
بیماریای که کسی فکر نمیکند کودکان به آن مبتلا شوند


۵ نشانه ساده، اما مهم سکته مغزی
به گزارش آفتاب نیوز،
بنابر اعلام انجمن سکته مغزی ایران، دکتر بابک زمانی، رئیس انجمن سکته مغزی ایران، در حاشیه هفدهمین کنگره کشوری و بینالمللی سکته مغزی و نورواینترونشن ایران با انتقاد از وضعیت زنجیره درمان سکته مغزی در کشور گفت: ایران هنوز یک زنجیره کامل برای اقدامات درمانی این بیماری ندارد و حتی در مقایسه با کشورهایی مانند ترکیه نیز بهشدت عقب هستیم، بنابراین تکمیل این زنجیره باید مورد توجه جدی نظام سلامت قرار گیرد.
وی افزود: در مرحله حاد سکته مغزی، بیماران باید هرچه سریعتر به بیمارستان منتقل شوند و امکان دسترسی بیماران واجد شرایط به درمانهای پیشرفتهای مانند ترومبکتومی و خارج کردن لخته از عروق مغزی فراهم باشد. همچنین ایجاد واحدهای تخصصی سکته مغزی و توسعه آمبولانسهای مجهز به سیتی اسکن و واحدهای سیار سکته مغزی از نیازهای مهم کشور است.
زمانی با اشاره به خلأ موجود در مراقبت از بیماران پس از مرحله حاد اظهار کرد: بیمار مبتلا به سکته مغزی پس از عبور از مرحله حاد در بسیاری از موارد نباید مستقیماً به منزل منتقل شود، بلکه باید مدتی در مراکز توانبخشی تحت نظر باشد و پس از فراهم شدن شرایط لازم به منزل منتقل شود، چرا که برخی بیماران ممکن است سالها با درجاتی از ناتوانی زندگی کنند.
وی تأکید کرد: برای کارایی درمان سکته مغزی، هیچیک از اجزای این زنجیره را نمیتوان به تنهایی در نظر گرفت و ایجاد واحدهای سکته مغزی، تأمین امکانات، تهیه آمبولانسهای مجهز، دسترسی به درمانهای مداخلهای و فراهم کردن خدمات توانبخشی همگی در کنار یکدیگر ضروری هستند.
در ادامه، دکتر مهدی فرهودی - نایبرئیس انجمن سکته مغزی ایران، با تأکید بر اهمیت زمان در درمان این بیماری گفت: در سکته مغزی هر دقیقه اهمیت دارد و هرچه بیمار سریعتر به مرکز درمانی مناسب برسد، شانس نتیجه بهتر و کاهش ناتوانی بیشتر خواهد بود. زمان معمول برای درمان ترومبولیز حدود ۴.۵ ساعت است، اما هرچه درمان زودتر انجام شود، نتیجه بهتر خواهد بود.
وی افزود: اختلال ناگهانی تعادل، اختلال دید، انحراف صورت، ضعف یکطرفه بدن و اختلال تکلم پنج علامت مهم سکته مغزی هستند و با بروز حتی یکی از این علائم باید سریعاً با ۱۱۵ تماس گرفته شود تا بیمار به مرکز درمان سکته مغزی منتقل شود.
فرهودی با هشدار نسبت به روشهای غیرعلمی گفت: اقداماتی مانند سوزنزدن به نوک انگشتان و لاله گوش، استفاده از زالو و اقدامات مشابه جایگاهی در درمان سکته مغزی ندارند و انجام آنها موجب از دست رفتن زمان طلایی درمان میشود.
وی با اشاره به اجرای برنامه ملی سکته مغزی یا برنامه ۷۲۴ اظهار کرد: طی سالهای اخیر این برنامه موجب بهبود درمان سکته مغزی در کشور شده و اکنون بیش از ۱۴۰ مرکز مراقبت از سکته مغزی در کشور وجود دارد، اما با توجه به حجم بیماری و وسعت کشور، توسعه این مراکز همچنان ضروری است.
