
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، معادله دلار و ریال در اقتصاد ایران به یکی از مهمترین تناقضهای ساختاری اقتصاد کشور تبدیل شده است؛ تناقضی که به باور بسیاری از منتقدان، هزینهها و قیمتها را به دلار گره میزند، اما درآمد اکثریت مردم همچنان به ریال پرداخت میشود. نتیجه این نابرابری محاسباتی، افزایش مستمر فشار اقتصادی، کاهش قدرت خرید و گسترش شکاف میان درآمد و هزینه خانوارهاست.
صورت ساده مسئله این است که در بسیاری از محاسبات اقتصادی، قیمت کالاها و خدمات با توجه به نرخ دلار تعیین یا تعدیل میشود، اما حقوق و دستمزد بخش بزرگی از مردم همچنان بر مبنای ریال محاسبه میشود. این تفاوت، بهویژه در شرایط کاهش ارزش پول ملی، فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی را روزبهروز افزایش میدهد.
هزینههای دلاری، درآمدهای ریالی؛ تناقض اصلی اقتصاد ایران
در ادبیات اقتصادی و سیاستگذاری ایران، بخش قابل توجهی از قیمتهای نسبی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر نرخ دلار قرار دارند. از کالاهای اساسی و مواد اولیه گرفته تا خودرو، دارو، خدمات حملونقل، اجاره مسکن، طلا، سکه و بسیاری از کالاهای موجود در بازار، تغییرات نرخ ارز میتواند به عاملی برای افزایش قیمت تبدیل شود.
این در حالی است که درآمد اکثریت کارگران، کارمندان و حقوقبگیران به ریال پرداخت میشود. در نتیجه، با افزایش نرخ دلار، هزینههای زندگی با سرعت بیشتری رشد میکند، اما درآمدها معمولاً با همان سرعت و متناسب با تورم و کاهش ارزش پول ملی افزایش نمییابد.
منتقدان این وضعیت معتقدند که بخش مهمی از فشار اقتصادی مردم از همین تفاوت میان مبنای تعیین قیمتها و مبنای پرداخت درآمدها ناشی میشود؛ شرایطی که میتوان آن را «هزینههای دلاری و درآمدهای ریالی» توصیف کرد.
آیا همه کالاها باید با دلار قیمتگذاری شوند؟
طبیعی است که برخی کالاها بهدلیل ارتباط مستقیم با بازارهای جهانی، تحت تأثیر قیمت دلار و ارزهای خارجی قرار داشته باشند. طلا و سکه از روشنترین نمونهها هستند، زیرا ارزش آنها ارتباط مستقیمی با قیمت جهانی طلا و نرخ ارز دارد.
همچنین در اقتصادی که بخشی از نیازهای خود را از طریق واردات تأمین میکند، قیمت کالاهای وارداتی ناگزیر با نرخ ارز ارتباط خواهد داشت. کالایی که با دلار خریداری و وارد کشور میشود، …












