وقف، جاری ساختن خیر در زندگی نسلهای آینده و یکی از راههای زیبای ماندگار کردن نیکی است و میتوان آن را از مصادیق برجسته باقیاتصالحات دانست که در آیه ۴۶ سوره کهف به آن اشاره شده است: «وَ الْباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً.» یعنی آثار ماندگار شایسته، ثوابش نزد پروردگارت، بهتر و امیدبخشتر است.
وقف، سنتی ریشهدار است که در طول تاریخ، هزاران مدرسه و بیمارستان ساخته، دست نیازمندان بسیاری را گرفته و چراغ دانش و معنویت را روشن نگه داشته است. بااینحال، بهرهگیری کامل از این ظرفیت عظیم، نیازمند بازنگری شیوههای مدیریت و جهتدهی منابع وقفی است. وقف، همچنان میتواند گرههای بسیاری را بگشاید؛ به شرط آنکه هم نگاه ما به آن بهروز شود و هم شیوه اداره موقوفات با نیازهای زمانه، هماهنگی بیشتری پیدا کند.
جای تأسف است که گاه، برخی موقوفات، با وجود ارزش فراوان، بازده اقتصادی مناسبی ندارند. ملکی که میتواند منشأ خدمات گسترده باشد، گاه بهدلیل فرسودگی یا نبود برنامهای برای احیا و بهرهبرداری، کماثر باقی میماند. بی تردید سرمایهگذاری ایمن و مولد با رعایت نیت واقف و غبطه وقف، میتواند این داراییها را دوباره به جریان خدمت بازگرداند.
ازسوی دیگر، کاستیهای مدیریتی و نبود شفافیت کافی، گاه اعتماد عمومی را کاهش میدهد. اعتماد واقفان و خیران، زمانی تقویت میشود که آثار اجتماعی وقف و چگونگی اداره منابع آن را ببینند.
اگر مردم بهروشنی بدانند که موقوفات چگونه اداره میشود و منافع آنها به کدام بخش جامعه میرسد، با اطمینان و انگیزه بیشتری به تحقق شعار «همه واقف باشیم» کمک خواهند کرد و در این مسیر، ایجاد شفافیت با راهکارهایی نظیر گزارشدهی روشن و فراهم کردن امکان ارزیابی عملکرد موقوفات، میتواند این اعتماد را تقویت و راه وقفهای تازه را هموار کند. …












