
به گزارش اینتیتر، نشان دادن احساسات، بخشی طبیعی از تعاملات روزمره اجتماعی است. برای مثال، وقتی دوستی به ما میگوید فردی خاص را ملاقات کرده است، انتظار میرود علاقه و هیجان خود را نسبت به این خبر نشان دهیم. با این حال، جورج بونانو، استاد دانشگاه کلمبیا، و چارلز برتون، پژوهشگر دانشگاه ییل، معتقدند گاهی لازم است احساسی را بیشتر یا کمتر از آنچه واقعاً تجربه میکنیم، نشان دهیم.
به گزارش سایکولوژی تودی، بونانو و برتون مقیاسی با عنوان «مقیاس انعطافپذیری در تنظیم بیان هیجانی» طراحی کردهاند که توانایی فرد در تغییر و تنظیم نحوه بروز احساسات را اندازهگیری میکند.
برخی از موقعیتهایی که در این مقیاس مطرح شدهاند، عبارتاند از: یکی از اعضای خانواده به شما هدیهای میدهد، اما پیراهنی است که از آن خوشتان نمیآید. باید خوشحالی و هیجان خود را نشان دهید. در مراسم خاکسپاری فردی شرکت کردهاید که او را نمیشناسید. باید غمگین و متین باشید. مهمان یک مراسم مذهبی رسمی و جدی هستید و فردی که کنار شما نشسته، یک شوخی خندهدار در گوشتان میگوید. باید جلوی خنده خود را بگیرید.
افرادی که توانایی تنظیم احساسات خود را دارند، میتوانند اطلاعات جدید را سریعتر تحلیل کنند؛ زیرا قادرند برای لحظهای از واکنش عاطفی فاصله بگیرند و منطقیتر فکر کنند. این توانایی به فرد کمک میکند فرصتهای مختلف را ببیند و خود را با شرایط جدید وفق دهد.
تنظیم احساسات همچنین کمک میکند واکنشهای فوری و تکانشی را کنار بگذاریم و برای مشکلاتی که در زندگی پیش میآیند، راهحل پیدا کنیم. افرادی که معمولاً میتوانند احساسات خود را مدیریت کنند، روابط بهتری نیز دارند؛ چه در روابط عاطفی و خانوادگی و چه در محیط کار و روابط اجتماعی.
افرادی که از نظر عاطفی تنظیمشدهتر هستند، معمولاً تفکر انعطافپذیرتری نیز دارند. این انعطافپذیری ذهنی میتواند از شکلگیری واکنشهای شدید عاطفی جلوگیری کند؛ واکنشهایی که گاهی احساس درماندگی، فشار شدید و ناتوانی در تصمیمگیری ایجاد میکنند.
احساسات شدید …