فرهودی تأکید کرد: درمانهای حاد سکته مغزی از جمله ترومبولیز و ترومبکتومی علاوه بر نجاتبخشی بیماران، از نظر اقتصاد سلامت نیز مقرونبهصرفه هستند و میتوانند با کاهش ناتوانی، از تحمیل هزینههای سنگین بعدی به خانوادهها و نظام سلامت جلوگیری کنند.

پیشگیری از سندروم روده تحریکپذیر با این ورزش
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از سلامت نیوز، یک بررسی جدید نشان میدهد یوگا میتواند به کاهش علائم گوارشی، اضطراب و افسردگی در مبتلایان به سندرم روده تحریکپذیر کمک کند.
سندرم روده تحریکپذیر باعث درد شکم، نفخ و تغییر در عادات روده میشود.
یک بررسی بالینی جدید از ۱۰ مطالعهی منتشر شده نشان داد افرادی که مبتلا به این بیماری هستند و یوگا تمرین میکنند، علائم گوارشی کلی کمتری را همراه با سطوح پایینتر اضطراب و افسردگی تجربه میکنند.
این مزایا ممکن است در محور روده-مغز- شبکهی ارتباطی که مغز و سیستم گوارش را به هم متصل میکند- نهفته باشد.
در افراد مبتلا به IBS، سیگنالهای آن میتوانند حساس شوند و به استرس اجازه دهند علائم گوارشی را تحریک یا بدتر کند.
محققان فکر میکنند یوگا، که ترکیبی از حرکت، تنفس کنترلشده و ذهنآگاهی است، به فعال کردن پاسخ "استراحت و هضم" بدن کمک میکند.
و با کاهش سطح استرس، هضم ممکن است راحت تر انجام شود.
دکتر «فرانچسکو پاوان»، نویسنده اول مقاله از دانشگاه میلان ایتالیا، میگوید: «برخی از حرکات یوگا و تمرینات تنفسی ممکن است مفید باشند. به عنوان مثال، خم شدن به جلو در حالت نشسته ممکن است به آرام کردن سیستم عصبی کمک کند.»
اگرچه تحقیقات بیشتری مورد نیاز است، یافتهها نشان میدهد که یوگا ممکن است یک رویکرد مکمل امیدوارکننده برای مدیریت سندرم روده تحریکپذیر باشد.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

بچه اول بیشتر بیمار میشود یا بچه دوم؟
به گزارش آفتاب نیوز،
یک مطالعه گسترده که دادههای سلامت بیش از ۱۰ میلیون کودک آمریکایی را بررسی کرده است، نشان میدهد ترتیب تولد در خانواده ممکن است با تفاوتهایی هرچند کوچک در خطر ابتلا به صدها بیماری و اختلال مرتبط باشد.
بر اساس این پژوهش، فرزندان اول در مقایسه با خواهر یا برادر دوم خود، احتمال بیشتری برای ابتلا به برخی اختلالات عصبیروانی از جمله اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD)، سندرم تورت و اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) داشتند. در مقابل، برخی مشکلات گوارشی، میگرن، زونا و اختلالات مرتبط با مصرف مواد در فرزندان دوم بیشتر دیده شد.
این پژوهش که توسط محققان دانشگاه شیکاگو و دانشگاه کلمبیا انجام شده، در نشریه Nature Health منتشر شده است.
بررسی بیش از ۱۰ میلیون کودک و ۵۶۹ بیماری
محققان در این مطالعه دادههای بیمه درمانی آمریکا مربوط به بیش از ۱۰.۳ میلیون کودک را بررسی کردند که هر کدام یک خواهر یا برادر داشتند.
پژوهشگران ارتباط میان اول یا دوم بودن کودک در خانواده و خطر ابتلا به ۵۶۹ بیماری و اختلال مختلف را مورد ارزیابی قرار دادند.
برای افزایش دقت نتایج، هم مقایسه میان خواهر و برادرهای یک خانواده و هم مقایسه فرزندان اول و دوم در خانوادههای مختلف انجام شد. این روش به کاهش تأثیر برخی عوامل خانوادگی و محیطی مانند وضعیت اقتصادی خانواده یا شرایط زندگی کمک میکند.
از میان ۵۶۹ بیماری و اختلال بررسیشده، ۱۵۰ مورد با تفاوت آماری میان فرزندان اول و دوم همراه بود.
