
گاهی صدایشان چنان بلند است که صدا به صدا نمیرسد. کلماتشان هم محترم و در نگاهی نیز معتبر است ولی یک «اما» دارد، اما در بازیهای پیچیده قدرت و در میانه میدانهای نبرد نوین، دشمن بیشتر از «شکاف» عبور میکند و به «ادراک» میرسد و آن را هدف قرار میدهد.
این بسیار، بسیار خطرناکتر است از بمب و موشک که به گمان ویرانی فیزیکال، آبادانی غیرت و معرفت به دنبال دارد. اینجاست که هشدار اخیر نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را باید با تأمل خواند و به عنوان یک «الزام راهبردی» برای بازشناسی جریانهایی که با نقاب دین و به بهانه «دفاع از ولایت»، در واقع به دنبال تخریب «انسجام ملی» هستند بدان نگریست.
آنجا که میگوید: دشمن برای ایجاد شکاف و از بین بردن انسجام جامعه از ابزارهای مختلف استفاده میکند، گاهی نیز با استفاده از ادبیات دینی و حتی با عنوان دفاع از ولایت، افراد و جریانهایی را وارد میدان میکند تا انسجام جامعه را هدف قرار دهد. بله، واقعیت کف میدان را که میبینیم نباید کف روی آب تصور کنیم.
لایههای مختلفی دارد که باید، چون کتاب برای شب امتحان به دقت ورق زد. ما در روزگار جنگ ترکیبی زندگی میکنیم. دورانی که دشمن میلیاردها دلار برای مهندسی افکار سرمایه گذاری کرده تا از لایههای ظریف اجتماعی، نفوذ کند. در این میان، باید میان انقلابی اصیل و مدعی انقلابیگری مرزی دقیق و برنده ترسیم کرد.
معیار تمیز دادن این دو، نه در ادعا، که در نتیجه خوانی است. انقلابی کسی نیست که با بلندترین صدا، بیشترین شکاف را ایجاد کند. انقلابی کسی است که در برابر دشمن و در هندسه اتحاد مقدس، همچون سدی استوار ایستاده باشد. باید صراحتا گفت: هرکس با استفاده از ادبیات تند و تهاجمی، با تخریب چهرههای موجه جامعه و ارکان تصمیم گیر نظام صدایش را بلند میکند، احتمالا در حال ایفای نقش بلندگوی دشمن است.
ادعای دفاع از ولایت، هرگز نمیتواند گناه وحدت شکنی را بپوشاند و استفاده از ادبیات دینی، هرگز نمیتواند نتیجه غیردینی اختلاف را پنهان کند. حقیقت این است که ادعا نمیتواند جایگزین واقعیت شود. هر رفتاری در جایگاه خودش، معنای …












