اربعین از آن موقعیتهایی است که وقتی انسان در میانه آن قرار میگیرد، احساس هویت میکند. وقتی انسان به دل بیابان میزند، قدم به قدم در این مسیر گام برمیدارد و قطرهای میشود در دریای عظیم راهپیمایان اربعین حسینی، آنوقت است که یک فکری به دل آدم میآید که «بله من عضوی از خانواده میلیونی اباعبدالله (ع) هستم». آنوقت است که انسان احساس میکند پرچمی بر دوشش گذاشته شده و بهعنوان یک هویت، مسئولیتی برعهده دارد.
ذات اربعین این است که هویتبخشی میکند و این هویت، زمانی که درک شد، نباید به حال خود رها شود. این هویتی اربعینی که مرجع الهامش تشرف به کربلای معلی، درک حضور در این خیمهگاه و همکلامشدن با حضرت سیدالشهدا (ع) است، باید پس از اربعین هم در وجود انسان زنده بماند، رشد پیدا کند و به بالندگی برسد. چرا؟ چون اگرچه به این مراسم «اربعین حسینی» میگویند، اما واقعیت این است که این هویت خیلی بیشتر از سوگواری برای یک اندوه قدیمی برای آینده ما و نسل بشر شکل گرفته، برای تربیت یاران منجی، برای ترسیم تصویری از یک جامعه کامل در آخرالزمان. این یک «اربعین مهدوی» است! …