فرزندان اول؛ خطر بیشتر برخی اختلالات عصبیروانی
نتایج نشان داد فرزندان اول بهطور آماری بیشتر با برخی بیماریها و اختلالات از جمله آلرژی، اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی، سندرم تورت و اختلال وسواس فکری-عملی مواجه بودند.
پژوهشگران اعلام کردند آثار مرتبط با ترتیب تولد تنها به چند بیماری محدود نمیشود و تقریباً در بسیاری از حوزههای پزشکی مورد بررسی دیده شده است. با این حال، افزایش خطر در فرزندان اول بهویژه در اختلالات عصبیروانی برجستهتر بود.
فرزند دوم؛ مشکلات گوارشی و میگرن بیشتر دیده شد
در مقابل، کودکانی که دومین فرزند خانواده بودند، از نظر آماری بیشتر با برخی مشکلات گوارشی، بیماریهای اسکلتیعضلانی، میگرن، زونا و مشکلات مرتبط با مصرف مواد روبهرو بودند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که این تفاوتها در بیشتر موارد اندازهای کوچک و محدود دارند و نباید به این معنا تفسیر شوند که ترتیب تولد بهتنهایی عامل ایجاد بیماری است.
فاصله سنی خواهر و برادرها هم اهمیت دارد
نتایج پژوهش نشان داد در برخی بیماریها، فاصله سنی میان فرزندان نیز میتواند در این ارتباط نقش داشته باشد.
برای مثال، افزایش فاصله سنی میان خواهر و برادرها با احتمال بیشتر ابتلای فرزند اول به اوتیسم همراه بود. در مقابل، فاصله سنی بیشتر احتمال ابتلای فرزند اول به برخی آلرژیهایی را که خواهر یا برادر او نداشت، کاهش میداد.
محققان معتقدند برای مشخص شدن علت این الگوها به مطالعات بیشتری نیاز است. یکی از عواملی که باید بیشتر بررسی شود، سن والدین است؛ زیرا فرزند اول بهطور طبیعی زمانی متولد میشود که والدین جوانتر هستند.
چرا ترتیب تولد ممکن است بر سلامت اثر بگذارد؟
پژوهشگران میگویند هنوز نمیتوان با اطمینان مشخص کرد که چرا چنین تفاوتهایی وجود دارد.
برخی نظریهها مطرح میکنند که فرزند اول ممکن است توجه و سرمایهگذاری بیشتری از سوی والدین دریافت کند و همزمان با انتظارات بیشتری روبهرو باشد. در مقابل، فرزندان بعدی در محیطی متفاوت رشد میکنند و از همان سالهای ابتدایی بیشتر در معرض میکروبها و تعاملات اجتماعی ناشی از حضور خواهر یا برادر بزرگتر قرار میگیرند.
تفاوت در مواجهه با عوامل ایمنی، شرایط فیزیولوژیک، محیط اجتماعی و رفتار والدین میتواند بخشی از این ارتباط را توضیح دهد.
پژوهشگران در عین حال تأکید دارند که نتایج این تحقیق یک رابطه آماری را نشان میدهد و ثابت نمیکند که ترتیب تولد علت مستقیم بیماریهاست.
به گفته محققان، شواهد حاصل از مقایسه کودکان در یک خانواده و خانوادههای مختلف نشان میدهد ترتیب تولد با تفاوتهای گسترده، اما نسبتاً کوچک در خطر ابتلا به بیماریها همراه است؛ تفاوتهایی که احتمالاً از ترکیبی از عوامل فیزیولوژیک، ایمنیشناختی و اجتماعی ناشی میشوند.
در مجموع، این مطالعه نشان میدهد ترتیب تولد ممکن است نقشی فراتر از آنچه پیشتر تصور میشد در الگوهای سلامت داشته باشد، اما برای مشخص شدن علت این ارتباط و میزان تأثیر عوامل دیگر، تحقیقات بیشتری لازم است.

