سیاست فشار حداکثری قرار نمیگیرند. آنها بیش از گذشته به دنبال استقلال از هر دو سوی واشنگتن و تهران هستند.»
ولی نصر نیز گفت: «حالا همه، آمریکا را کمتر از آن چیزی میبینند که قبلاً بود.»
او مشکلات ترامپ را بخشی از «سقوط شتابان قدرت و اعتبار آمریکا» میداند و میگوید: «وقتی این جنگ تمام شود، آمریکا خواهد دید که جمع کردن بقیه جهان حول هر سیاست منسجمی بسیار دشوارتر شده است.»
بیشتر بخوانید: اروپا هم به اهداف نظامی ایران اضافه شد | مقامهای ایرانی به فایننشال تایمز: داراییهای نظامی آمریکا در جنوب شرق اروپا در تیرساند
جنگ همین حالا هم در داخل ایالات متحده بسیار نامحبوب است و به باری بر دوش جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است.
الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد سیاستگذاری در شورای روابط خارجی اروپا، به من گفت: «ترامپ خودش را در جنگی برای آمریکا گرفتار کرده که قابل بردن نیست.»
او افزود: «به نظر میرسد اکنون گرفتار مغالطه هزینه ازدسترفته شده است؛ چون آمریکا منابع، مهمات و اعتبار زیادی در این جنگ خرج کرده، احساس میکند پیش از یک پیروزی تعیینکننده نمیتواند عقبنشینی کند.».
اما به نظر میرسد تهران باور دارد که هم میتواند ترامپ را فریب دهد و هم بیش از او دوام بیاورد.
گرگوری برو، کارشناس ایران و انرژی در گروه اوراسیا، گفت: «ایران حالا مطمئن است که میتواند بمبارانهای آمریکا را تحمل کند و این مسئله تهدیدهای نظامی احتمالی آینده آمریکا را بهشدت تضعیف میکند.»
او افزود: «علاوه بر این، آمریکا اکنون بهطور کلی از اقدام تهاجمیتر علیه ایران بازداشته شده و از خطر واکنش گسترده ایران هراس دارد.»
این هفته، مهلت شصتروزهای که در ماه ژوئن بهعنوان بخشی از یک تفاهم اولیه برای حل اختلافات گستردهتر میان آمریکا و ایران تعیین شده بود، بدون هیاهوی خاصی به پایان رسید.
این موضوع نشانهای بود از شکنندگی و، صادقانه بگویم، غیرجدی بودن دور دیپلماتیک میان دو طرف. ترامپ روز سهشنبه در دفتر بیضی خشمگین شد و از ایران خواست «پرچم سفید تسلیم» را بالا ببرد. او همچنین عمان، واسطه مهم دیپلماتیک، را به حمله نظامی تهدید کرد؛ آن هم بهدلیل مذاکرات موازی مسقط با ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز.
ترامپ همچنین به کره جنوبی حمله لفظی کرد و تصمیمی شگفتآور برای کاهش رزمایشهای نظامی با سئول را با این استدلال توجیه کرد که کره جنوبی در حمایت از جنگ او در خاورمیانه همکاری لازم را نکرده است؛ و سپس، در شاید آشکارترین نشانه سرخوردگی او، رئیسجمهور نقشهای عجیب در شبکه ترور سوشال منتشر کرد که در آن تنگه هرمز بهعنوان «قلمرو ایالات متحده» برچسب خورده بود. اما ترامپ نمیتواند با نامگذاری «خلیج آمریکا» از این فاجعه فرار کند. این ضربهای است که برخی تحلیلگران همین حالا آن را با فجایع جنگ ویتنام و عراق مقایسه میکنند و به نظر میرسد رهبری ایران از ادامه این بازی لبه پرتگاهی استقبال میکند.
قالیباف در پاسخ به تهدیدهای تازه مقامهای دولت ترامپ درباره فشار حداکثری، در شبکههای اجتماعی نوشت: «منتظر نباشید این گروه دلقک، خرگوشی از کلاه بیرون بیاورد و گندی را که خودتان زدهاید جمع کند.»
ایرانیان عادی که بسیاری از آنها برای تغییر در سیاست داخلی و بهبود روابط با غرب ناامیدانه چشمانتظارند، همچنان باید صبر کنند.
گیسو نیا، وکیل ایرانی-آمریکایی حقوق بشر، از نبود هرگونه «راهبرد سیاسی گستردهتر» از سوی ترامپ برای حمایت از اپوزیسیون ایران و جامعه مدنی تحت فشار انتقاد کرد.
او به من گفت هیچ برنامهای وجود نداشت «که بتواند انگیزهای برای ریزش نیروها ایجاد کند یا واقعاً این رژیم را بشکند؛ همان چیزی که تمام آن معترضان دنبالش بودند و برایش جان خود را به خطر انداختند.»
نیا گفت: «در نهایت روشن شد که تنها راهبرد این دولت، بمباران کشور بود.»
و این راهبرد شکست خورده است.
