
به گزارش شهرآرانیوز، رفتن سراغ داستانهای پلیسی در ایران، بهخاطر محدودیتهای فرامتنی، با مشکلات زیادی روبهرو است. بهخصوص با در نظر گرفتن اینکه جذابیت و موفقیت داستانهای کارآگاهی، بهطور عمومی، بسته به میزان غافلگیری و مبهم نگه داشتن پیچهای کلیدی داستانی است. در چنین شرایطی، سازندگان سریال «اعتراف میکنم» در مجموع راههای هوشمندانهای پیدا کردهاند تا، بدون عبور از خطوط قرمز، روح تازهای در یک روایت پلیسی ایرانی بدمند. اهمیت جزئیات
روایت داستان پلیسی در فضایی محدود مثل یک شمشر دولبه است. در «اعتراف میکنم»، این تمهید هر چند ضرباتی به سریال زده (برخی از خردهداستانها ممکن است عمق چندانی پیدا نکنند و در مواردی بار بخش زیادی از اطلاعات منتقلشده روی دوش دیالوگها افتاده است تا تصاویر)، اما از جنبههای دیگری به نفع این اثر تمام شده است و آن هم تمرکز روی جزئیات است. در دو قسمتی که تاکنون از این سریال منتشر شده شاهد بودهایم که روند کاشت و برداشت با توجه سازندگان به جزئیاتی دقیق انجام شده که میتواند ذهن مخاطب را درگیر کند. در چنین شرایطی، بیش از این که توجه تماشاگر به تولید (پروداکشن) اثر جلب شود، به سمت پیدا کردن این کاشتهای جزئی متمایل میشود. هنر بومیسازی
«اعتراف میکنم»، همانطور که در تیتراژ خود اثر هم ذکر شده است، اقتباسی است از مجموعه جذاب Criminal (از محصولات نتفلیکس). درحالیکه در سالهای اخیر بارها با آثاری روبهرو شدهایم که تا حد زیادی به کپیکاری از نمونههای موفق خارجی تبدیل شدهاند بدون اینکه خود را ملزم به ذکر این نکته بدانند، اعلام صریح این الهام گرفتن امری شجاعانه و نشاندهنده اعتمادبهنفس سازندگان «اعتراف میکنم» است. این اعتمادبهنفس بیدلیل نیست چرا که میتوان گفت این سریال، حداقل تا اینجا، در بومیسازی منبع الهامش تا حد زیادی موفق عمل کرده است. این بومیسازی را هم میتوان در دیالوگنویسی باورپذیر اثر دنبال کرد، هم در شکل روابط انسانی این سریال، و هم حتی در جزئیاتی همچون چهرهپردازی برخی از بازیگران (در رأس همه پوریا پورسرخ). آنچه در چهرهپردازی کاراکتر پورسرخ جلب نظر میکند، نزدیککردن او به یک نمونه آشنا از افرادی است که در ادارهها بارها با آنها روبهرو شدهایم. رعایت همین جزئیات است که «اعتراف میکنم» را از تبدیل شدن به …




![[غلامحسین اسلامیفرد] صنعت دفاعی؛ پشتوانه اقتدار و امنیت ایران](/news/u/2026-08-22/ettelaat-smva6.jpg)