۵ نشانه اولیه پارکینسون که فقط لرزش دست نیست
به گزارش آفتاب نیوز،
پارکینسون فقط لرزش دست نیست، بیماریای است که میتواند آرام و تدریجی وارد زندگی فرد شود، بدون آنکه در ابتدا نشانههایش بهوضوح دیده شوند. گاهی اولین علامت، لرزش انگشتان است و گاهی کاهش سرعت حرکات، تغییر دستخط، سفتی عضلات یا حتی تغییر صدا.
این بیماری زمانی رخ میدهد که سلولهای خاصی در مغز که وظیفه تولید مادهای به نام «دوپامین» را بر عهده دارند، بهتدریج آسیب میبینند. کاهش دوپامین، هماهنگی طبیعی حرکات را دشوار میکند و به مرور میتواند بر راه رفتن، تعادل و انجام فعالیتهای روزمره اثر بگذارد.
اما داستان پارکینسون فقط به حرکت ختم نمیشود. اختلال خواب، خستگی، تغییرات خلقی، کاهش قدرت بویایی و برخی مشکلات شناختی نیز ممکن است در روند بیماری دیده شوند، به همین دلیل، شناخت علائم اولیه اهمیت زیادی دارد.
لرزش دست میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و هر لرزشی به معنای پارکینسون نیست. حتی بعضی از مبتلایان به پارکینسون ممکن است در مراحل اولیه بیماری لرزش مشخصی نداشته باشند.
آنچه اهمیت دارد، تداوم و مجموعه علائم است، بهویژه زمانی که لرزش یا کندی حرکات با سفتی عضلات، تغییر راه رفتن یا کاهش حرکات طبیعی دستها همراه شود.
در سالهای اخیر توجه زیادی به نقش ورزش و توانبخشی در مدیریت پارکینسون شده است. فعالیت بدنی منظم و تمرینهای متناسب با شرایط بیمار میتوانند به حفظ توانایی حرکتی و استقلال فرد کمک کنند.
تمرینهای تعادلی، حرکات کششی، تمرینهای قدرتی و فعالیتهای هوازی، در صورت مناسب بودن برای شرایط فرد، میتوانند بخشی از برنامه مراقبتی بیمار باشند.
لرزش دست همیشه نشانه پارکینسون نیست
متخصص مغز و اعصاب با اشاره به علائم بیماری پارکینسون گفت: هر فردی که دچار لرزش دست میشود، الزاماً مبتلا به پارکینسون نیست و عواملی مانند اضطراب و استرس، لرزشهای خانوادگی و افزایش سن نیز میتوانند موجب لرزش دست شوند.
علیاکبر طاهریاقدم اظهار کرد: بیماری پارکینسون که گاهی از آن به عنوان «بیماری لرزه» نیز یاد میشود، معمولاً با لرزش یک دست آغاز میشود و در بسیاری از موارد سن بروز آن بالای ۶۰ سال است. لرزش در پارکینسون معمولاً زمانی رخ میدهد که دست در حالت استراحت قرار دارد، به این معنا که وقتی فرد دست خود را در جایی قرار میدهد، لرزش آغاز میشود و معمولاً هنگام انجام فعالیت و بلند کردن یک شیء، لرزش کاهش یافته یا متوقف میشود.
وی ادامه داد: علاوه بر لرزش، بیماران مبتلا به پارکینسون علائم دیگری نیز دارند که از جمله آنها میتوان به کندی حرکات، کاهش پلک زدن و تغییرات چهره و همچنین سفتی مفاصل اشاره کرد، این مجموعه علائم از نشانههای مهم بیماری محسوب میشوند.
پارکینسون همیشه زمینه ژنتیکی ندارد
طاهریاقدم با بیان اینکه پارکینسون یک بیماری پیشرونده است، گفت: با تجویز دارو و درمان مناسب میتوان علائم بیماری را کنترل کرد تا بیمار بتواند زندگی راحتتری داشته باشد.
وی درباره نقش عوامل خانوادگی و ژنتیکی در ابتلا به پارکینسون نیز گفت: این بیماری در بیشتر موارد فامیلی و ژنتیکی نیست، اما احتمال ابتلا در افرادی که سابقه خانوادگی دارند، نسبت به سایر افراد بیشتر است. در مواردی که بیماری زمینه ژنتیکی داشته باشد، ممکن است علائم در سنین پایینتر و حتی حدود ۴۰ سالگی آغاز شود.
