
به گزارش شهرآرانیوز؛ آرامگاه خواجهربیع، حیطه پیرامونش از روزگار ساخت مزار تا زمانی که باغات آن حوالی چتر سبز داشتهاند، برای کسانی که نیاز بوده روح خود را در آغوش گشوده طبیعت تازه کنند، تفرجگاه بوده است و برای آنان که دل به تاریخ گره زدهاند، میعادگاه هنر و تماشای گذر زمان.
برای مجاورانی هم که جانشان را بادیانت آمیختهاند، زیارتگاه یکی از یاران امیرالمؤمنین (ع) بوده است؛ مزاری که حتی نذر و نیازشان را بهسوی آن روانه کردهاند. برای زائرانی هم که قدم در راه مشهد گذاشتهاند، دومین مزاری بوده که بر سر آن حاضر میشدهاند تا زیارت و تفرج را درکنار یکدیگر تجربه کنند.
در دوران متأخر، این مکان، خانه آخرتِ سفرکردگان شهر نیز شده است؛ خانهای که بازماندگان بسیاری را بهسوی خود میکشاند تا دیدار با آخرین نشان عزیزشان بر روی زمین را تازه کنند. خواجهربیع برای هرکس، همان چیزی بوده است که از آن طلب کرده و شاید به همین سبب، همچنان جایگاه خود را درمیان مشهدیها حفظ کرده است.
این روزها نیز برخی به شوق تاریخ میآیند و برخی برای تفرج؛ بعضی زائرند و بعضی بازمانده. همه در جوار مزار «ربیعبنخثیم» گردهم میآیند تا هرکدام، به فراخور خواسته و حال خویش، مقصودی را بجویند. ما هم از دل این نوشته و در قسمت نخست روایتگریمان از خواجهربیع، روزگار رفته بر این جهان کوچک را میطلبیم تا چند روایت تازه آن را از دل صفحات تاریخ بیرون بکشیم. نخستین اخبار و اسناد مزار
در میان اسناد دوره ناصری، گزارش روزنامه وقایعاتفاقیه به تاریخ ۸خرداد ۱۲۳۳خورشیدی، سرنخ جالبی از فعالیتهای عمرانی در اطراف شهر مشهد به دست میدهد. طبق این خبر، «مقربالخاقان وزیر نظام و متولیباشی» هنگام حرکت بهسمت خواجه ربیع خارج از ارضاقدس، خرابههای مسجدی قدیمی را میبیند. او پس از پرسوجو درباره موقوفات احتمالی این مسجد مخروبه، دستور میدهد معماران، بنا را برآورد کنند و بودجهای برای ساخت مسجدی مناسب اختصاص یابد. در ادامه خبر آمده است که زمینهای بایر و بیمالک پیرامون مزار نیز از حاکم شرع اجاره شده تا باغی برای مسجد احیا شود. هرچند در متن گزارش، نامی از بقعه خواجهربیع برده نشده است، اما قرائنی، چون خروج از دروازه شهر، مسیر حرکت بهسوی خواجهربیع و ترکیب «مسجد، باغ و زمینهای پیرامونی»، …