کاهش دوپامین در مغز، عامل اصلی بروز علائم پارکینسون
این متخصص مغز و اعصاب افزود: در بیماری پارکینسون، تولید ماده دوپامین در مغز کاهش پیدا میکند و به دنبال آن فعالیت برخی سلولهای عصبی از حالت طبیعی خارج میشود. با پیشرفت بیماری، وضعیت بدنی فرد نیز تغییر میکند و ممکن است بدن به تدریج خمیده شود و بیمار هنگام راه رفتن قدمهای کوچکتری بردارد.
طاهریاقدم با اشاره به یکی از روشهای درمانی برای برخی بیماران جوانتر مبتلا به پارکینسون گفت: در برخی بیماران که شرایط لازم را داشته باشند، میتوان از روش تحریک عمقی مغز یا DBS استفاده کرد. این روش معمولاً در تهران انجام میشود و بیمارانی که شرایط لازم را داشته باشند به مراکز مربوطه ارجاع میشوند، البته این روش برای همه بیماران پاسخ یکسانی ندارد.
وی با تأکید بر اهمیت مراجعه بهموقع بیماران گفت: در سنین بالا نیز اگر بیمار دیر مراجعه کند، درمان دارویی برای او تجویز میشود، اما افزایش میزان دارو لزوماً موجب جلوگیری از پیشرفت بیماری یا بهبود بیشتر بیمار نمیشود.
این متخصص مغز و اعصاب ادامه داد: افزایش بیش از اندازه دارو میتواند موجب بروز عوارض شود، برای مثال ممکن است حرکات غیرارادی در دهان ایجاد شود؛ بنابراین توصیه میشود دارو به اندازهای مصرف شود که علائم بیماری را کنترل کند و از افزایش خودسرانه میزان دارو پرهیز شود.
برخی داروهای روانگردان میتوانند علائمی شبیه پارکینسون ایجاد کنند
طاهریاقدم درباره علائم مشابه پارکینسون که ممکن است در اثر مصرف برخی داروها ایجاد شود، اظهار کرد: بعضی داروها، بهویژه برخی داروهای روانگردان، میتوانند عوارضی ایجاد کنند که شبیه علائم پارکینسون باشد. در چنین شرایطی باید علت بروز علائم توسط پزشک بررسی شود.
وی با اشاره به محدودیت برخی فعالیتها برای بیماران مبتلا به پارکینسون گفت: افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، در انجام کارهایی که نیاز به واکنش سریع دارند ممکن است با مشکل مواجه شوند، بنابراین باید در انجام چنین فعالیتهایی احتیاط کنند.
این متخصص مغز و اعصاب با بیان اینکه لرزش سر نیز میتواند در برخی بیماران مبتلا به پارکینسون دیده شود، گفت: با این حال، لرزش در بیماری پارکینسون عمدتاً در دستها مشاهده میشود.
طاهریاقدم درباره امکان پیشگیری از پارکینسون نیز اظهار کرد: برای این بیماری پیشگیری مشخصی وجود ندارد و زمانی که علائم بیماری ظاهر شود، بر اساس شرایط بیمار درمان دارویی آغاز میشود. پارکینسون در بسیاری از موارد بدون علت مشخص ایجاد میشود.
وی تأکید کرد: درمان بیماران مبتلا به پارکینسون باید متناسب با شرایط هر فرد باشد و نمیتوان برای همه بیماران نسخه درمانی یکسانی در نظر گرفت. ممکن است دو یا سه بیمار مبتلا به پارکینسون درمان مشابهی نداشته باشند و هر بیمار بر اساس شرایط خود به دارو و دوز مشخصی نیاز داشته باشد.
این متخصص مغز و اعصاب توصیه کرد: بیماران باید پزشک معالج خود را با دقت انتخاب کنند و داروها را بر اساس نظر و صلاحدید پزشک مصرف کنند. همچنین زمان مصرف دارو باید رعایت شود، برای مثال اگر دارویی هر هشت ساعت تجویز شده است، بیمار باید آن را در زمانهای تعیینشده مصرف کند، چراکه داروها نیمهعمر مشخصی دارند و رعایت فاصله زمانی مصرف آنها اهمیت دارد.
پنج تمرین ورزشی برای بهبود حرکات دست بیماران مبتلا به پارکینسون
یک متخصص مغز و اعصاب و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اهمیت انجام تمرینهای ورزشی در بیماران مبتلا به پارکینسون، گفت: تمرینها و ورزشهایی که ارائه شدهاند، باعث بهبود حرکات دست در بیماران مبتلا به پارکینسون میشوند.
حامد آذر اظهار کرد: بیماری پارکینسون نوعی اختلال پیشرونده سیستم عصبی است که بر روی حرکت تأثیر میگذارد. علائم این بیماری بهتدریج شروع میشود و گاهی اوقات تنها با یک لرزش کوچک در یک دست که فرد به سختی متوجه آن میشود، آغاز میشود.
این متخصص مغز و اعصاب ادامه داد: علاوه بر لرزشها که بسیار رایج هستند، این اختلال معمولاً باعث خشکی یا کند شدن حرکت نیز میشود.
آذر افزود: بیمار برای کنترل حرکات بدن، بهویژه حرکات دست و کنترل لرزش دست، باید از دارو استفاده کند و تمرینات ورزشی انجام دهد.
وی اظهار کرد: در تمرین اول، ابتدا بیمار باید هر دو آرنج خود را خم کرده و سپس انگشتان دست خود را به سمت خود جمع کند و بهگونهای که انگشت شست و بقیه انگشتان کاملاً خم شوند، دستها را حرکت دهد. در این تمرین، بیمار باید انگشت شست را تا حد امکان به سمت مچ دست خم کند و سپس این حرکت را تکرار کند این حرکت باید به تعداد ۲۰ بار در روز انجام شود.
وی به تمرین دوم اشاره کرد و گفت: ابتدا بیمار باید هر دو آرنج خود را خم کند و سپس انگشتان دست خود را به سمت مشت خود جمع کند و بهگونهای که انگشتان را به ترتیب به انگشت شست زده و این عمل را برعکس نیز تکرار کند این حرکت باید روزانه چهار بار انجام شود.
این متخصص مغز و اعصاب به تمرین سوم اشاره کرد و افزود: ابتدا بیمار باید هر دو آرنج خود را باز کرده و بازوها را به سمت جلو بیاورد، سپس ساعد و دست را بچرخاند این حرکت باید روزانه ۲۰ بار انجام شود.
وی گفت: در تمرین چهارم، ابتدا بیمار باید هر دو آرنج و دستهای خود را باز کرده و بازوها را به سمت جلو بیاورد، سپس بلافاصله آرنجها را خم کرده و به سمت خود بیاورد و دستها را مشت کند این حرکت باید به تعداد ۲۰ بار در روز انجام شود.
وی اظهار کرد: در تمرین پنجم، ابتدا بیمار باید هر دو آرنج خود را خم کند و انگشت شست را به سمت خود گرفته و انگشتان دست را در زاویه ۹۰ درجه خم کند این حرکت باید به تعداد ۲۰ بار در روز انجام شود.
منبع: ایسنا

مرگ ناگهانی با قلب ظاهراً سالم؛ سندرم SADS چیست و چه علائمی دارد؟
جام جم آنلاین - سندرم مرگ ناگهانی بزرگسالان (SADS) به مواردی از مرگ ناگهانی و غیرقابل توضیح گفته میشود که معمولاً به دنبال یک اختلال خطرناک در ریتم قلب رخ میدهد؛ اختلالی که ممکن است در بررسیهای معمول پس از مرگ نیز اثری از خود بر جای نگذارد.
این موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که فرد پیش از مرگ، کاملاً سالم و فعال به نظر برسد و هیچ سابقه مشخصی از بیماری قلبی نداشته باشد. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که چگونه ممکن است قلب فرد ظاهراً سالم، ناگهان از کار بیفتد؟
پاسخ را باید تا حدی در سیستم الکتریکی قلب جستوجو کرد.
قلب تنها یک پمپ عضلانی نیست؛ هر ضربان آن با یک سیگنال الکتریکی آغاز میشود. این سیگنال باید با نظم مشخصی در بخشهای مختلف قلب منتشر شود تا عضله قلب منقبض شده و خون را در بدن به جریان بیندازد.
اگر این فعالیت الکتریکی دچار اختلال شود، ممکن است آریتمی یا بینظمی ضربان قلب ایجاد شود. بیشتر آریتمیها خطرناک نیستند، اما برخی اختلالات ریتم، بهویژه آریتمیهایی که از بطنهای قلب آغاز میشوند، میتوانند مرگبار باشند. وقتی اختلال الکتریکی قلب به ایست قلبی منجر میشود
یکی از خطرناکترین حالتها فیبریلاسیون بطنی است. در این وضعیت فعالیت الکتریکی قلب بهشدت آشفته میشود و بطنها به جای انقباض مؤثر، دچار لرزش میشوند.
در نتیجه، قلب دیگر نمیتواند خون کافی را به مغز و سایر اندامها برساند و فرد هوشیاری خود را از دست میدهد. اگر در چنین شرایطی احیای قلبی-ریوی (CPR) و در صورت نیاز شوک الکتریکی با دفیبریلاتور انجام نشود، ایست قلبی میتواند در مدت کوتاهی به مرگ منجر شود. تفاوت حمله قلبی با ایست قلبی
حمله قلبی و ایست قلبی یکسان نیستند.
در حمله قلبی، معمولاً یک شریان مسدود شده و جریان خون به بخشی از عضله قلب کاهش مییابد یا متوقف میشود.
اما در ایست قلبی، مشکل اصلی توقف ناگهانی عملکرد مؤثر قلب در پمپاژ خون است.
البته حمله قلبی میتواند در برخی موارد باعث ایست قلبی شود، اما هر ایست قلبی ناشی از حمله قلبی نیست. در بسیاری از موارد SADS، مسئله اصلی یک اختلال الکتریکی و آریتمی خطرناک است. چرا تشخیص SADS دشوار است؟
یکی از ویژگیهای مهم این سندرم، دشواری شناسایی علت آن پس از مرگ است.
کالبدشکافی میتواند مشکلات ساختاری قلب مانند انسداد عروق، آسیب عضله قلب یا بزرگشدن غیرطبیعی قلب را آشکار کند؛ اما اختلالات الکتریکی قلب لزوماً اثری قابل مشاهده در بافت قلب باقی نمیگذارند.
به همین دلیل ممکن است قلب در بررسی پس از مرگ ظاهری طبیعی داشته باشد، در حالی که پیش از مرگ، یک اختلال خطرناک در سیستم الکتریکی آن رخ داده باشد.
در چنین شرایطی بررسیهای تخصصیتر و در برخی موارد آزمایشهای ژنتیکی میتوانند به یافتن علت احتمالی کمک کنند. نقش ژنتیک در مرگ ناگهانی
بخشی از موارد SADS میتواند با بیماریهای ارثی مرتبط باشد. برخی از این بیماریها بر کانالهای یونی سلولهای قلب اثر میگذارند؛ کانالهایی که در ایجاد و انتقال سیگنالهای الکتریکی قلب نقش دارند.
از جمله بیماریهای شناختهشده در این زمینه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: سندرم QT طولانی سندرم بروگادا تاکیکاردی بطنی پلیمورفیک کاتکولآمینرژیک یا CPVT
وجه مشترک این اختلالات آن است که میتوانند ریتم قلب را به شکل خطرناکی تغییر دهند، بدون اینکه الزاماً تغییر واضحی در ساختار قلب ایجاد کنند.
در موارد خاص، بررسی DNA فرد فوتشده میتواند برای شناسایی جهشهای مرتبط با بیماریهای ارثی قلبی انجام شود؛ روشی که از آن با عنوان کالبدشکافی مولکولی نیز یاد میشود. علائم هشداردهنده SADS چیست؟
برخی افراد مبتلا به اختلالات زمینهای ممکن است تا پیش از وقوع حادثه هیچ علامت واضحی نداشته باشند. با این حال، در برخی موارد علائمی وجود دارد که نباید نادیده گرفته شوند.
مهمترین موارد عبارتند از: غش یا بیهوشی بدون علت مشخص غش هنگام ورزش یا فعالیت شدید تپش قلبهای مکرر یا غیرعادی سرگیجههای قابل توجه برخی حملات شبیه تشنج که ممکن است در واقع ناشی از اختلال ریتم قلب باشند سابقه خانوادگی مرگ ناگهانی، بهویژه در سنین پایین
البته وجود تپش قلب یا سرگیجه بهتنهایی به معنای ابتلا به بیماری خطرناک نیست و این علائم علل بسیار متنوع و اغلب کمخطر دارند. با این حال، غش هنگام ورزش یا ترکیب این علائم با سابقه خانوادگی مرگ ناگهانی، نیازمند ارزیابی پزشکی است. سابقه خانوادگی چرا اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین سرنخها در بررسی مرگ ناگهانی بدون علت مشخص، سابقه خانوادگی است.
اگر یکی از بستگان نزدیک مانند والدین، خواهر، برادر یا فرزند در سن پایین و به شکل غیرمنتظره فوت کرده باشد، پزشک ممکن است احتمال وجود یک بیماری ارثی قلبی را بررسی کند.
به همین دلیل، بررسی یک مورد مرگ ناگهانی در خانواده نباید لزوماً با فرد فوتشده پایان یابد و ممکن است بستگان نزدیک نیز نیاز به ارزیابی داشته باشند. اعضای خانواده چگونه بررسی میشوند؟
با توجه به شرایط فرد و سابقه خانوادگی، پزشک ممکن است آزمایشها و بررسیهایی مانند موارد زیر را درخواست کند: نوار قلب یا ECG اکوکاردیوگرافی تست ورزش پایش طولانیمدت ریتم قلب آزمایشهای ژنتیکی
هدف این بررسیها شناسایی اختلالاتی است که ممکن است در فرد بدون علامت باقی مانده باشند اما در شرایط خاص خطر ایجاد کنند. آیا میتوان از مرگ ناگهانی پیشگیری کرد؟
در برخی موارد، شناسایی افراد در معرض خطر پیش از وقوع حادثه میتواند نقش مهمی در پیشگیری داشته باشد.
نوع درمان به بیماری زمینهای بستگی دارد و ممکن است شامل دارو، توصیه یا محدودیتهای ورزشی، پرهیز از برخی داروهای خاص و در افراد منتخب استفاده از دفیبریلاتور قابل کاشت (ICD) باشد.
ICD میتواند ریتم قلب را بهطور مداوم پایش کند و در صورت شناسایی برخی ریتمهای خطرناک، با ارسال شوک الکتریکی مناسب به بازگرداندن ریتم قلب کمک کند. نام دقیقتر این سندرم چیست؟
اصطلاح Sudden Arrhythmic Death Syndrome یا «سندرم مرگ ناگهانی ناشی از آریتمی» در ادبیات تخصصی قلب، توصیف دقیقتری از این وضعیت ارائه میدهد.
این نام بر نکته مهمی تأکید میکند: در برخی مرگهای ناگهانی، مشکل اصلی نه یک نقص قابل مشاهده در ساختار قلب، بلکه اختلالی خطرناک در سیستم الکتریکی و ریتم قلب است.
بنابراین، SADS صرفاً یک عنوان برای مرگهای ناشناخته نیست؛ بلکه یادآور این واقعیت است که برخی بیماریهای الکتریکی و ارثی قلب ممکن است با بررسیهای معمول شناسایی نشوند.
ترکیب بررسی تخصصی پزشکی، ارزیابی سابقه خانوادگی و در موارد لازم آزمایشهای ژنتیکی میتواند به شناسایی برخی از این خطرهای پنهان کمک کند و در صورت وجود بیماری ارثی، امکان بررسی و مراقبت از سایر اعضای خانواده را فراهم آورد.
توجه پزشکی: این مطلب آموزشی است و جایگزین تشخیص یا توصیه پزشک نیست. غش بدون علت، بهویژه هنگام ورزش، یا سابقه خانوادگی مرگ ناگهانی باید با نظر پزشک بررسی شود.
